جام صبوح
صلی الله علیک یا حسن بن علی ایها المجتبی ( علیه السلام) 
قالب وبلاگ

 

نوشتاری از آیةالله‌العظمی جعفر سبحانی

مترجم: محمدمهدی کریمی سلیمی

مقدمه

اخیرا سعودیان درصدد توسعه مسعی (محل سعی) از سمت شرق برآمده‌اند این پژوهه که به قلم آیةالله‌العظمی سبحانی نگاشته شده است، ما را در گذر زمان، به گذاره توسعه مسعی، نگاهی نو می‌بخشد.

بسم‌الله‌الرحمن الرحیم

خداوند سبحان در قرآن کریم می‌فرماید:

ان الصفا و المروة من شعائر الله فمن حج البیت أو اعتمر فلاجناح علیه ان یطّوّف بهما و من تطوّع خیرا فان الله شاکر علیم، بقره/158

همانا صفا و مروه دو نمونه از نشانه‌های خدا است، پس هر کس حج خانه و یا عمره به جای آورده، می‌تواند میان آن دو سعی کند و کسی که عمل خیری را با رغبت بیاورد، خداوند شاکر و داناست.

سعی یکی از ارکان عمره و حج است. بر عمره‌گزار و حج‌گزار واجب است وقتی طواف را انجام داد سعی را در هفت شوط از صفا شروع کند و در مروه به پایان رساند. صفا و مروه نام دو کوه معروف است: صفا، بخشی از کوه ابوقبیس و مروه، بخشی از کوه قعیقان است.(1)

خداوند متعال آغاز و پایان این عمل مهم عبادی را دو علامت طبیعی غیرقابل تغییر قرار داده تا این واجب از حیث ابتدا و انتها دچار دگرگونی نشود.

قاضی محمدبن‌احمدبن علی‌الحسنی الفاسی، ساکن مکه (متوفی 832 ه.ق) می‌گوید: طول مسعی 405 متر و عرض آن در برخی از نقاط 10 متر و در بخش‌هایی به 12 متر نیز می‌رسد. این نوشته را «رفعت پاشا» در کتاب خود «مراةالحرمین» نقل کرده است.(2) وی بین سال‌های 1318-1321 ه.ق چند بار پشت سر هم مکه را زیارت کرد. اما در حال حاضر عرض مسعی به 20 متر و طول آن از داخل به 5/394 متر می‌رسد. ارتفاع طبقه اول 12 متر و طبقه دوم 9 متر است.

شاید اختلاف در پهنا به دلیل خراب شدن محله‌ها و خانه‌هایی است که در جهت شرق مسعی قرار داشت و من در زمان تشرف به حج در سال 1375 ه.ق آنها را دربسته و خالی از سکنه دیدم.

از آنچه گفتیم معلوم می‌شود طول مسعی در گذر زمان دگرگون نشده و دو کوه والا مقام در جای خود استوارند. سخن تنها در پهنای مسعی است که آیا در زمان رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز عرض مسعی همین مقدار بود یا نه؟ بحث در این باره احتیاج به تحقیق و بررسی جامع و وسیع و گردآوری نشانه‌ها و دلایل دارد؛ به‌ویژه آن‌که حجاج در حال فزونی‌اند و آسان‌سازی مطلب از یک طرف و بیان حکم شرعی از دیگر سوی احتیاج به بحث و بررسی ویژه‌ای دارد. ما در این نوشتار آنچه از ویژگی‌های مسعی در زمان‌های پیشین یافته‌ایم، ذکر می‌کنیم.

ابو ولید محمدبن عبدالله‌بن احمد أزرقی (متوفی بعد از سال 223 ه.ق) در مورد کیفیت مسعی در آن زمان می‌نویسد:

1- مساحت ما بین حجرالأسود تا صفا 262 ذراع و 18 انگشت است.

2- بین مقام ابراهیم تا دری از مسجدالحرام که از آن به سوی صفا خارج می‌شوند 5/164 ذراع فاصله است.

3- فاصله بین در مسجد که از آن به سوی صفا خارج می‌شوند تا وسط صفا 5/112 ذراع است.

4- بین پرچمی که بر سر در مسجد است تا مروه 5/500 ذراع فاصله است.

5- و فاصله صفا تا مروه 5/766 ذراع است.

6- فاصله پرچم سر در مسجد تا پرچم موازی آن در سر در خانه عباس بن عبدالمطلب که عرض مسعی است، 5/35 ذراع است.(3)

در «حاشیه بجیرمی» مطالبی شبیه به آنچه ازرقی گفت آمده است؛ جز این‌که وی می‌گوید: مسافت بین صفا و مروه 777 ذراع انسان است و عرض مسعی 35 ذراع بود که بخشی از آن را داخل در مسجد کردند(4).

این دو قول فقط نیم ذراع در طول و عرض با هم فاصله دارند.

نظر مورخان

از گفتار مورخان چنین بر می‌آید که دگرگونی در مسعی در روزگار خلافت مهدی عباسی در سال 160 ه.ق اتفاق افتاد.

قطبی در کتاب تاریخ خود می‌نویسد: ثابت نشده که آیا مکانی که امروز در آن سعی می‌شود، همان مسعی زمان رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله است یا خیر. مسلما «مسعی» (همان‌طور که افراد ثقه گفته‌اند) دگرگون شده است.(5)

مرحوم صاحب جواهر قدس‌سره می‌گوید: «گروهی از مورخان نقل کرده‌اند که در زمان خلافت مهدی عباسی و در زمان جراکسه (گروهی بودند که بر مکه حکومت می‌کردند) در مسعی دگرگونی رخ داد؛ چنان‌که بخشی از مسعی وارد در مسجدالحرام شد. پس این مسعای موجود دگرگون شده و جدید است.

از این جا بود که کار برای گروهی از مردم سخت و مشکل شد؛ به این دلیل که مسعای موجود غیر از مسعای زمان رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله بود. کار دخل و تصرف در مسعی اشکال زیر را داشت:

مترتب شدن احکام مسجد بر قسمتی از مسعی، (به عبارت روشن‌تر زمانی که بخشی از مسعی توسط مهدی عباسی و جراکسه وارد در مسجدالحرام شد، احکام مسجدالحرام از جمله ممنوعیت صید، ممنوعیت فحش دادن، ممنوعیت جنگ و ... بر آن بار می‌شود) ولی سیره مستمره و عمل مردم در همه این دوران‌ها خلاف این را می‌طلبد. از این رو ممکن است مسعی پهن بوده باشد و بعدا قسمتی از آن را به مسجد افزودند و قسمتی را باقی گذاشتند؛ همان‌طوری که در کتاب دروس به آن اشاره شده است.(6)

خلاصه این‌که تنگ‌سازی مسعی در سمت راست و شرقی رخ نداده، بلکه در قسمت مسجد (سمت چپ) رخ داده است. کوچک‌سازی که در سمت چپ صورت گرفت، بخشی از مسعی را داخل در مسجد کرد؛ اما در مورد سمت راست دلیلی در دست نیست.

شیخ حرّ عاملی در وسائل‌الشیعه از معاویةبن عمار نقل کرده که امام صادق علیه‌السلام فرمودند: پس روانه شو به پای خود با سکینه و آرامش دل، تا این‌که به مناره برسی که طرف مسعی است؛ پس از آنجا تند برو و بگو «بسم‌الله و الله‌اکبر، و صلی‌الله علی محمدوآله» و بگو: «اللهم اغفر و ارحم و اعف عما تعلم انک انت الاعز الاکرم» تا این‌که به مناره بعدی برسی.

سپس گفت: مسعی از زمان فعلی بزرگ‌تر بود اما مردم آن را کوچک کردند.(7)

این حدیث را علامه در «تذکرة»(8) و در «منتهی»(9) و بحرانی (10) و صاحب ریاض (11) نقل کرده‌اند ولی هیچ کدام روایت را به چیزی مقید نکردند به جز بحرانی که می‌گوید: آنچه از اخبار فهمیده می‌شود این است که مسعی بزرگ‌تر از این بوده؛ چون سعی پیامبر بر شتر که روایات بر آن دلالت کرده‌اند و در این‌که پیامبر سوار بر شتر سعی می‌کرد؛ این همه تنگی به چشم نمی‌خورد که پیامبر مجبور باشد در هنگام بازگشت از مروه، عقب شتر را در ابتدای صفا و انگشتان شتر را برای سوار شدن در عقب صفا قرار دهد. بلکه همین قدر که نزدیک صفا و مروه شود (و عرف آن را به حساب بیاورد) کفایت می‌کند.(12)

در نظر داشته باشیم که امام صادق علیه‌السلام با دو دولت همزمان بود و در زمان منصور (148) قبل از روی کار آمدن مهدی عباسی، به شهادت رسید و دگرگونی در مسعی قبل از سال 160 ه.ق رخ داد. بنابراین مردم بین مسعی و مسجد خانه‌هایی ساختند و مسعی را تنگ کردند و مهدی عباسی خانه‌ها را ویران کرد و زمین آن را بخشی از مسجدالحرام قرار داد.

این همان چیزی است که از کلام ازرقی فهمیده می‌شود. وی می‌گوید:

هم‌چنین عباس بن عبدالمطلب در بین صفا و مروه خانه‌ای داشت که در اختیار پسر موسی ابن عیسی بود.

این خانه در جنب خانه جعفر بن سلیمان بود و پرچمی داشت که حاجیان وقتی از مروه می‌آمدند و به صفا می‌رفتند، از آنجا سعی می‌کردند. وی می‌گوید: برای مکیان خانه ام‌هانی دختر ابوطالب نیز بود که در کنار درب حناطین و مناره قرار داشت و در زمان مهدی عباسی و هنگام خرابی آخر به سال 167 وارد در مسجدالحرام شد. (13)

پس توسعه زمان مهدی عباسی از طرف مسجد بود و طی آن خانه‌هایی که بر زمین مسعی ساخته شده بود، ویران شد.

به تازگی خبر رسیده است که سعودیان درصدد توسعه مسعی برآمده‌اند و می‌خواهند دو مسیر موازی برای رفت و برگشت بنا کنند. از آنچه ناظرین بر امر توسعه می‌گویند چنین بر می‌آید که قرار است مسیر قدیمی برای آمدن از مروه به صفا و مسیر جدید برای رفتن از صفا به مروه استفاده شود. این توسعه در سمت شرقی مسعی (و نه در سمت مسجد) انجام خواهد شد. چه بسا شکل دو کوه موجود باعث بیرون بودن مسیر جدید از مرز بندی بین صفا و مروه شود؛ اما قرائن و نشانه‌هایی وجود دارد که مسعی حتی در سمت شرق (رو به روی مسجد) نیز پهن‌تر از زمان حال بوده است. این نشانه‌ها عبارتند از:

1 و 2- حفاری در کوه

صفا بخشی از کوه ابوقبیس و مروه بخشی از کوه قعیقان است. پس بعید است که درازای کوه و امتداد آن بدون تفاوت در مروه و صفا حدود 20 متر باشد. بنابراین امتداد فعلی به دلیل حفاری‌هایی که در دو کوه انجام شده، همان امتداد سابق نیست. چون هم‌اکنون بقایای کوه مروه که از مسعی فعلی بیرون است در سمت شرقی یافت می‌شود؛ پس این کوه در گذشته بیشتر امتداد داشته ولی برای راه‌سازی حفاری و نابود شده است.

3- گفتار حاکم در معرفی ارقم ابن ارقم المخزومی

«حاکم» در معرفی ارقم بن ارقم المخزومی می‌گوید: خانه ارقم همان خانه‌ای است که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در آن مردم را به اسلام دعوت می‌کرد و عده زیادی در آن اسلام آوردند. این خانه بر روی صفا بود و ارقم آن را برای فرزندانش تملیک و تحبیس کرد. من نسخه وقف‌نامه ارقم را در خانه‌اش دیدم که نوشته بود: «بسم‌الله الرحمن الرحیم این قضاوت ارقم است در ربع آنچه از صفا به دست آورد که آن صدقه‌ای است در محل استقرارش، نه فروخته می‌شود و نه به ارث می‌رسد».

تا آنجا که حاکم می‌گوید: این خانه صدقه دائمی باقی ماند و فرزندان ارقم تا زمان امام محمدباقر علیه‌السلام در آن سکونت می‌کردند؛ اجاره می‌دادند و در مقابل پول می‌گرفتند. محمد بن عمر می‌گوید: پدرم برای من از یحیی بن عمران از عثمان ارقم نقل کرد که او گفت: می‌دانم که امروز ابوجعفر امام محمدباقر علیه‌السلام چه کاری انجام داد. او در حال حج گزاردن بین صفا و مروه سعی می‌کرد، در حالی که ما بر بام خانه بودیم و او در قسمت پایین جایی که ما بودیم، حرکت می‌کرد؛ و ما اگر می‌خواستیم، می‌توانستیم لباسش را لمس کنیم. او زمانی که از وادی پایین می‌آمد تا زمانی که به سوی صفا بالا می‌رفت به ما نگاه می‌کرد.(14) تا آنجا که می‌گوید: مسعی از سمت شرقی پهن‌تر از حالا بود. ناظرین بر عملیات توسعه جدید بر اساس یک عکس قدیمی از صفا می‌گویند: در گذشته قسمتی از صفا به سمت شرق امتداد داشت که قبل از خرابی، در حین عملیات پاک‌سازی و بعد از پاک‌سازی وجود داشت.

4- محل خانه ارقم

خانه ارقم در گذشته «دارالحدیث مکه» بود و اگر برای پرسش از افراد سالمند و پیری که دار الحدیث را قبل از توسعه دیده بودند تلاش می‌شد، مطمئنا مدعای ما اثبات می‌شد. ناظرین بر عملیات توسعه مسعی نوشته‌ای را ارائه کرده و در آن توضیح داده‌اند که دارالحدیث یا همان خانه ارقم براساس منابع تاریخی یقینا در مسعی قرار داشت، در حالی که هم اکنون این خانه 18/21 متر از مسعی فاصله دارد؛ اما طرح بزرگ سازی فقط 20 متری از سمت شرق به عرض مسعی می‌افزاید. بنابراین فاصله‌ای که در توسعه جدید وجود دارد باعث می‌شود مسعی در حال ساخت در دل مسعی حقیقی زمان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله قرار بگیرد. امروزه دانشمندان عقیده دارند این یکی از پی‌آمدهای منفی خراب کردن آثار تاریخی متعلق به صدر اسلام در مکه و مدینه است. عده زیادی به این خرابی‌ها اعتراض می‌کنند و عقیده دارند اگر بزرگ‌سازی حرم با حفظ آثار فرهنگی اسلام انجام می‌شد امروز حد واقعی مسعی این‌گونه پنهان نبود.

5- گواهی گروهی از معمرین در دادگاه

دکتر عبدالوهاب ابراهیم ابوسلیمان، گواهی گروهی از معمرین و سالمندان آگاه بر وضع صفا و مروه را در کتاب خود «توسعة المسعی عزیمة لارخصة» نقل کرده که از آن جمله است:

1/5- فوزان بن سلطان بن راجع عبدلی الشریف که در سال 1349ه.ق به دنیا آمده بود، در دادگاه عمومی که برای آگاهی از وضع دو کوه (صفا و مروه) تشکیل شده بود، گفت: من به یادمی آورم که کوه مروه از شمال به کوه قعیقان وصل می‌شد؛ اما از قسمت شرقی چیزی به خاطر نمی‌آورم و در مورد صفا سکوت می‌کنم.

2/5- دکتر عوید بن عیادبن عایدبن الکحیلی المطرفی متولد سال 1353 ه.ق گفت: کوه مروه از مکان فعلی‌اش به سمت شرق امتداد داشت که از 38 متر کمتر نبود اما صفا خیلی بیشتر از این بود.

3/5- شیخ عبدالعزیزبن عبدالله بن عبدالقادر شیبی پرده‌دار کعبه متولد سال 1349 ه.ق، گفت: کوه مروه به سمت شرق، شمال و غرب امتداد می‌یافت و من فاصله آن را به متر به یاد نمی‌آورم، اما صفا مقدار زیادی به سمت شرق ادامه می‌یافت تا این‌که به «قشاشیه» (نام خیابانی است در نزدیکی صفا) نزدیک می‌شد که از 50 متر بیشتر نبود.

4/5 حسنی بن صالح بن محمد سابق (سابق لقب وی است) متولد سال 1357 ه.ق در همان دادگاه گفت: کوه مروه به سمت شرق و غرب ادامه می‌یافت که این امتداد کمتر از 32 متر نبود و ما خانه‌ها را روی کوه می‌دیدیم و وقتی خانه‌ها نابود شد؛ کوه معلوم گردید و پاک سازی آن در طرح به پایان رسید. کوه صفا به سمت شرق بیشتر از 35 یا 40 ادامه داشت.

5/5- مدیر سابق دانشگاه عالی ملک عبدالعزیز استاد دکتر محمدبن عمربن عبدالله که در سال 1351 ه.ق به دنیا آمده، گفت: من در مورد مروه چیزی نمی‌دانم اما آن چیزی که از صفا دیده‌ام این بود که فرد سعی کننده از صفا پایین می‌آمد و مقداری به سمت راست می‌رفت و سپس به مسیر مستقیم باز می‌گشت؛ این قسمت را اکنون بخشی از خیابان قشاشیه می‌دانند و دلالت بر این می‌کند که مسعی در این بخش‌ها پهن‌تر بود.

6/5- دکتر درویش بن صدیق بن درویش متولد سال 1357 ه.ق گفت: خانه ما در گذشته در جهت شرقی انتهای مسعی در مروه و بر روی صخره‌های بلند مروه قرار داشت و در اثنای توسعه سال 1375 ه.ق قسمت بزرگی از این صخره‌ها که خانه ما در آن منطقه بود؛ ویران شد. این یعنی ادامه کوه مروه از سمت شرق حدود 35 تا 45 متر بود. اما صفا ناحیه‌ای کوهستانی دنبال داری بود که به کوه ابوقبیس وصل می‌شد و بخشی از آن کوه شمرده می‌شد و من از منطقه مسعی در کوه صفا تا منطقه احیا در پشت کوه بالا می‌رفتم.

7/5- محمدبن حسین بن محمد سعید متولد سال 1361 ه.ق گفت: کوه مروه به سمت شرق ادامه داشت و به ظاهر امتدادش تا «خیابان مدعی» بود اما کوه صفا نیز به سمت شرق بیشتر از دنباله کوه مروه ادامه داشت. این نوشتار را دکتر عبدالوهاب ابراهیم ابوسلیمان در تاریخ 24/12/1424 ه.ق در کتابش نگاشته است.(15)

6- آنچه ذکر کردیم تأییدی است بر امتداد کوه صفا به سمت شرق آن هم در حدود 20 متر. اما درگیری و جدال در امتداد کوه مروه به همین مقدار است. محققین سعودی به این مطلب تصریح کرده و گفته‌اند:

در متون تاریخی امتداد شرقی کوه مروه به روشنی بیان نشده در حالی که از گفته‌های معمرین و افراد پیر ساکن در منطقه وجود امتداد شرقی دامنه کوه مروه ثابت می‌شود (که به حدود 40 متر می‌رسد) ولی اکنون بر روی آن خانه‌هایی تا خیابان مدعی ساخته شده است.

اما چیزی که این گفته‌ها را بی‌ارزش می‌کند وجود ارتفاع طبیعی محسوسی است که در قسمت شرقی در امتداد مروه قبل از توسعه سال 1428 است که نظریه پهن‌تر بودن مروه از قسمت شرقی را تأیید می‌کند.

7- به وسیله نقشه‌های زمین شناسی منطقه کوه مروه ثابت شده که امتداد کوه تا مسافت 31 متر ادامه پیدا می‌کند. این مطلب را کارگروه ناظر بر عملیات توسعه نیز اشاره کرده و گفته‌اند: در آنجا رگه‌هایی از بطحاست که به صورت قطعات جدا از هم نمایان می‌شود و ما امتداد سطحی نمایان کوه در نقشه را نزدیک 31 متر می‌بینیم. این هدفی است که تأکید وجود آن با نتایج حفاری‌ها گذشت.

8- بررسی‌های تاریخی، جغرافیایی و زمین‌شناسی که کار گروه ناظر ارائه داده، گواه این مطلب است که امتداد سطحی کوه مروه یقینا از 25 متر کمتر نیست. این نکته بعد از مطالعه در صخره‌هایی که از ناحیه شرقی کوه مروه برداشته شده اثبات گردید. مشابه آن نیز در صخره‌های کوه مروه دیده شده است.

دکتر عبدالوهاب ابراهیم ابوسلیمان، یکی از دانشمندان مکه که بیشتر معلومات این بحث از او گرفته شده در نامه خود به من می‌گوید: آن مقداری که من از این منطقه قبل و بعد از توسعه حرم شریف توسط سعودی‌ها معاصر آن بودم، این است که صفا امتداد کوه ابوقبیس از سمت شمال شرقی است و ظاهرا این امتداد متصل بود اما برای راه‌سازی در مکه دگرگون شد. پس کوهی که ظاهرا صفا از آن امتداد یافته، و راه مرتفعی که خودروها از آن عبور می‌کنند، در حقیقت راه یگانه‌ای است در آن جهت که شمال مکه را به جنوب شهر متصل می‌کند و صفا در قسمت پایین‌تر آن است.

سپس وی می‌گوید: و من توجه جناب‌عالی را به عکس شماره 193 در صفحه 344 جلد 5 کتاب «التاریخ القویم» برای مشاهده امتداد واقعی کوه قبل از ساخت و سازهای اخیر جلب می‌کنم که شاید در کتابخانه حوزه موجود باشد. اما در مورد مروه: همان‌طور که در جلد 5 کتاب «التاریخ القویم» صفحه 353 آمده است: مروه در شمال شرقی مسجدالحرام واقع شده و انتهای سعی (و در اصل) از خود کوه قعیقعان (و ادامه آن) است... .

این معلومات و اطلاعات موثقی است که من آن را در دسترس محققان گذاردم تا انگیزه‌ای باشد برای تحقیقی جامع. انشاءالله

قم- جعفر سبحانی

---------------------------------------

1- تهذیبن النووی علی ما نقله فی الجواهر، ج19، ص421.

2- مراةالحرمین، ج1 ص321.

3- اخبار مکة، ج2، ص119.

4- حاشیةالبجیرمی، ج2، ص127.

5- تاریخ قطبی، ص99.

6- الجواهر، ج19، ص422.

7- الوسائل، ج9، الباب 6 من ابواب السعی؛ لوامع صاحبقرانی، ج8، ص410.

8- التذکرة، ج8 ص135.

9- المنتهی المطلب، ج10 ص411.

10- احدائق، ج16 ص271.

11- الریاض المسائل، ج7 ص94.

12- الحدائق، ج16 ص265.

13- اخبار مکة، ج2 ص223-234، و نیز بقیه صفحات.

14- مستدرک علی الصحیحین، ج3 ص503-502.

15- دکتر عبدالوهاب ابراهیم، توسعة المسعی عزیمة لارخصة، صلی‌الله‌علیه‌وآله 55-57.

 

[ جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧ ] [ ۳:٥۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجموعه ای از پرسشهایی که همیشه در ذهنم بوده و وقت زیادی را برای پیدا کردن آنها صرف کردم و اکنون بدون اتلاف وقت در اختیار شماست .
موضوعات وب
امکانات وب
...... .....