مقاله ای درباره مراسم عمرکشان ( عیدالزهراء )( نهم ربیع الاول )

* تاریخ دقیق مرگ عمر بن خطاب :


طبق منابع تاریخی عمر بن خطاب ( خلیفهدوم ) در بیست وششم ذی الحجه ترور شد و بعد از حدود سه روز درگذشت. بنابراین وی درآخر ذیحجه یا اول محرم درگذشته است. این مطلب را همه ی مورخان اعم از شیعه و سنی درآثار خود آورده اند. لذا مراسم عمرکشان ( عید زهرا ) که عده ای در ماه ربیع الاولبرگزار می کنند اساسا با تاخیر حدود هفتاد روز انجام می شود و از نظر تاریخی بااشکال مواجه است. برای اطمینان می توان به منابع تاریخی زیر مراجعه کرد که به اتفاقهمین مطلب را بیان کرده اند:

*
منابع تاریخی شیعه :


1.
تاریخ‏الیعقوبى ج‏2 ص 159 قرن: سوم مولف شیعه است.
2.
تاریخ‏یعقوبى/ترجمه ج‏2 ص 49 قرن: سوم مولف شیعه است
3.
التنبیه‏والإشراف ص 250 قرن: چهارم مولف شیعه است
4.
مروج‏الذهب ج‏2 ص 304 قرن: چهارم مولف شیعه است.
5.
مروج‏الذهب،ج‏2،ص:321 قرن: چهارم مولف شیعه است.
6.
الفتوح ج‏2 ص:323 قرن: چهارم مولف شیعه است.
7.
مسارّ الشیعه اوایل قرن پنجم مؤلف : شیخ مفید (ره) پیشوای بزرگ شیعیان ( که خوشبختانه نسخه خطی این کتاب ایشان با دستخط خودشان هم اکنون موجود است و در آنمرگ عمر در ذی الحجه ذکر شده است. می دانیم که شیخ مفید(ره) ازنظر عظمت علمی و تقوایی در حد عالی هستند تا جایی کهطبق عقیدهرایج به دریافت نامه از امام عصر(عج) مشرفشده اند.)

*
منابع تاریخی دیگر :


8.
الإمامةوالسیاسة ج‏1 ص 39قرن: سوم مذهب مولف : سنی
9.
المعارف ص 183 قرن: سوم مذهبمولف : سنی
10.
أنساب‏الأشراف،ج‏10،ص:417 قرن: سوم مذهبِمولف : نامعلوم
11.
الطبقات‏الکبرى،ج‏3،ص:258 قرن: سوم مذهبمولف : سنی
12.
تاریخ‏الطبری،ج‏4،ص:191 قرن: چهارم مذهب مولف: سنی
سایر منابع جهت اختصار ذکر نمی شود. اما بد نیستبدانیم کهعلمای متقدّم شیعه بر اینکه عمر در ذیحجه کشته شدهاتفاق نظر داشته اند وحتی علامه مجلسی(ره) هم به این امراعتراف دارد.(ر.ک.بحارالانوار، ج‏31، ص 118 ) گرچه مجلسی(ره) خود سعی کرده اند بههر قیمت شده نهم ربیع الاول را تایید فرمایند!!(بعید نیست ایشان که در عصر صفوی میزیستند از سوی حکومت تحت فشار بوده اند و لذا با کمال تعجب به روایتی که از نظرسندی کاملاً ضعیف است استناد کرده ، اجماع مورخان شیعه و سنی را به کناری نهادهاند! روایتی که ایشان به آن استناد کرده اند از طریق دو راوی مجهول الهویه به احمدبن اسحاق قمی(ره) منسوب شده که سند و متن آن بسیارِ ضیعف است.)
ابن ادریس حلی (صاحب سرائر) درباره تاریخ نهم ربیع می گوید: مَنْ زَعَمَأَنَّ عُمَرَ قُتِلَ فِیهِ فَقَدْ أَخْطَأَ بِإِجْمَاعِ أَهْلِ التَّوَارِیخِ وَالسِّیَرِ ( هر کس بپندارد عمر در نهم ربیع کشته شده به اجماع صاحبان کتب تاریخ وسیره در اشتباه است.) سپس وی تاریخ ذیحجه را صحیح دانسته،می فرماید: الإجماعُ حاصلٌمِن الشیعةِ و أهلِ السنّةِ على ذلک.( شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر دارند. )ر.ک. بحارالانوار، ج‏31، ص 119

*
انگیزه ی ابولولو در قتل عمر :


درباره قاتل عمر که فیروز ابولؤلؤة نام دارد واقعیت اینست که طبق منابعتاریخی ، مسلمان یا زردشتی یا نصرانی بودن او معلوم نیست: اینکه آیا او از زردشتیهای هم پیمان با مسلمانان بوده یا نصرانی بوده یا مسلمان شده بود معلوم نیست. همچنین دلیلی بر شیعه بودن او وجود ندارد. انگیزه ی او در کشتن عمر بن خطاب نیز یکانگیزه شخصی بوده : در واقع او نسبت به گزاف بودن مالیاتِ مقرّر اعتراض داشت و نزدعمر شکایت برد ولی عمر مالیاتش را تخفیف نداد لذا نقشه ی قتل عمر را طراحی کرد. بنابراین انگیزه ی ابولولو یک انگیزه ی شیعی نبوده بلکه صرفاً یک تصفیه حساب شخصیبوده است. از این رو اینکه او برای خشنودی اهل بیت (ع) دست به این کار زده باشد ازنظر مورخان کاملا نادرست است. ( رجوع کنید به منابعی که در فوق ذکر کردیم. )
مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی احتمال داده است برخی ازبزرگان قریش مثل مغیرة ( مالک ابولولو ) در ترورِ عمر نقش داشته اند زیرا ازسختگیری های عمر به تنگ آمده بودند . ر .ک. تاریخ تحلیلی اسلام ص 129 و 130 آنچهدیدگاه ایشان را تقویت می کند اینست که عمر در روزهای آخر گفته بود می خواهد شیوهاش را در تقسیم بیت المال تغییر داده ، مساوات را برگزیند که این می توانست موجبنگرانی برخی از بزرگان قریش شود آنان را به طراحی برای قتل عمر وادار کند. طبق ایننظریه ابولولو فریبِ چند عربِ قریشی را خورده و آلت دست آنان شده است.
همچنین برخی از محققان با توجه به سخنانِ کعب الاحبارِیهودی قبل از ترورِ عُمَر احتمال داده اند که کعب الاحبار از نقشه ی ترورِ عُمَرآگاه بوده است. حجة الاسلام استاد رسول جعفریان در تاریخ خلفا این دیدگاه را نقدکرده اند.ر.ک. تاریخ خلفا صفحه 105تا 109 .

*
موضع امیرمومنان (ع) درباره ی ترور عُمَر :


بی شک اگر امام علی(ع) درگیری فیزیکی با دستگاهخلافت را صلاح می دیدند خودشان از همان آغاز اقدام می کردند ولی از آنجا که چنیندرگیری را متعارض با مصالح عالیه اسلام می دانستند لذا دست به شمشیر نبردند. دربرخی منابع آمده که پیامبر(ص) به علی(ع) توصیه کرده بود که اگر مردم تو را یارینکردند صبر و شکیبایی در پیش بگیر. لذا ایشان صبر کردند. ایشان در آغازاز بیعتبا ابوبکر امتناع کردند اما بعداً که دیدندچاره ای نیست - احتمالا برای پرهیز از جنگ داخلی و نیز خطر ارتداد تازه مسلمانها ونیز خطرحمله رومیان به قلمرو اسلامی - با ابوبکر بیعت کردند. بعدا هم با عمر و بعدبا عثمان برای مصالح اسلام و برای وحدت بیعت کردند. بیعت ایشان از ترس و احساس ضعفنبود زیرا ایشان شجاعترینِ عرب بوده ، از هیچ فداکاری برای اسلام دریغ نمی کردند. بدین ترتیبامیرالمومنین(ع) بیست و پنجسال بخاطر حفظ اسلام خون جگر خورد ، صبر کرد.
همچنین هیچگاهدر منابع قدیم نیامده که امیرمومنان(ع) قتل عمر را تایید کرده باشند. البته اگرکسانی بخواهند درباره این مسائل به کتاب های صد سال اخیر استناد کنند قطعاً از روشعلمی فاصله گرفته اند زیرا در مسائل تاریخی باید به منابعی استناد کرد که به زمانِرویدادِ مورد بحث نزدیکتر باشند. لذا باید به تاریخهای شیعه و سنی در قرنهای نخسترجوع کنیم. از این رو آثار شیخ کلینی(ره) و صدوق(ره) و مفید(ره) و شیخ طوسی(ره) و... به مراتب معتبرتر از سخنان برخی از متاخران است.( مثلاً بحارالانوار که دراوایل قرن دوازدهم توسط علامه مجلسی(ره) تالیف شده از نظر اعتبار هرگز قابل مقایسهبا آثار قدمای شیعه(رضوان الله علیهم) نیست.)
در تواریخآمده ابولولو پس از آسیب زدن به عمر – در حالِ امامت جماعت - تعدادی از نمازگزارانِصف اول را نیز مورد حمله قرار داد و زخمی کرد که برخی به خاطر جراحات درگذشتند. حالبراستی آیا می توان گفت امام علی(ع) راضی بودند که عمر درمسجد و در حال نماز ترورشود؟ آیا مسجد احترام ندارد؟! آیا امام علیه السلام به زخمی شدن چند بی گناه راضیبودند؟! آیا امام راضی بودند عمر در نظر آیندگان بجای اینکه مورد نقد قرار گیردبرعکس به عنوان "خلیفه ی شهید" و "شهید محراب" مورد احترام و تقدیس قرارگیرد؟!!
لذا بی تردید امام علی(ع) به قتل عمر در نماز جماعتو در مسجد النبی(ص) راضی نبوده اند و همانطور که گفتیم اساساً عملکرد ابولولو قابلدفاع نیست.
بنابراین با اینکه عملکرد عمر بن خطاب دربارهاهل بیت (ع) را کاملاً مورد نقد می دانیم در عین حال ترور او را نیز اشتباه دانسته، معتقدیم امیرمومنان(ع) نیز به این قتل آن هم در مسجد و در حال نماز راضی نبودندهمانطور که بعدها به قتل عثمان نیز رضایت ندادند و همه ی این امور بدون اطلاع ایشانانجام شده است. برخی معتقدند اینها همه توطئه ی مخالفان علی(ع) بود که می خواستندآن حضرت را همدستِ قاتلانِ خلفا معرفی کنند چنانکه معاویه ایشان را به همکاری باقاتلان عثمان متهم می کرد.( ر.ک. نهج البلاغه نامه ی 28 ) و عجیب آنست که شیعه یعلی(ع) امروز همان حرفی را می زند که معاویه و داستان پردازانِ دربارِ او در آنزمان می گفتند!. حضرت امیر (ع) بارها و بارها خود را از اتهامات معاویه تبرئهفرموده است. در نهج البلاغه مکرراً تاکیدات آن حضرت را بر اینکه در قتل عثمان دستینداشته اند مشاهده می کنیم.

*
نتایج مرگ عمر :


نتیجهی کار ابولولو چنان شد که عثمان به جای عمر نشست. در واقع باید گفت کاش عمر زنده میماند تا امور به دست عثمان نیفتد و آنهمه ریخت و پاش در دستگاه حکومت راه پیدا نمیکرد و بنی امیه آنقدر قدرت نمی یافتند. عمربن خطاب با اینکه مورد انتقاد است اما بههرحال بیش از عثمان به سنت پیامبر اعظم (ص) پایبند بود و مرگ او زمینه ساز تسلطکامل بنی امیه و از بین رفتن بسیاری از سنتهای پیامبر اعظم (ص) شد. در واقع اینعثمان بود که به بنی امیه (مروان و معاویه و.... ) پر و بال داد و شرایط را برایآنها فراهم کرد و بعدا خود نیز قربانی این اشتباه شد (عثمان خودش از تیره ی بنیامیه بود لذا به خاطر مسایل فامیلی به آنان منصب های حکومتیداد.)

*
مرگ ابولولو :

/ 7 نظر / 5 بازدید
علی سوهانی

سلام خیلی خوب بود.من اصل ماجرا را نمیدونستم. یه خواهشی داشتم ازت.اگه میشه در مورد مساله اوللعمر و ولایت فقیه در زمان حال هم یه مطلبی بنویس.

پرفسور بی پروبال خوش پیله

با سلام و تشكر از اعتدال شما اميدواريم كه اين راه خرافات عوام را كنترول كند و تشيع واقعي را بشناساند سبيل ما فداي حق و حق جويان[گل][گل][گل][گل][گل][گل]

بابای غریب

با سلام شما که ادعای روشن فکری دارید وبه نظرتان اسلام صحیح را می دانید می شود به چند سوال من پاسخ دهید: 1- آیا شما تبری را به عنوان یکی از فروع دین می شناسید؟ می شود تبری را تعریف کنید وبفرمایید به چه معناست؟ 2- شیخ جلیل و محدث عظیم الشأن شیخ صدوق (ره) در کتاب الاعتقادات بعد از ذکر ظلم بر حضرت زهرا سلام الله علیه و غضب ایشان بر ظالمین و اینکه غضب ایشان غضب خداوند متعال است میگوید:اعتقاد ما در مورد برائت اینست که برائت از چهار بت (یعنی ابوبکر، عمر، عثمان و معاویه لعنهم الله) و چهار صنم (یعنی عایشه و حفصه و هند و ام حکم) واجب است. الإعتقادات للصدوق 105 می شود بفرمایید چگونه سخنان شیخ صدوق را با عقیده خود جمع می کنید؟ 3-از شيخ عبد الرحمان براك از مفتيان سعودى استفتا شده: آيا امكان جهاد ميان اهل سنت و شيعه وجود دارد؟ وى پاسخ داده: اگر اهل سنت داراى دولت مقتدرى باشند و شيعه برنامه شرك آميز خود را اظهار نمايند (مانند اعتقاد به وصايت على (عليه السلام) بعد ازپيامبر گرامى و مراسم عزادارى براى امام حسين (عليه السلام) و توسل به امير المؤمنين و حسين (عليهما السلام)). در اين صورت بر اهل سنت واجب است كه عليه شيعه اعلام جها

بابای غریب

با سلام شما که ادعای روشن فکری دارید وبه نظرتان اسلام صحیح را می دانید می شود به چند سوال من پاسخ دهید: 1- آیا شما تبری را به عنوان یکی از فروع دین می شناسید؟ می شود تبری را تعریف کنید وبفرمایید به چه معناست؟ 2- شیخ جلیل و محدث عظیم الشأن شیخ صدوق (ره) در کتاب الاعتقادات بعد از ذکر ظلم بر حضرت زهرا سلام الله علیه و غضب ایشان بر ظالمین و اینکه غضب ایشان غضب خداوند متعال است میگوید:اعتقاد ما در مورد برائت اینست که برائت از چهار بت (یعنی ابوبکر، عمر، عثمان و معاویه لعنهم الله) و چهار صنم (یعنی عایشه و حفصه و هند و ام حکم) واجب است. الإعتقادات للصدوق 105 می شود بفرمایید چگونه سخنان شیخ صدوق را با عقیده خود جمع می کنید؟ 3-از شيخ عبد الرحمان براك از مفتيان سعودى استفتا شده: آيا امكان جهاد ميان اهل سنت و شيعه وجود دارد؟ وى پاسخ داده: اگر اهل سنت داراى دولت مقتدرى باشند و شيعه برنامه شرك آميز خود را اظهار نمايند (مانند اعتقاد به وصايت على (عليه السلام) بعد ازپيامبر گرامى و مراسم عزادارى براى امام حسين (عليه السلام) و توسل به امير المؤمنين و حسين (عليهما السلام)). در اين صورت بر اهل سنت واجب است كه عليه شيعه اعلام جها

بابای غریب

4- شاید یادتان باشد چند سال پیش که آمریکا به عراق حمله کرد صدام را کشت سوال من از شما آن است آیا باید از مرگ صدام خوشحال شد؟ اگر از مرگ صدام خوشحال می شویم(چرا که او ظالم بود) آیا به معنای تایید آمریکاست؟ درباره ابولولو وموضع امام علی علیه سلام بر فرض که تمام نوشته های شما درست باشه دقیقا همین است؟ 5- بحث شیعه ظالم بودن عمر وابوبکر است و به طور کلی برائت از دشمنان اهل بیت علیهم السلام است بقیه مسائل فرع است آیا شما این مسائل را قبول ندارید؟ قال رسول الله(صلي الله عليه و آله)... ان من عظيم ما يتقرب به خيار املاك الحجب و سماوات صلاة علی محبينا اهل البيت و اللعن لشانئينا؛ نبی اكرم(صلي الله عليه و آله)فرمودند: ... به درستی‌كه بالا‌ترين چيزی كه برای بهترين ملائكه آسمان‌ها و ملكوت باعث تقرب به خداوند تعالی می‌شود، درود بر محبين اهل بيت (عليهم‌السلام) و لعن بر دشمنان اهل بيت(عليهم‌السلام) است تفسير الامام: ص 295 ـ بحارالانوار: ج 65، چاپ بيروت، ص 37، حديث

محب امام نقی علیه سلام

پدرم (حضرت جواد علیه السلام) فرمودند: حذیفة بن الیمان روز نهم ربیع الاول بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد. حضرت را دید که با امیر المؤمنین و حسنین علیهم السلام مشغول تناول غذا هستند. پیامبر پیوسته متبسم به آنان نظر می اندازد و میفرماید: بخورید به برکت این روز! مثل چنین روزی خدای تعالی دشمن شما را به هلاکت می رساند، و دعای مادر شما مستجاب می شود!! مثل چنین روزی کسی که همانند فرعون (نسبت به موسی و بنی اسرائیل) به اهل بیت من ظلم کرده و حق آنان را غصب نموده، مفقود می شود. مثل جنین روزی..... حذیفه می گوید: به پیامبر عرض کردم: آیا در امت شما کسی هست که حرمت اهل بیت شما را زیر پا گذارد؟! پیامبر فرمود: بله، ای حذیفه! شخصی از منافقین خود را بر امت رئیس می کند، و مردم را مجبور به اطاعت از خود می نماید، و لباس ذلت و خواری به تن می پوشد، مردم را از راه راست باز می دارد، (تفسیر و تأویل) کتاب خدا را تغییر می دهد، سنت و روش من را عوض می کند، فرزندانم را از ارث محروم می کند، اموال خدا را در غیر مکانش مصرف می کند، من و برادرم و وزیرم (امیر المؤمنین) را تکذیب می کند و دخترم را از حقش (فدک) محروم می نماید، پس او (فاطمه) ب