الگو بودن پیامبر اکرم (ص)

ضرورت الگو گیری

یک اصل در روانشناسی هست به نام اصل محاکات. یعنی آدم دلش می خواهد که یک قهرمانی برای خودش قرار بدهد وخودش را به شکل آن قهرمان در بیاورد افراد به مناسبتهای روحی و اخلاقی خود خواسته و یا ناخواسته افرادی را به عنوان الگوی خود انتخاب می کنند و از ایشان پیروی می کنند مانند برخی افراد که به خاطر علاقه ای که به یک رشته ورزشی دارند قهرمان آن رشته را به عنوان الگو انتخاب می کنند و یا افرادی به دلیل علاقه ای که به سینما دارند شخصیتهای اصلی فیلم را به عنوان الگوی رفتاری خود انخاب و این کشش گاهی چنان قوی است  که میتواند مسیر زندگی را عوض کند.اما وقتی همه این الگوها را کنار هم قرار میدهیم درمی یابیم که این الگوها ناقص هستند و نمیتوانند الگوی کاملی باشندو حداکثر میتوانند در یک برهه زمانی به عنوان الگو باشند .

الگو بودن پیامبر

قرآن با توجه به این نکته ا ست که در هر بخش انسانهای نمونه را معرّفی نموده است و در هر زمان اسوه هایی را معرّفی نموده است. امّا آن اسوه و الگوی که برای ابد می تواند (همچون دین و شریعت اسلامی) به عنوان الگو مطرح بماند و تمام بشریت را به سوی خود جذب نماید، عصاره هستی ، و برترین انسان در عالم وجود یعنی حضرت محمّد بن عبداللّه(ص)، خاتم پیامبران و جامع کمالات انسانی است، به این جهت قرآن کریم می فرماید:

لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة(احزاب /21)

قطعاً براى شما در [اقتدا به‏] رسول خدا سرمشقى نیکوست

آیه فوق بخوبی نشان می دهد که هر کس در پی سعادت ابدی در تمام جهات و رفتارهاست، پیغمبراکرم(ص) بهترین الگو می تواند باشد. آنچه پیش رو دارید، حرکتی است در این مسیر، که نشان دهد پیامبر اکرم(ص) بهترین الگوی برای تمامی بشریت است در تمام ابعاد.

حضرت رسول را کسی باید معرفی کند که به منزله نفس و جان حضرت است

 

فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ (آل عمران/61)

 

 

بگو: بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را وما زنانمان را و شما زنانتان را و ما خودمان را و شما خودتان را فراخوانیم. آن گاه به یکدیگر نفرین کنـیم. پـس لعـنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

راویان اخبار از اهل سنت و مفسران و مورخان معروف آنان و همه علمای شیعه بر این نظرند که حاضران صحنه مباهله پیامبر (ص) علی (ع) فاطمه(علیها السلام) حسن (ع) و حسین(ع) بوده اند . البته مباهله داستانی زیبا و خواندنی و پرنکته است که در این مختصر، مجالی برای طرح آن نیست; اما نکته مهم از آیه مباهله:

مهمتر از همه این که پیامبر به عنوان نفس و جانِ خود علی را آورد; یعنی علی جانِ پیامبر است; و این به معنای اثبات تمام فضایل و کرامت پیامبر اکرم(ص) غیر از نبوت،برای علی (ع) است. زمخشری در تفسیر خود می نویسد: «هیچ دلیلی بر فضیلت اصحاب کساء (پنج تن آل عبا)، که برتر از آیه مباهله باشد، وجود ندارد.»

 و این کسی نیست جز وجود مبارک حضرت امیر درباره پیامبر(علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) فرمود:

 ( بحارالأنوار ج : 29 ص : 596)

 «المجتبی بخلائقه» یعنی در بین تمام مخلوقات خدای سبحان پیامبر را مجتبی کرد اجتبا از جبابیه است جبایه یعنی برچین کردن شما می‌بینید وقتی به یک میوه فروشی رسیدید چهارتا میوه درشت که هست برای مهمانتان برچین ‌می‌کنید آن میوه‌های شاداب شیرین درشت سالم را وقتی سوا کردید برچین کردید این را می‌گویند جبایه این را می‌گویند اجتبا آن میوه‌های برچین شده را می‌گویند مجتبی در بین همه بشر ذات اقدس الهی وجود مبارک پیامبر را برچین کرد اینها میوه درخت انسانیت و باغ انسانیت‌اند فرمود بوستان انسانیت بالأخره باید میوه بدهد ﴿وَ اللّهُ أَنْبَتَکُمْ مِنَ اْلأَرْضِ نَباتًا﴾ فرمود شما در بوستان الهی به دنیا آمدید باغبانتان هم خداست این را در آیه قرآن فرمود: ﴿وَ اللّهُ أَنْبَتَکُمْ مِنَ اْلأَرْضِ نَباتًا﴾ شما جزء درختانی هستید که خدای سبحان شما را غرس کرده شما باید میوه بدهید همه این درختانی که میوه بدهند در بین همه این میوه‌ها وجود مبارک پیامبر برچین شده است «المجتبی من خلائقه و المعتام لشرح حقائقه» اعتام یعنی اختار اعتیم یعنی اختیر یعنی ذات اقدس الهی در بین همه پیامبر را اختیار کرده که حقایق الهی را شرح بدهد برای مردم «و المعتام لشرح حقائقه» حقیقت هم گفتند نظیر گوهر عمق دریاست بعضیها سوار کشتی می‌شوند در دریا راه می‌روند تجارت می‌کنند اینها دیگر از گوهرهای دریا با خبر نیستند چون این کشتی‌ها روی آب راه می‌رود نه داخل آب بعضی از کشتی‌ها تحت البحری است در داخل آب می‌رود اما به آن عمق نمی‌رسد اینها از ماهیهای داخل دریا از خیلی از برکات و کرامتهای داخل دریا با خبرند بعضیها اما می‌روند عمق دریا و آن گوهر‌ها را درمی‌آورند پس ما یک سفینه داریم یک دریا داریم یک گوهر داریم این سفینه‌ها را خیلیها همین احکام الهی همین‌طور است دیگر بعضیها احکام الهی را سوار می‌شوند روی دریا حرکت می‌کنند اینها فیضشان این است که از جهنم نجات پیدا می‌کنند اهل سعادتند بهشت می‌روند اما حالا آن معارف نصیبشان بشود نیست بعضیها کشتی‌هایشان تحت البحری است اما به عمق می‌روند و گوهر بگیرند نیست بعضیها تحت البحری است و به عمق می‌روند فرمود وجود مبارک رسول گرامی «المعتام لشرح حقائقه» چون این‌‌چنین است .

 

همچنین امیرمؤمنان(ع) پیامبر خدا را الگوى شایسته پیروى مى شناساند. الگوپذیرى از ایشان را براى همگان بسنده مى داند, چنان که مى فرماید:( نهج‏البلاغة ص :228 / خطبه 160)

ففَتَأَسَّ بِنَبِیِّکَ الْأَطْیَبِ الْأَطْهَرِ ص فَإِنَّ فِیهِ أُسْوَةً لِمَنْ تَأَسَّى وَ عَزَاءً لِمَنْ تَعَزَّى وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ الْمُتَأَسِّی‏

(روش پیامبر خدا براى الگو بودن تو بسنده است و پیامبر در نکوهش دنیا و کاستیهاى آن و رسواییها و بدیهاى فراوان آن راهنماى تو مى باشد. پس, به پیامبر پاک و پاکیزه چنگ بینداز که راه و رسم او الگویى براى همه الگو خواهان و مایه بزرگى است براى کسى که خواهان بزرگوارى باشد و دوست ترین بنده نزد خدا کسى است که از پیامبرش پیروى کند و گام بر جاى پاى او نهد.

تأسی و اقتدادر رفتار و گفتار و آداب و اخلاق

نکته دیگری که در تفسیر آیه «اسوه» قابل توجه است آن است که تأسی و اقتدا به اسوه و الگو در چیزهایی متصور است که قابل پیروی و تأسی باشد؛ یعنی رفتار و گفتار و آداب و اخلاق رسول الله صلی الله علیه و آله که میتوان آن را تقلید کرد و سرمشق قرار داد.

و اما صفات و فضایل و مناقب موهبتی از قبیل نبوت و ولایت و عصمت و علم غیب و وحی که از اختصاصات مقام رسالت و نبوت است، قابل تقلید نیست که انسان بر آن شود که با ریاضت و عبادت به مقام نبوت و ولایت مطلقه و عصمت برسد. اینها مقامات اختصاصی و موهبتی است که خدا میداند و به هر کس بخواهد عنایت میفرماید که « اللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ ») الانعام / 124.(

بنابراین تأسی و تقلید از رسول الله در اموری است که الگوپذیری و تقلید در آن امکان داشته باشد. خداوند فرمود:

 

« وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا ») الحشر/ 7.(

آنچه را فرستاده به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت بازایستید

 

آن چه را که پیامبر برای شما آورده بگیرید و آن چه را که نهی کرده و از آن بازتان داشته رها کنید. پس گسترة تأسی و پیروی محدود به چیزهایی است که پیامبر به عنوان دستور الهی و ادب دینی آورده است و احکام اختصاصی پیامبر و نیز امور عادی و معمولی که مربوط به زندگی شخصی و عادی پیامبر است، ظاهراً از دایرة اسوه و الگو بودن بیرون است؛ برای مثال اگر پیامبر بر اسب یا استر یا شتر سوار میشدند و یا آن که از میان غذاها فلان غذا را دوست می

/ 2 نظر / 204 بازدید