آثار انتظار ظهور مهدى (ع)

بعضى از ناآگاهان چنین پنداشته‏اند که انتظار ظهور مهدى (ع) بر اساس آیات فوق(که درمقاله قبل آمده است) ممکن است سبب رکود و عقب ماندگى یا فرار از زیر بار مسؤولیتها و تسلیم در برابر ظلم و ستم گردد، چرا که اعتقاد به این ظهور بزرگ مفهومش قطع امید است از اصلاح جهان قبل از او حتى کمک کردن به گسترش ظلم و فساد است تا زمینه ظهور آن حضرت فراهم گردد.

این سخنى است که سالهاست بر سرزبان مخالفان و منکران قیام مهدى (ع) است و ابن خلدون به آن اشاره کرده است، درحالى که مطلب کاملا برعکس است و انتظار این ظهور بزرگ آثار بسیار سازنده‏اى دارد که در ذیل به طور فشرده مى‏آوریم تا معلوم شود آنها که چنین قضاوت کرده‏اند قضات عجولانه و حساب نشده‏اى است در برابر مساله‏اى که هم در قرآن مجید به آن شاره شده و هم در احادیث متواتره که در کتب معروف اهل سنت و منابع مشهور شیعه آمده با صراحت مطرح شده است .

 

* * *

حقیقت انتظار و آثار سازنده آن

سخن در این بود که آیا ایمان به ظهور مهدى (ع) با آن برنامه جهانیش که عالم را پر از عدل و داد مى‏کند و ریشه‏هاى ظلم و ستم را قطع مى‏نماید اثر سازنده تربیتى دارد یا آثار منفى ؟

آیا ایمان به چنین ظهورى انسان را چنان در افکار رؤیایى فرو مى‏برد که از وضع موجود خود غافل مى‏گردد و تسلیم هرگونه شرایط مى‏کند ؟

 

و یا این که به راستى این عقیده یک نوع دعوت به قیام و سازندگى فرد و اجتماع است ؟

آیا ایجاد تحرک مى‏کند یا رکود؟

آیا مسئولیت آفرین است یا مایه فرار از زیر بار مسئولیتها ؟

وبالاخره آیامخدر است یا بیدار کننده ؟

 

ولى قبل از توضیح و بررسى این سؤالات توجه به یک نکته کاملاً ضرورى است و آن این که سازنده‏ترین دستورات و عالیترین مفاهیم هرگاه بدست افراد نا وارد یا نالایق یا سوء استفاده چى بیفتد ممکن است چنان مسخ شود که درست نتیجه‏اى بر خلاف هدفى اصلى بدهد و در مسیرى بر ضد آن حرکت کند و این نمونه‏هاى بسیار دارد و مسئله «انتظار» بطورى که خواهیم دید در ردیف همین مسائل است .

 

بهر حال براى رهایى از هر گونه اشتباه در محاسبه در این گونه مباحث باید به اصطلاح آب را از سرجشمه گرفت تا آلودگیهاى احتمالى نهرها و کانالهاى میان راه در آن اثر نگذارد.

یعنى ما در بحث انتظار مستقیما به سراغ اصلى اسلامى رفته و لحن گوناگون روایاتى راکه روى مسئله انتظار تاکید مى‏کند مورد بررسى قرار مى‏دهیم تا از هدف اصلى آگاه شویم .

اکنون با دقت با این چند روایت توجه کنید:

 

1- کسى از امام صادق (ع) پرسید: چه مى‏گوئید درباره کسى که داراى ولایت پیشوایان است و انتظار ظهور حکومت حق را مى‏کشد و در این حال از دنیا مى‏رود؟

امام (ع) درپاسخ فرمود: هو بمنزله من کان مع القائم فى فسطاطه - ثم سکت هنیئه - ثم قال هو کمن کان مع رسول الله:«او همانند کسى است که با رهبر این انقلاب در خیمه او(ستاد ارتش او) بوده باشد - سپس کمى سکوت کرد - و فرمود مانند کسى است که با پیامبر اسلام (ص) در «مبارزاتش» همراه بوده است».(606)

 

عین این مضمون در روایات زیادى با تعبیرات مختلفى نقل شده است .

 

2- در بعضى «بمنزله الضارب بسیفه فى سبیل الله»:« همانند شمشیر زنى در راه خدا».

3- و در بعضى دیگر «کمن قارع مع رسول الله بسیفه»: «همانند کسى است که در خدمت پیامبر با شمشیر بر مغز دشمن بکوبد».

4- در بعضى دیگر «بمنزله من کان قاعدا تحت لواء القائم»: «همانند کسى است که زیر پرچم قائم بوده باشد».

5- و در بعضى دیگر«بمنزله المجاهد بین یدى رسول الله (ص): «همانند کسى است که پیش روى پیامبر جهاد کند».

6- و بعضى دیگر «بمنزله من استشهد مع رسول الله : «همانند کسى است که با پیامبر شهید شود».

 

این تشبیهات هفتگانه که در موردانتظار ظهور مهدى (ع) در این شش روایت وارد شده روشنگر این واقعیت است که یک نوع رابطه و تشابه میان مسئله «انتظار از یک سو، و «جهاد»، و مبارزه با دشمن در آخرین شکل خود از سوى دیگر وجود دارد.

7- در راویت متعددى نیز انتظار چنین حکومتى را داشتن، به عنوان بالاترین عبادت معرفى شده است .

این مضمون در بعضى از احادیث از پیامبر و در بعضى از امیر مؤمنان على (ع) نقل شده است، در حدیث مى‏خوانیم که پیامبر فرمود: افضل اعمال امتى انتظار الفرح من الله عزوجل»: «بالاترین اعمال امت من انتظار فرج از ناحیه خدا کشیدن است».(607)

 

و در حدیث دیگرى از پیامبر مى‏خوانیم « افضل العباده انتظار الفرج»:(608)

این تعبیرات همگى حاکى از این است که انتظار چنان انقلابى داشتن همیشه توام با یک جهاد وسیع و دامنه دار است این را در نظر داشته باشید تابه سراغ مفهوم انتظار رفته سپس از مجموع آنها نتیجه‏گیرى کنیم .

 

مفهوم انتظار

 

(انتظار» معمولا به حالت کسى گفته مى‏شود که از وضع موجود ناراحت است و براى ایجاد وضع بهترى تلاش مى‏کند .

 

فى المثل بیمارى که انتظار بهبودى مى‏کشد، یا پدرى که در انتظار بازگشت فرزندش از سفر است، از بیمارى و فراق فرزند نارحتند و براى وضع بهترى مى‏کوشند.

همچنین تاجرى که از بازار آشفته ناراحت است و در انتظار فرو نشستن بحران اقتصادى مى‏باشد این دو حالت را دارد «بیگانگى با وضع موجود» و «تلاش براى وضع بهتر».

بنابراین مسئله انتظار حکومت حق و عدالت مهدى و قیام مصلح جهانى در واقع از دو عنصر است عنصر نفى و عنصر اثبات عنصر نفى همان بیگانگى است با وضع موجود و عنصر اثبات خواهان وضع بهترین بودن است .

 

و اگر این دو جنبه در روح انسان به صورت ریشه دار حلول کند سرچشمه دو رشته اعمال دامنه دار خواهد شد

 

این دو رشته اعمال عبارتند از ترک هر گونه همگارى و هماهنگى با عوامل ظلم و فساد و حتى مبازره با آنها از یک سو، و خود سازى و خودیارى و جلب آمادگیها جسمى و روحى و مادى و معنوى براى شکل گرفتن آن حکومت واحد جهانى و مردمى از سوى دیگر .

 

و خوب که دقت کنیم مى‏بینم هر دو قسمت آن سازنده‏و عامل تحرک و آگاهى و بیدارى است .

 

/ 0 نظر / 10 بازدید