وحدت و اختلاف

وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک

 

آیا معرفی اهل‌بیت و مواضع و تاریخ ایشان اگر به طور صحیح، علمی و تحقیقی بیان شود با وحدت مخالفت دارد؛ یا بر عکس، آنچه اساساً عامل وحدت امت اسلامی است مسأله امامت و ولایت است؟ با توجه به این‌گونه سؤالات، لازم است که بحث جامعی نسبت به مسأله «وحدت و اختلاف» مطرح شود و در خلال بحث سؤالاتی مطرح شود تا عزیزانی که اهل تحقیق‌اند آنها را دنبال کنند و به سرانجام برسانند.

 

معنای حقیقی وحدت بدیهی است و جای ابهامی ندارد؛ اما برای جامع بودن بحث احتمالاتی را مطرح می‌کنیم. اگر منظور از ایجاد وحدت این باشد که انسان‌ها کاملاً یکی شوند یعنی هیچ تعددی میانشان نباشد، همه می‌دانند چنین چیزی امکان ندارد. دو انسان دو موجودند و هیچ وقت یکی نمی‌شوند. امکان ندارد که بین همه افراد جامعه وحدت حقیقی به وجود آید.

 

مسأله‌ای را علمای علم‌الاجتماع مطرح کرده‌اند و آن این‌که آیا مجموعه انسانهایی که یک جامعه را تشکیل می‌دهند می‌توانند یک وحدت حقیقی داشته باشند؛ یعنی یک هویت جدیدی غیر از هویت افراد به وجود آید. این هم بحثی است که در فلسفه اجتماعی باید طرح کرد. این مسائل محل بحث ما نیست. وحدتی که محل بحث است این است که ما انسانهای کثیری که در یک جامعه هستیم و هر کدام یک وجود مستقلی داریم، با این اختلافاتی که داریم تا چه اندازه باید سعی کنیم که گرایش به وحدت پیدا کنیم؟ معنای این ایجاد وحدت، وحدت حقیقی فلسفی نیست؛ بلکه منظور این است که ملاکهای مشترکی شناسایی کنیم و آن ملاکهای مشترک را تقویت و چیزهایی که باعث پراکندگی و دشمنی می‌شود را کم و ضعیف کنیم. منظور از ایجاد وحدت وحدتی است که به اصطلاح اعتباری است. منظور این نیست که کثرتها و اختلافات به کلی حذف شود. شبیه آنچه که در وحدت حوزه و دانشگاه، وحدت شیعه و سنی،  و‌وحدت همه طوایفی که در کشور زندگی می‌کنند دنبال آن هستیم، یعنی ملاکهای مشترکی را شناسایی کنیم و سعی کنیم آن ملاکها بیشتر مورد توجه قرار گیرد و تقویت شود و در سایه تقویت آن ملاکها، چیزهایی که موجب اختلاف می‌شود کم‌رنگ شود.

 

این اندازه از معنای وحدت معلوم است؛ اما گاهی مسائلی مطرح می‌شود که نمی‌دانیم آیا وحدت اقتضا می‌کند که ما از آنها صرف نظر کنیم یا چیز دیگری مطلوب است. یکی از مسائلی که به بحث ما مربوط می‌شود و دغدغه ذهنی ما هم بوده همین است که ما وقتی صحبت از وحدت شیعه و سنی می‌کنیم معنایش این است که باید مسائل شیعه و سنی اصلاً حذف شود و فقط از اصل حقانیت اسلام و نبوت و معاد بحث کنیم به این بهانه که وقتی مسائل اختلافی مطرح می‌شود دلها از هم جدا می‌شود؛ پس اصلاً اینها را ترک کنیم؟ آیا معنای وحدت این است؟!

 

 

 

انواع اختلاف

 

در مباحث عقلی، وحدت در مقابل کثرت مطرح می‌شود؛ اما در این‌جا وحدت در مقابل اختلاف مطرح می‌شود. وحدت در این‌جا یعنی نبودِ اختلاف. وقتی دعوت به وحدت می‌کنیم یعنی می‌خواهیم که اختلافات کنار گذاشته شود؛ پس در واقع باید مفهوم وحدت و مفهوم اختلاف را با همدیگر بسنجیم. حال که در این بحث، وحدت در مقابل اختلاف به کار می‌رود اول معنای اختلاف را بررسی می‌کنیم.

 

1- ممکن است دو موجود داشته باشیم که کاملاً مثل هم باشند؛ مثل کالاهایی که معمولاً در کارخانه‌ها با اصول فنی ساخته می‌شود. خیلی به زحمت می‌شود تشخیص داد که کدام الف است و کدام ب. کثرت هست اما اختلافی نیست و مثل هم هستند؛ پس وحدت در این‌جا وحدتی است که نه با مثل بودن منافات دارد نه با کثرت و تعدد. اختلاف آن است که مثل هم نباشند دو چیز وقتی مثل هم نبودند می‌گوییم با هم اختلاف دارند. معنای اختلاف جنگ و نزاع نیست؛ بلکه معنای آن وجود تفاوت است. آیا وجود اختلاف چیز بدی است؟ آیا اگر دو موجود تکویناً با هم فرق داشته باشند بد است؟ من سؤال می‌کنم اگر اختلاف وجود نداشت اصلاً عالَمی به وجود می‌آمد؟ اگر اختلافات تکوینی نباشد اصلاً انسانی نمی‌تواند زندگی کند و اصلاً جامعه انسانی شکل نمی‌گیرد. اساس این عالم هم همین‌طور است؛ اگر اختلافات تکوینی نباشد این عالم تحقق پیدا نمی‌کند. تا اختلافات تکوینی بین مرد و زن نباشد نسل انسان قابل بقاء نیست. پس اصل اختلافات تکوینی که ربطی به اعمال و اختیارات ما ندارد لازمه وجود این عالم است؛ اگر نباشد راه فیض الهی مسدود می‌شود. بقاء این عالم با این زیباییها همه به خاطر اختلافات آن است و آن عین زیبایی است؛ الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ.( سجده، 7)  بنابراین این معنا از اختلاف محل بحث نیست.

 

2- نوع دیگری از اختلاف وجود دارد که فی‌الجمله اختیار افراد در آن نقش دارد. نمونه بارز آن در استفاده از مواهب طبیعی این عالم است که نتیجه‌اش این می‌شود که عده‌ای ثروتمند و عده‌ای فقیر باشند. صرف نظر از مسائل ارزشی دیگر، آیا خود این‌که توانایی انسانها مختلف است و آن اختلافات منشأ این می‌شود که بهره‌های اختیاری و اکتسابی جدیدی پیدا کنند، خوب است یا بد؟ اراده و فعل خودشان هم مؤثر است؛ اما منشأ آن اختلافات طبیعی خدادادی است. کسی هوش بیشتری داشته توانایی بیشتری داشته قوای بدنی‌اش را بیشتر به کار گرفته است خلاقیتش بیشتر بوده ابتکارش بیشتر بوده و این زمینه را فراهم کرده تا بهره‌های مادی بیشتری در اختیار بگیرد. این صددرصد جبری نیست؛ اما در عین حال در نظام خلقت و در تدبیر عالم منظور است. خدا می‌فرماید:

 

 «وَ هُوَ الَّذی جَعَلَکُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَبْلُوَکُمْ فی‏ ما آتاکُم‏؛( انعام، 165) خداوند شما را از لحاظ مواهب تکوینی با هم مختلف قرار داد، بعضیها را بالاتر از بعضی‌ دیگر قرار داد برای این‌که زمینه‌هایی برای امتحان شما فراهم شود.»

 

 اگر کسانی مواهب مادی بیشتری دارند تکالیف خاصی به آنها تعلق می‌گیرد و آن زمینه امتحانش را فراهم می‌کند. اصل این عالم برای این است که انسانها در معرض امتحانهای مختلف قرار بگیرند تا خودشان مسیرشان را انتخاب کنند تا معلوم شود چه قدر خدا را اطاعت می‌کنند. آنچه که خدا به من داده استعداد ذاتی است. این اختلافات خدادادی زمینه می‌شود که افراد در جامعه موقعیتهای مختلفی پیدا کنند. این موقعیتها تکالیف مختلفی را اقتضا می‌کنند و این یعنی زمینه‌های امتحان. این یک نوع اختلاف است. آیا این اختلاف خوب است یا بد؟ اگر چنین زمینه‌هایی نباشد، این امتحانات انجام نمی‌گیرد. وقتی امتحانات انجام نگرفت تکاملی پیدا نمی‌شود. در این صورت غرض خلقت تحقق پیدا نمی‌کند. اصلاً خدا انسان را آفریده تا با اختیار و انتخاب خودش مسیرش را تعیین کند و به آن کمالی که خدای متعال در سایه بندگی و اطاعت خودش قرار داده نایل شود. اگر این امتحانها نباشد این کمالات هم پیدا نمی‌شود. اختیار انسان در وجود این اختلافات فی‌الجمله مؤثر است. اینها هم جزء زیباییهای خلقت است که در اصل هدف آفرینش منظوراست و باید باشد.

 

3- نوع دیگری از اختلافات هم پیش می‌آید که سهم انتخاب و اختیار انسان در آنها بیشتر است. این نوع از اختلافات به هدف نهایی آفرینش که مسأله عبادت و اطاعت خداست مربوط می‌شود. در این‌جا مسأله دین مطرح می‌شود. اختلافاتی که تکوینی و جبری نیست؛ یعنی این طور نیست که کسی که به دنیا می‌آید ابتدائاً با یک دین خاصی جبراً متولد شود. انتخاب یک دین و یک روش به انتخاب و اختیار خود افراد بستگی دارد. این‌جا عوامل زیادی مؤثر است و فرمولهای بسیار پیچیده‌ای وجود دارد. منظور ما از دین یک سلسله باورهایی است که به دنبال آن ارزشهایی مطرح می‌شود و آن ارزشها اعمال و رفتاری را ایجاب می‌کند؛ مقصود از دین، باورها و ارزش‌هاست و رفتارهایی که ناشی از آنها می‌شود. به هر حال این‌جا که پای انتخاب عقاید، ارزشها و احکام و عمل به احکام مطرح می‌شود، اختلافات خیلی زیاد می‌شود و هر روز دامنه‌اش گسترده‌تر می‌شود. در کشورهای غربی شاید روزی نباشد که فرقه مذهبی جدیدی به وجود نیاید. معمولاً هر سال صدها فرقه مذهبی در مغرب زمین به خصوص در آمریکا به وجود می‌آید! در این‌جا پای مؤاخذه و تکالیف شرعی هم به میان می‌آید.

 

قرآن می‌فرماید:

 

 کانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فیمَا اخْتَلَفُوا فیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فیهِ إِلاَّ الَّذینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیاً بَیْنَهُم‏َ؛( بقره، 213)

 

 مردم امت واحدی بودند و از لحاظ فطری اقتضائات واحدی داشتند؛ اما بین آنها اختلاف ایجاد شد. این اختلافات کم‌کم باعث می‌شود که صرف نظر از مسائل اعتقادی، مسائل ارزشی هم مطرح شود؛ زیرا عده‌ای در اثر انگیزه‌ها و اغراض شخصی می‌خواهند منافع بیشتری کسب کنند و به دیگران تجاوز کنند. در این‌جا مسأله عدل، ظلم، قانون و ... مطرح می‌شود. حال کسانی که می‌خواهند قانون وضع کنند خودشان از انگیزه‌های اختلاف خالی نیستند. این انگیزه‌ها در قانونهایشان منعکس می‌شود. کسی می‌تواند قانون واقعی وضع کند که خودش از انگیزه‌های اختلاف خالی باشد و نیاز به اینها نداشته باشد. فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ ... ؛ خدا پیامبران را مبعوث کرد. خداست که پیامبران را مبعوث می‌کند تا این اختلافات را رفع کنند.

 

از آن‌جا که آدمی‌زاد موجود عجیبی است در همین عواملی که رفع‌کننده اختلاف است، اختلاف ایجاد می‌کند. خدا پیغمبرا

/ 1 نظر / 12 بازدید
بهرام

سلام وشب بخیر چرااینقدردیرجوابم رادادید؟اولا ممنونم درثانی یک کلمه ازفرمایش شمارامتوجه نشدم من آدم ساده ای هستم فهمان مسجد!!کدام است؟ختم صلوات چیست؟رمزه؟بابانوکرتم پرسیدم حاج آقاکجاسخنرانی دارند.چگونه میشودایشان رازیارت کرد؟والسلام .اگرفکرمیکنی من عضویک گروه سیاسی ملحدیابدون مجوزهستم آمده ام شماراتخلیه کنم این ساده انگاری است چون آنها اطلاعاتشان بیشترازسطح سوالاتی است که من ازجنابعالی پرسیدم البته شماچنین قصدی نداریدکه مرااذیت کنید.متشکرم ازدادن پاسخ ومنتظرم جوابم رابفرمائید.زودلطفاجواب بده ماه رمضون که نیست اللهم غشنی شده باشی جیگگگگگگگگگگگگرررررررر