آیا کربلا برتر از کعبه است؟

حتى در این باره اشعارى نیز سروده‌اند که همین معنا را مى‌رساند؟

ومن حدیث کربلاء والکعبة                                  لکربلاء بانَ عُلُوُّ الرُّتّبَه

در جاى دیگر آمده:

هی الطفوفُ فَطُفْ سبعًا بمغناها                   فما لمکةَ معنًى مثل معناها

أرضٌ ولکنها السبعُ الشدادُ لها            دانتْ وطأطأَ أعلاها لأَدْناها

خوشحال خواهیم شد که پاسخ این مطالب را به صورت واضح و روشن برایم ارسال کنید.

خلاصه شبهه:

از مجموع گفتار فوق سه شبهه اساسى استخراج مى‌شود:

شبهه اول: چرا شیعیان به کعبه اهمیت نمى‌دهند؟

شبهه دوم:‌ چرا شیعیان به کربلا «قبلة‌الاسلام» مى‌گویند؟

شبهه سوم:‌ چرا از دیدگاه شیعیان کربلا برتر از کعبه است؟

ما تلاش مى‌کنیم که در این مقاله به این سه شبهه به صورت مختصر پاسخ دهیم.

شبهه اول: عدم اهمیت کعبه از دیدگاه شیعه

یکى از شبهاتى را که در گفتار سؤال کننده مطرح شده این است که از دیدگاه شیعه، خانه خداوند اهمیت چندانى ندارد؛ بلکه کربلا ارزش بیشترى دارد و زیارت آن نیز ثواب افزونتر نسبت به خانه خداست؛ در حالى از دیدگاه پیروان اهل بیت علیهم السلام، کعبه اهمیت فراوانى دارد و براى زیارت آن اهمیت بسیارى قائل هستند.

پاسخ؛ کعبه در نظر شیعیان اهمیت ویژه دارد

بى‌تردید مکان هاى کعبه و کربلا، در میان مذاهب اسلامى داراى حرمت و مقدس است. شیعیان با پیروى از امامان معصوم براى کعبه جایگاه خاص و حرمت ویژه را قائل هستند.

براى اثبات این موضوع، مواردى را که نشانه اهمیت کعبه از دیدگاه شیعیان است؛ ذکر مى‌کنیم:

نشانه های اهمیت کعبه از نظر شیعه

الف: قبله در بسیاری از امور،‌ مورد توجه است:

براى اثبات اهمیت کعبه از نظر شیعیان کافى است فتاواى فقهاء‌ را در باب نماز واجب و مستحب و مراسم احتضار، نماز و تدفین میت، و ذبح حیوانات مرور کنیم که در تمامى این موارد و موارد دیگر توجه به سوى قبله را که همان کعبه است شرط صحت و قبولى اعمال و یا مستحب مى‌دانند. در این مورد نظر عده‌‌اى از فقهاء را متذکر مى‌شویم:

1. شیخ طوسی(ره)

شیخ طوسى یکى از استوانه هاى علمى و فقهى شیعه، شناخت قبله را براى انجام امورى که ذکر شد؛ واجب مى‌داند و در پایان تصریح مى‌کند که قبله همان کعبه است:

معرفة القبلة واجبة للتوجه إلیها فی الصلوات، واستقبالها عند الذبیحة، وعند احتضار الأموات ودفنهم. والتوجه إلیها واجب فی جمیع الصلوات فرائضها وسننها مع التمکن وعدم الاعتذار. والقبلة هی الکعبة.

شناخت قبله براى انجام نماز به سوى آن و رو به قبله قرار دادن ذبیحه و شخص محتضر و دفن اموات واجب است. مواجهه به قبله در تمام نماز هاى واجب و مستحب در صورت تمکن و نبود عذر واجب است و قبله همان کعبه است.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفای460هـ)، النهایةفی مجرد الفقه والفتاوى،‌ ص 62، انتشارات قدس محمدی، قم

شیخ در مبسوط نیز همین مطالب را آورده است.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفای460هـ)، المبسوط ج1، ص 77

2. قاضی ابن براج(ه)

قاضى ابن براج مى‌نویسد:

القبلة هی الکعبة، والعلم بها واجب مع التمکن للتوجه إلیها فی فرائض الصلاة وسننها، واحتضار الموتى من الناس، وغسلهم، والصلاة علیهم، ودفنهم والذبائح.

قبله همان کعبه است. جهت رو به قبله انجام دادن نمازهاى واجب و مستحب و رو به قبله بودن مردم در حال احتضار و انجام غسل و نماز بر میت و دفن آن و ذبیحه، علم به قبله واجب است.

القاضی ابن البراج، عبد العزیز بن البراج الطرابلسی(متوفای481)‌ المهذب، ج 1، ص 84 تحقیق: مؤسسة سید الشهداء العلمیة / إشراف: جعفر السبحانی، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین، قم

کعبه و قبله در نظر شیعه آن چنان از اهمیت ویژه برخوردار است که گذشته از مسائل عبادى در مسایل تغذیه نیز قبله و کعبه دخالت دارد. چنانچه سخنان شیخ طوسى و ابن براج، بیانگر همین مطلب بود.

اما سخن سید مرتضى علم الهدى جهت نشان دادن اهمیت مطلب در نظر شیعه، شنیدنى است:

ومما انفردت به الإمامیة القول: بإیجاب استقبال القبلة عند الذبح مع إمکان ذلک، وخالف باقی الفقهاء فی وجوبه وأنه شرط فی الذکاة.

رو به قبله بودن ذبیحه در صورت امکان از مطالبى است که تنها امامیه قائل به وجوب آن است. اما بقیه فقهاء (‌از غیر امامیه) ‌در وجوب و شرط بودن آن در تذکیه ذبیحه، مخالفت کرده‌اند.

المرتضی علم الهدی، ابوالقاسم علی بن الحسین بن موسی بن محمد بن موسی بن إبراهیم بن الإمام موسی الکاظم علیه السلام (متوفای436هـ)،‌ الانتصار، ص 405 تحقیق و نشر: مؤسسة النشرالإسلامی التابعة لجماعة المدرسین ـ قم،1415

ب: حج در صورت استطاعت،‌ واجب است:

یکى از مواردى‌که اهمیت کعبه را از نظر شیعیان ثابت مى‌کند مراسم عبادى حج است که در هرسال جمعیت انبوهى از حاجیان را، شیعیان تشکیل مى‌دهند.

براى این که اهمیت حج و کعبه در این قسمت روشن شود به چند مورد در رابطه با حج اشاره مى‌شود:

تأخیر حج واجب، جائز نیست:

گذشته از آیات،‌ روایات زیادى در باره این فریضه الهى آمده‌است که دلیل بر وجوب حج و اهمیت آن از نظر شیعه است در اهمیتش همین بس اگر شخص مستطیع حج را بدون عذر ترک کند؛ کافر است. و یا بدون عذر آن را به تأخیر اندازد و بمیرد؛‌ بر طریقه دین یهودى و نصرانى مرده‌است. از میان انبوه روایات، به سه روایت در این مورد اشاره مى‌شود:

روایت اول:

کلینى با سند صحیح از امام صادق علیه السلام نقل کرده‌است:

أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ ذَرِیحٍ الْمُحَارِبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَنْ مَاتَ وَلَمْ یَحُجَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ لَمْ یَمْنَعْهُ مِنْ ذَلِکَ حَاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ أَوْ مَرَضٌ لَا یُطِیقُ فِیهِ الْحَجَّ أَوْ سُلْطَانٌ یَمْنَعُهُ فَلْیَمُتْ- یَهُودِیّاً أَوْ نَصْرَانِیّا.

 هر کس بمیرد و بدون موانع مانند:‌ موانع قهرى،‌ عوارض جسمى و بسته شدن راه توسط ستمگرى، به حج خانه خدا نرفته باشد، به سیرت یهود و نصارى خواهد مرد.

الکلینی الرازی، أبی جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفای328 هـ)، الأصول من الکافی،ج‏4، ص 268 ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.

روایت دوم:

در موثقه ابى بصیر نیز آمده است:

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍعَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ- وَمَنْ کانَ فِی هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَأَضَلُّ سَبِیلًا فَقَالَ: ذَلِکَ الَّذِی یُسَوِّفُ نَفْسَهُ الْحَجَّ یَعْنِی حَجَّةَ الْإِسْلَامِ حَتَّى یَأْتِیَهُ الْمَوْت.‏

ابى بصیر مى‌گوید: از امام صادق علیه السلام در باره این آیه «اما کسى که در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است‏» پرسیدم حضرت فرمود: او آن کسى است که حج را به تأخیر مى‌اندازد تا مرگش فرا رسد.

الکلینی الرازی، أبی جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفای328 هـ)، الأصول من الکافی،ج‏4، ص269 ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.

روایت سوم:

رسول خدا صلى الله علیه وآله در ضمن یک روایت طولانى به امام على علیه السلام فرمود:

یَا عَلِیُّ تَارِکُ الْحَجِّ وَهُوَ مُسْتَطِیعٌ کَافِرٌ یَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَى وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِینَ یَا عَلِیُّ مَنْ سَوَّفَ الْحَجَّ حَتَّى یَمُوتَ بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَهُودِیّاً أَوْ نَصْرَانِیّا.

اى علی! کسى که مستطیع باشد و حج را انجام ندهد، کافر است. خداوند در باره حج مى‌فرماید: و براى خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانایى رفتن به سوى آن دارند. و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده)، خداوند از همه جهانیان، بى‏نیاز است. اى علی! کسى که حج را به تأخیر اندازد تا بمیرد، خداوند او را در قیامت یهودى و یا نصرانى محشور نماید.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفای 381 هـ)‏ من‏لایحضره‏الفقیه ج4، ص368، ح5762، بَابُ النَّوَادِرِ، ناشر: جماعة المدرسین، قم، طبعة الثانیة1404هـ

2. هیچ عمل دیگر جایگزین حج نمی‌شود؛ (بدل ندارد)

از نظر روایات، حج بیت الله داراى آثار تربیتى، فرهنگى،‌ سیاسى و اقتصادى است که این آثار فقط با رفتن در آن جا به دست مى‌آید. بنا براین از نظر فقه شیعه اگر کسى مستطیع بود و عذرى برایش پیش آمد و یا قبل از انجام حج از دنیا رفت با این که بر انجام آن وصیت نکرده باشد، باید به نیابت از او حج را بجا آورد و انجام هرگونه اعمال مستحبى یا واجب دیگر نمى‌تواند جایگزین آن شود و این دلیل دیگر بر اهمیت حج و عظمت کعبه است. از میان روایات فراوان به دو روایت در این باره اشاره مى‌شود:

روایت اول:

کلینى در حدیث صحیح محمد بن مسلم، از امام باقر علیه السلام نقل مى‌‌کند:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَیُّوبَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ بُرَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام‌ قَالَ کَانَ عَلِیٌّ علیه السلام یَقُولُ لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَرَادَ الْحَجَّ فَعَرَضَ لَهُ مَرَضٌ أَوْ خَالَطَهُ سَقَمٌ فَلَمْ یَسْتَطِعِ الْخُرُوجَ فَلْیُجَهِّزْ رَجُلًا مِنْ مَالِهِ ثُمَّ لْیَبْعَثْهُ مَکَانَهُ.

امام باقر علیه السلام مى‌فرماید: امیر المؤمنین علیه السلام مى‏گفت: اگر کسى مستطیع باشد، و براى او مرضى یا عارضه‏اى رخ دهد که نتواند به زیارت حج برود، باید شخص دیگرى را به هزینه خود براى انجام حج به جاى خود اعزام نماید.

الکلینی الرازی، أبی جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفای328 هـ)، الأصول من الکافی، ج‏4، ص 273 ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.

روایت دوم:

کلینى روایتى دیگرى را باسند صحیح نقل مى‌‌کند:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ یَمُوتُ وَلَمْ یَحُجَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ وَلَمْ یُوصِ بِهَا أَ یُقْضَى عَنْهُ قَالَ: نَعَمْ.

از امام صادق علیه السلام در مورد مردى که پیش از انجام حجة ‌الاسلام بمیرد و بر انجام آن وصیت هم نکرده باشد پرسیده شد؛ آیا از طرف او قضا کند یا نه؟ حضرت فرمود: بلی.

 الکلینی الرازی، أبی جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفای328 هـ)، الأصول من الکافی، ج 4 ص 277،‌ ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.

3. زیارت کربلا، همانند کعبه واجب نیست

 از جمله مواردى که اهمیت کعبه را ثابت مى‌کند این است که زیارت کعبه در نظر شیعیان واجب است؛ اما زیارت کربلا همانند کعبه واجب نیست؛ بلکه در بعضى مواقع مستحب مؤکد است و اگر زیارت حضرت واجب مى‌بود فقهاء شیعه بر وجوب آن فتوا مى‌دادند.

علامه حلى مى‌فرماید:

مسألة 770: تستحب زیارة الحسین علیه السلام، لقول الباقر علیه السلام: مروا شیعتنا بزیارة قبر الحسین علیه السلام، فإن إتیانه یزید فی الرزق ویمد فی العمر ویدفع مواقع السوء، وإتیانه مفترض على کل مؤمن یقر(له) بالإمامة من الله.

وتستحب زیارته فی یوم عرفة وفی أول یوم من رجب ونصفه ونصف شعبان ولیلة القدر ولیلة الفطر ولیلة الأضحى ویوم عاشوراء ویوم العشرین من صفر وفی کل شهر، للروایات المتواترة فیه.

زیارت امام حسین با توجه به این روایت مستحب است: که امام باقر علیه السلام فرمود: شیعیان ما را به زیارت مضجع شریف امام حسین امر کنید؛ زیرا زیارت آن حضرت رزق و روزى را زیاد و عمر را طولانى کرده و امورى که بدى و شر را جلب مى‏کنند دفع مى‏نماید.

و زیارت آن حضرت بر هر مؤمنى که اقرار به امامت حضرتش از طرف حق تعالى دارد واجب و لازم است‏.

و زیارت امام حسین در روز عرفه،‌ روز اول و نصف ماه رجب و نیمه شعبان و شب قدر و شب عید فطر و قربان و روز عاشورا و وروز بیستم صفر و در هر ماه مستحب است و در این باره روایت متواتر وجود دارد.

العلامة الحلی، الحسن بن یوسف المطهر، (المتوفا 726 ق) تذکرة الفقهاء، ج 8، ص 454، تحقیق و نشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث ـ قم، الطبعة الأولى- 4171 ه‍

گرچه در روایت کلمه «مفترض»‌ آمده ولى این به معناى واجب نیست؛ بلکه به معناى سنت مؤکد و مستحب مؤکد است و این هم به خاطر آثارى است که در زیارت آن حضرت مترتب است که بخشى از آن در این روایت ذکر شده‌است.

در روایت صحیح السند ابن قولویه نقل کرده که امام صادق علیه السلام به ابن ابى یعفور فرمود:

وَاللَّهِ لَوْ أَنِّی حَدَّثْتُکُمْ بِفَضْلِ زِیَارَتِهِ وَبِفَضْلِ قَبْرِهِ لَتَرَکْتُمُ الْحَجَّ رَأْساً وَمَا حَجَّ مِنْکُمْ أَحَدٌ وَیْحَکَ أَ مَا تَعْلَمُ- أَنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ بِفَضْلِ قَبْرِهِ‏ کَرْبَلَاءَ حَرَماً آمِناً مُبَارَکاً قَبْلَ أَنْ یَتَّخِذَ مَکَّةَ حَرَماً قَالَ ابْنُ أَبِی یَعْفُورٍ فَقُلْتُ لَهُ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ عَلَى النَّاسِ حِجَّ الْبَیْتِ وَلَمْ یَذْکُرْ زِیَارَةَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السلام فَقَالَ وَإِنْ کَانَ کَذَلِکَ فَإِنَّ هَذَا شَیْ‏ءٌ جَعَلَهُ اللَّهُ هَکَذَا أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ أَبِی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام حَیْثُ یَقُولُ إِنَّ بَاطِنَ الْقَدَمِ أَحَقُّ بِالْمَسْحِ مِنْ ظَاهِرِ الْقَدَمِ وَلَکِنَّ اللَّهَ فَرَضَ هَذَا عَلَى الْعِبَادِ أَ وَمَا عَلِمْتَ أَنَّ الْمَوْقِفَ لَوْ کَانَ فِی الْحَرَمِ کَانَ أَفْضَلَ لِأَجْلِ الْحَرَمِ وَلَکِنَّ اللَّهَ صَنَعَ ذَلِکَ فِی غَیْرِ الْحَرَم‏.

به خدا سوگند اگر فضلیت زیارت امام حسین علیه السلام را براى شما بیان کنم یک نفر از شما به حج نخواهد رفت، مگر نمى دانى که خداوند قبل از این که مکه را حرم خویش قرار دهد، کربلا را حرم خود قرار داده است؟!

ابن ابى یعفور مى‌گوید: به حضرت گفتم: پس چرا خداوند (در قرآن) حج خانه خود را بر مردم واجب گردانیده ولى نامى از زیارت امام حسین علیه السلام نبرده است؟

حضرت فرمود: خداوند متعال این چنین خواسته است مگر نشنیده اى که امیر المؤمنین علیه السلام فرمود در وضو مسح کردن زیر پا، شایسته تر از روى پا هست ولى خداوند مسح روى پا را واجب ساخته است. مگر نمى دانى که میقات و محل احرام اگر در حرم بود به خاطر جایگاه حرم افضل بود؛‌ ولى خداوند میقات را خارج از حرم قرار داده است

القمی، ‌أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (المتوفی 368 ه‍ ق) کامل الزیارات، ص 449، التحقیق: الشیخ جواد القیومی، الناشر: ‌مؤسسة نشر الفقاهة، المطبعة مؤسسة النشر الاسلامی، الطبعة الأولى1417

غیر از موارد فوق، موارد دیگرى هم داریم که وجوب حج و اهمیت کعبه را در مکتب تشیع ثابت مى‌کند.

4. زیات کربلا، با اهمیت کعبه هیچگونه تضادی ندارد:

همان‌طوریکه اشاره شد زیارت کربلا واجب نیست؛‌ اما اگر کسى آن را نذر کند واجب خواهد شد؛ همان‌طورى که اگر کسى حج را نذر کند بر او واجب مى‌شود؛ ولى این واجب شدن زیارت کربلا، هیچگونه منافات و تضادى با وجوب حج و اهمیت کعبه ندارد.

برخى از فقهاى معاصر همانند آیات عظام امام خمینى، گلپایگانى، سیستانى و صافى فتوا داده‌اند که اگر کسى نذر کند که به حج و یا به زیارت امام حسین علیه السلام برود، در صورتى واجب هست که ضررى متوجه وى نشود:

لو نذر أن یحج أو یزور الحسین (علیه السلام) ماشیا انعقد مع القدرة وعدم الضرر.

الموسوی الخمینی، السید روح الله (متوفای1409هـ) تحریر الوسیلة، ج 2، ص 121، ناشر: دار الکتب العلمیة، چاپخانه: مطبعة الآداب - النجف الأشرف 1390هـ، توضیحات: مؤسسة مطبوعاتی إسماعیلیان - قم

الگلپایگانی، السید محمد رضا الموسوی ‌(متوفای 1414)، هدایة‌العباد، ج 2، ص 197، الناشر: دار القرآن الکریم، قم، الطبعةالأولى 1413

السیستانی، السید علی الحسینی( معاصر)،‌ منهاج الصالحین، ج 3، ص 235، ناشر: مکتب آیة الله العظمى السید السیستانی، چاپخانه: مهر ـ قم، الطبعة ‌الاولی 1414

الصافی الگلپایگانی، الشیخ لطف الله، هدایة العباد، ج 2، ص 252، الناشر: دار القرآن الکریم، المطبعة سپهر، الطبعة الأولى 1416هـ

روى این جهت است که فقهاى بزرگ شیعه، رفتن به کربلا و زیارت امام حسین علیه السلام را حتى در صورت خطر و ضرر قابل تحمل جایز مى‌دانند.

از محضر برخى از مراجع عظام تقلید به این شکل سؤال شده است:

سؤال 1292: الأمور المستحبة إذا ترتب علیها الضرر، فهل یجوز فعلها أم لا؟ مثلا لو کان الذهاب إلى زیارة الإمام الحسین علیه السلام مشیا على الأقدام یؤدی إلى ورم القدمین أو مرض قد یطول شهرا مثلا، فهل یجوز فی مثل هذه الحالة أم لا؟

در صورتى که انجام کارهاى مستحبى مانند پیاده رفتن به زیارت امام حسین علیه السلام باعث ضرر به انسان شود مثل این که پاى انسان متورم شود و یا مریض شود به طورى که یک ماه طول بکشد، این چنین زیارت جایز هست یا خیر؟

الخوئی: ما لم یکن الضرر المؤدی إلیه مما یحتمل أن یؤدی إلى هلاک النفس فلا بأس بالعمل به.

حضرت آیت الله العظمى خوئى (ره) پاسخ داده: اگر ضررى که متوجه انسان مى‌شود باعث مرگ نشود، اشکال ندارد.

التبریزی: ما لم یکن الضرر الهلاک أو الضرر المحسوب من الجنایة على النفس، فلا بأس به، والله العالم.

حضرت آیت الله العظمى تبریز (ره) پاسخ داده: اگر ضرر موجب هلاکت و نابودى نشود ویا باعث نابودى یکى از اعضاى انسان نشود، اشکال ندارد.

التبریزی، المیرزا جواد، صراط النجاة، (استفتاءات لآیة الله العظمى الخوئی، مع تعلیقة وملحق لآیة الله العظمى التبریزی) ج 2، ص 418، الناشر: دفتر نشر برگزیده، المطبعة: سلمان الفارسی، الطبعة الأولى 1416 ه‍

نتیجه:

با توجه به مواردى که ذکر شد این نتیجه به دست مى‌آید که کعبه از دیدگاه شیعیان اهمیت ویژه دارد و زیارت کربلا همانند حج واجب نیست؛ اما اگر کسى زیارت کربلا را نذر کند در صورتى واجب مى‌شود که قدرت بر انجام آن داشته باشد و هیچگونه ضررى متوجه او نشود. زیارت کربلا در این فرض،‌ هرگز با وجوب حج و اهمیت کعبه منافات ندارد و با هم در تعارض نیست.

بنابر این از این جا روشن مى‌شود که سخن «عدم اهمیت کعبه در نظر شیعه» یک اتهام واهى و دروغ آشکار است.

شبهه دوم: کربلا قبله اسلام

شبهه دوم این است که از دیدگاه شیعیان؛ کربلا «قبلة‌الاسلام» است؛ در حالى که مسلمانان یک قبله بیشتر ندارند.

پاسخ:

کربلا با داشتن فضائل، از دیدگاه شیعه «قبله» نیست!

در این که زمین کربلا، یک سرزمین مقدس و با فضیلت است، شک و تردیدى نیست و این شرافت و قداست را از وجود پیکرهاى پاک شهیدان به ویژه سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام که در آن مکان مقدس مدفونند، کسب کرده است. روایات زیادى در فضیلت خاک کربلا وارد شده است که آنها را در پاسخ به سؤال سوم مفصلاً‌ خواهیم آورد.

از نظر شیعیان، کربلا با داشتن این همه فضیلت و ویژگیها در برابر کعبه، قبله مسلمین نیست تا در عباداتش رو به سوى او نمایند؛ بلکه تنها قبله مسلمانان، همان کعبه است. وحدت قبله نیز از امورى مسلم و از ضروریات دین اسلام و در نزد جمیع اهل ادیان و ملل، از جمله شیعیان، یک امر معروف و پذیرفته شده است.

 تصریحات دوتن از علماى برجسته شیعه (شیخ طوسى و قاضى ابن براج) را در ذیل پاسخ سؤال نخست آوردیم. بنا بر این، القاء این شبهه نیز، اتهام بیش نیست.

شبهه سوم:‌ چرا کربلا برتر کعبه است؟

شبهه سوم این است که در باره کربلا تعبیراتى همانند: «أفضل بقاع الأرض»، «أرض الله المختارة»، «حرم الله ورسوله» و «فی تربتها شفاء» که در روایات فراوان آمده؛ از دیدگاه شیعه، نشانگر برترى کربلا بر کعبه است.

پاسخ اجمالی

اولاً:‌ طبق روایات صحیح و موثق، کربلا برتر از کعبه است؛ زیرا کربلا داراى ویژگیهایى است که در کعبه نیست. علاوه بر آن، طبق همان روایات، وجود و آفرینش کعبه وابسته به کربلا است و خدواند خطاب به زمین کعبه فرموده: اگر کربلا نمى‌بود؛ تو را و آن خانه‌‌اى را که در بر دارى، خلق نمى‌کردم. و همین سخن در برترى کربلا بر کعبه کافى است.

ثانیاً: اگر در نظر شما کعبه برتر از مکان‌هاى دیگر است؛ پس چرا گروهى از اهل سنت همانند مالکى ها و برخى مردم بصره، مدینه را برتر از مکه مى‌دانند؟

پاسخ تفصیلی اول؛ آفرینش کعبه وابسته به کربلا است

براى اثبات برترى کعبه و کربلا بر یکدیگر باید فضایل ویژه‌ هر کدام و مشترک آن دو را بررسى کرد و در نهایت بین آنها مقایسه انجام داد تا نتیجه به دست بیاید.

الف)‌ روایات فضائل مشترک

روایاتى که فضائل مشترک کعبه و کربلا را بیان مى‌کنند فراوان است و در اینجا به بعضى از موارد آن اشاره مى‌شود:

1. هردو، «حرم الله و حرم رسول» است

در منابع شیعى تعدادى از روایات صحیح بیانگر این مطلب است که علاوه بر مکه معظمه «عنوان حرم الله وحرم رسوله» بر اماکن مقدس مدینه،‌ کربلا و کوفه نیز اطلاق شده است:

روایت اول: در باره مکه،‌ مدینه و کوفه‌

در این روایت صحیح، امام صادق علیه السلام، بر هریک از مکانهاى مقدس: مکه،‌ مدینه و کوفه، تعبیرهای: «‌حرم الله وحرم رسوله و حرم امیرالمؤمنین» را اطلاق کرده است:‌

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ وَغَیْرُهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ خَلَّادٍ الْقَلَانِسِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَکَّةُ حَرَمُ اللَّهِ وَحَرَمُ رَسُولِهِ وَحَرَمُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام الصَّلَاةُ فِیهَا بِمِائَةِ أَلْفِ صَلَاةٍ وَالدِّرْهَمُ فِیهَا بِمِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَالْمَدِینَةُ حَرَمُ اللَّهِ وَحَرَمُ رَسُولِهِ وَحَرَمُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا الصَّلَاةُ فِیهَا بِعَشَرَةِ آلَافِ صَلَاةٍ وَالدِّرْهَمُ فِیهَا بِعَشَرَةِ آلَافِ دِرْهَمٍ وَالْکُوفَةُ حَرَمُ اللَّهِ وَحَرَمُ رَسُولِهِ وَحَرَمُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام الصَّلَاةُ فِیهَا بِأَلْفِ صَلَاةٍ وَالدِّرْهَمُ فِیهَا بِأَلْفِ دِرْهَمٍ.

امام صادق فرمود: مکه حرم خدا و رسول خدا و امیر المؤمنین است نماز در آن برابر صد هزار نماز و صدقه یک درهم در آن برابر با صد هزار درهم است. و مدینه حرم خدا و رسول خدا و امیر المؤمنین است نماز در آن برابر ده هزار نماز و صدقه یک درهم برابر ده هزار درهم در غیر آن است و کوفه حرم خدا و رسول خدا و حرم امیرالمؤمنین است نماز در آن برابر هزار نماز و یک درهم صدقه در آن برابر هزار درهم در غیر آن است.

الکلینی الرازی، أبی جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفای328 هـ)، الأصول من الکافی،ج 4، ص 586،‌ ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.

روایت دوم؛ در باره مکه،‌ مدینه و کوفه

طبق این روایت صحیح، حرم خدا،‌ رسول خدا صلى الله علیه وآله و امیر المؤمنین علیه السلام به ترتیب مکه،‌ مدینه و کوفه است.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ حَسَّانَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صلی الله علیه وآله مَکَّةُ حَرَمُ اللَّهِ وَالْمَدِینَةُ حَرَمُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وَالْکُوفَةُ حَرَمِی لَایُرِیدُهَا جَبَّارٌ بِحَادِثَةٍ إِلَّا قَصَمَهُ اللَّه‏.

امیر المؤمنین على علیه السلام فرموده است، مکه حرم خدا، مدینه حرم رسول خدا و کوفه حرم من است. هیچ ستمگرى به فکر ستم در آن نمى‏افتد، مگر آنکه خداوند پشتش را در هم مى‏شکند.

الکلینی الرازی، أبی جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفای328 هـ)، الکافی،ج4، ص563، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش

روایت سوم؛‌ در باره مکه و مدینه

طبق این روایت صحیح، مکه حرم الله و مدینه حرم رسول خدا است:

 أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْکُوفِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَیُّوبَ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله إِنَّ مَکَّةَ حَرَمُ اللَّهِ حَرَّمَهَا إِبْرَاهِیمُ علیه السلام وَإِنَّ الْمَدِینَةَ حَرَمِی....

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: مکه حرم خدا است و مدینه حرم من است.

الکلینی الرازی، أبی جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفای328 هـ)، الأصول من الکافی،ج 4، ص565، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.

روایت چهارم؛‌ در باره کربلا

طبق این روایت صحیحه، امام صادق علیه السلام که آداب و خود زیارت امام حسین علیه السلام را به اصحابش تعلیم مى‌دادند؛‌ فرمودند: کربلا «حرم الله» و «حرم رسول خدا» است:

 عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ یَحْیَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ کُنْتُ أَنَا وَیُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَالْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَأَبُو سَلَمَةَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَکَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَکَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی أَحْضُرُ مَجْلِسَ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ یَعْنِی وُلْدَ الْعَبَّاسِ فَمَا أَقُولُ..... قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَزُورَهُ فَکَیْفَ أَقُولُ وَکَیْفَ أَصْنَعُ قَالَ: إِذَا أَتَیْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَاغْتَسِلْ عَلَى شَاطِئِ الْفُرَاتِ ثُمَّ الْبَسْ ثِیَابَکَ الطَّاهِرَةَ ثُمَّ امْشِ حَافِیاً فَإِنَّکَ فِی حَرَمٍ مِنْ حَرَمِ اللَّهِ وَحَرَمِ رَسُولِهِ وَعَلَیْکَ بِالتَّکْبِیرِ وَالتَّهْلِیلِ وَالتَّسْبِیحِ وَالتَّحْمِیدِ وَالتَّعْظِیمِ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ کَثِیراً وَالصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَیْتِهِ......

حسین بن ثویر مى‌گوید: من و یونس بن ظبیان و مفضل بن عمر و ابو سلمه سراج در نزد امام صادق علیه السلام نشسته بودیم و چون یونس از ما بزرگتر بود سخنگوى ما بود به امام عرض کرد فدایت شوم مى‌خواهم حرم امام حسین علیه السلام را زیارت کنم چه کار کنم؟ حضرت فرمود: هنگامى‌که خواستى به حرم امام حسین مشرف شوى در شط فرات غسل کن و لباس پاک را در برکن سپس پا برهنه به سوى حرم برو؛ زیرا تو در حرمى از حرم خدا و رسول خدا هستى وبر تو باد زیاد تکبیر گفتن و تهلیل و حمد و تعظیم خداوند و درود بر پیامبر و اهل بیت او....

الکلینی الرازی، أبی جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفای328 هـ)، الأصول من الکافی،ج 4 ص 576، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش؛

القمی، ‌أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (المتوفی 368 ه‍ ق) کامل الزیارات، ص364، التحقیق: الشیخ جواد القیومی، الناشر:‌مؤسسة نشر الفقاهة، المطبعة مؤسسة النشر الاسلامی، الطبعة: الأولى1417؛

الشیخ الصدوق، أبی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی (المتوفى سنه 381)، من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 595، تصحیح و تعلیق: علی أکبر الغفاری، الناشر: جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة ـ قم، الطبعة الثانیة؛

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفای460هـ)، تهذیب الأحکام، ج 6، ص 54، تحقیق: السید حسن الموسوی الخرسان، ناشر: دار الکتب الإسلامیة ـ طهران، الطبعة الرابعة، ‌1365 ش.

طبق این روایات که همه از نظر سند صحیح و هیچگونه مشکلى ندارند؛ حرم خدا که مکه است مشخص است؛ اما از مدینه و کوفه و کربلا نیز به «‌حرم خدا و حرم رسول خدا» تعبیر شده‌است. و اطلاق این تعبیر، دلیل بر این است که مکانهاى فوق از عظمت و قداست خاصى برخوردار است و همگى در آن مشترکند.

نماز در هردو جا، تمام است

کلینى با سند صحیح نقل مى‌کند که نماز در کعبه و حرم امام حسین علیه السلام تمام خوانده مى‌شود:

مُحَمَّدُ بْنِ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِیرٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ تَتِمُّ الصَّلَاةُ فِی أَرْبَعَةِ مَوَاطِنَ فِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَسْجِدِ الرَّسُولِ صلی الله علیه وآله وَمَسْجِدِ الْکُوفَةِ وَحَرَمِ الْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْه‏.

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفای328 هـ)، الأصول من الکافی، ج 4، ص 586، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.

3. هردو، شعبه‌ی از رضوان و باغی از بهشت است

امام صادق علیه السلام

/ 2 نظر / 45 بازدید
نوای کربلا

سلام دوست خوبم ان شاء الله همیشه موفق باشید شما لینک شدید اللهم عجل لولیک الفرج

مسلم

مطمئنی کعبه از کربلا کم ارزشتره؟ عجیبه ها!! نشنیده بودم تا به حال!!! فقط میدونم قرآن به فضیلت زمین مکه - با عنوان بلد امن - وسوره ای با عنوان حج و نیز رکن اساسی و اصول اسلامی به عنوان حج- اشاره صریحی داره و لی تفوق زمین دفن شده ائمه در قالب روایات و طرفداران تیفوسی و دو آتشه آورده می شود اتقوا الله یا اخی