جام صبوح
صلی الله علیک یا حسن بن علی ایها المجتبی ( علیه السلام) 
قالب وبلاگ

سوال :

 

چرا پیامبری را که امی است و نمی توانسته بنویسد در اخرین لحظات عمرش گفته که قلم و کاغذ بیاورید که من چیزی بنویسم که گمراه نشوید این شبهه چند وقتی است که مرا آزار می دهد و هیچ جوری به جواب ان دست پیدا نمی کنم .

 

پاسخ :

 

یکی از شبهاتی که اخیراً وهابی‌ها در پاسخ به روایتی که جسارت عمر بن الخطاب را که به پبامبر گفت :

 

ان الرجل لیهجر

 

مطرح می‌کنند ، این است که پیامبر اسلام که خواندن و نوشتن نمی‌دانستند ؛ چطور شد که در آخرین لحظات عمر شریفش دستور دادند که قلم و دوات بیاورند تا چیزی را بنویسد که مسلمانان هرگز گمراه نشوند ؟

 

در پاسخ به این شبهه باید گفت که پیامبر اسلام دارای علم الهی بوده است و قطعاً هم خواندن می‌دانستند و هم نوشتن و حتی در طول عمر شریف‌شان بارها اتفاق افتاده است که ایشان هم خوانده‌اند و هم نوشته‌اند . این مطلب هم از کتاب‌های شیعه و هم از کتاب‌های اهل سنت قابل اثبات است .

 

مرحوم شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه در معانی الأخبار می‌نویسد :

 

عن جعفر بن محمد الصوفی قال : سألت أبا جعفر محمد بن علی الرضا علیهم السلام فقلت : یا ابن رسول الله لم سمی النبی صلى الله علیه وآله الأمی ؟ فقال : ما یقول الناس قلت : یزعمون أنه سمی الأمی لأنه لم یکتب . فقال علیه السلام : کذبوا ، علیهم لعنة الله ، أنی ذلک والله عز وجل یقول فی محکم کتابه : " هو الذی بعث فی الأمیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته ویزیکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة " فکیف کان یعلمهم ما لا یحسن والله لقد کان رسول الله صلى الله علیه وآله یقرء ویکتب باثنین وسبعین - أو قال ، بثلاثة وسبعین - لسانا وإنما سمی الأمی لأنه کان من أهل مکة ومکة من أمهات القرى ، وذلک قول الله عز وجل " لتنذر أم القرى ومن حولها " .

 

معانی الأخبار - الشیخ الصدوق - ص 53 – 54 و بحار الأنوار - العلامة المجلسی - ج 16 - ص 132 – 133 .

 

از امام جواد علیه السلام سؤال کردند :

 

ای فرزند رسول خدا ! چرا به پیامبر اسلام « امی » می‌گفتند ؟ حضرت سؤال کرد : "  مردم [مخالفین شیعه ] چه می‌گویند ؟ گفتند :  مردم فکر می‌کنند که آن حضرت به این خاطر امی نامیده شده بود ؛ چون نمی‌توانست بنویسد . امام جواد در جواب فرمود :

 

دروغ می‌گویند ! لعن بر آن‌ها باد . چطور نمی‌توانستند بنویسند ؛ در حالی که خداوند در آیات محکم قرآنش می‌فرماید :

 

او خدای است که رسولش را در میان بی سوادان برانگیخت تا برای آن‌ها آیات خداوند را تلاوت و آن‌ها را پاکیزه سازد و کتاب و حکمت به آن‌ها بیاموزد .

 

چطور کسی که نمی‌تواند بنوسید ، می‌تواند کتاب را به دیگران بیاموزد ؟ به خدا قسم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  به هفتاد و دو یا هفتاد و سه زبان می‌خواندند و می‌نوشتند . به این دلیل به آن حضرت «امی » می‌گفتند ؛ چون او از اهل مکه بود و مکه در آن زمان « ام القری » محسوب می‌شده است ؛ چنانچه خداوند در قرآّنش می‌فرماید :

 

ما تو را فرستادیم تا اهل «ام القری » [مکه ] را و کسانی که در اطراف آن زندگی می‌کنند ، انذار کنی .

 

 باز نظیر این روایت را عبد الرحمن بن الحجاج از آقا امام صادق علیه السلام نقل می‌کند :

 

 قال أبو عبد الله علیه السلام ان النبی صلى الله علیه وآله کان یقرأ ویکتب و یقرأ ما لم یکتب .

 

 بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار - ص 247 .

 

 پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم  هم می‌خواندند و هم می‌نوشتند و حتی چیزهایی را که هنوز نوشته نشده بود ، می‌خواندند .

 

 با این بیان امام جواد و امام صادق علیهما السلام شکی باقی نمی‌ماند که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هم خواندن بلد بودند و هم می‌نوشتند .

 

 از علمای اهل سنت نیز ، عامر شعبی که در نزد اهل سنت جایگاه ویژه‌ای دارد در این باره می‌نویسد :

 

 انه قد قرأ صحیفة لعیینة واخبر بمعناها .

 

 المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز - ابن عطیة الأندلسی - ج 4 - ص 322  و تفسیر القرطبی - القرطبی - ج 13 - ص 352 و تفسیر البحر المحیط - أبی حیان الأندلسی - ج 7 - ص 151 و مکاتیب الرسول - الأحمدی المیانجی - ج 1 - ص 96 .

 

 پیامبر اکرم نامة شخصی به نام عیینه را شخصاً مطالعه کرد و از آن‌چه در آّن نوشته شده بود ، خبر داد .

 

 بسیاری از علمای اهل سنت این روایت را نقل کرده‌اند :

 

 رأیت لیلة أسرى بی على باب الجنة مکتوبا : الصدقة بعشر أمثالها . والقرض بثمانیة عشر .

 

 سنن ابن ماجة - محمد بن یزید القزوینی - ج 2 - ص 812  و المغنی - عبد الله بن قدامه - ج 4 - ص 352 – 353  و الشرح الکبیر - عبد الرحمن بن قدامه - ج 4 - ص 352 – 353 و کشاف القناع - البهوتی - ج 3 - ص 365 و مسند الشامیین - الطبرانی - ج 2 - ص 419 و الجامع الصغیر - جلال الدین السیوطی - ج 2 - ص 5 و کنز العمال - المتقی الهندی - ج 6 - ص 210 و تفسیر القرطبی - القرطبی - ج 3 - ص 240 و تفسیر الثعالبی - الثعالبی - ج 1 - ص 527 – 528 و الدر المنثور - جلال الدین السیوطی - ج 4 - ص 153 و الکامل - عبد الله بن عدی - ج 3 - ص 11 و تهذیب التهذیب - ابن حجر - ج 3 - ص 110 و السیرة الحلبیة - الحلبی - ج 2 - ص 135 و ..

 

 متبادر از این « رأیت » این است که خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قرائت فرموده‌اند نه این که مضمونش را از طریق خداوند فهمیده باشند .

 

 آلوسی از علمای بزرگ اهل سنت در تفسیرش : ج 21 - ص 5 بعد از نقل این حدیث می‌ نویسد :

 

 والقدرة على القراءة فرع الکتابة... ویشهد للکتابة أحادیث فی " صحیح البخاری " . وغیره کما ورد فی صلح الحدیبیة فأخذ رسول الله صلى الله علیه وسلم الکتاب ولیس یحسن یکتب فکتب هذا ما قاضى علیه محمد بن عبد الله الحدیث ،

 

 قدرت بر خواندن ، فرع بر کتاب است ... روایاتی در صحیح بخاری و ... نیز تأیید می‌کند که رسول خدا می‌توانستند بنویسند . چنانچه در قضیۀ صلح حدیبیه خود رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شخصاً عقد نامه را گرفت و نوشت :

 

 هذا ما قاضى علیه محمد بن عبد الله .

 

 روایات دیگری نیز این مطلب را تأیید می‌کند ؛ از جمله :

 

الف : عن أبی هریرة قال : قال رسول الله ( صلى الله علیه وسلم ) : رأیت لیلة أسری بی إلى السماء على العرش مکتوبا : لا إله إلا أنا وحدی لا شریک لی ، ومحمد عبدی ورسولی أیدته بعلی . فذلک قوله : ( هو الذی أیدک بنصره وبالمؤمنین ) .

 

 شواهد التنزیل - الحاکم الحسکانی - ج 1 - ص 292  و الدر المنثور - جلال الدین السیوطی - ج 3 - ص 199  و ...  .   

 

ب : عن أبی الحمراء خادم النبی صلى الله علیه وسلم قال سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول لما أسری بی إلى السماء دخلت الجنة فرأیت فی ساق العرش مکتوبا لا إله إلا الله محمد رسول الله أیدته بعلی ونصرته هلال السلمی الأسلمی .

 

 المعجم الکبیر - الطبرانی - ج 22 - ص 200  و نظم درر السمطین - الزرندی الحنفی - ص 120 و تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 42 - ص 336  و تهذیب الکمال - المزی - ج 33 - ص 260 و الشفا بتعریف حقوق المصطفى - القاضی عیاض - ج 1 - ص 174 و ینابیع المودة لذوی القربى - القندوزی - ج 2 - ص 160  و مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع) - أبی بکر أحمد بن موسى ابن مردویه الأصفهانی - ص 249 – 250 و المناقب - الموفق الخوارزمی - ص 320 – 321 و  مجمع الزوائد - الهیثمی - ج 9 - ص 121 و ... .

 

 ج : وأخرج ابن عدی وابن عساکر عن أنس رضی الله عنه قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم لما عرج بی رأیت على ساق العرش مکتوبا لا إله إلا الله محمد رسول الله أیدته بعلی .

 

 الدر المنثور - جلال الدین السیوطی - ج 4 - ص 153 و تاریخ بغداد - الخطیب البغدادی - ج 11 - ص 173 و تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 47 - ص 344 و شواهد التنزیل - الحاکم الحسکانی - ج 1 - ص 293 و ... .

 

د : عن جابر بن عبد الله قال : قال رسول الله ( صلى الله علیه وآله وسلم ) : مکتوب على باب الجنة قبل أن یخلق السماوات والأرض بألفی عام : لا إله إلا الله ، محمد رسول الله ، أیدته بعلی .

 

 شواهد التنزیل - الحاکم الحسکانی - ج 1 - ص 295 – 296 و ... .

 

هـ : رأیت لیلة الاسراء مکتوبا على باب النار " أذل الله من أهان الاسلام ، أذل الله من أهان أهل بیت نبی الله ، أذل الله من أعان الظالمین على المظلومین " .

 

 (ینابیع المودة لذوی القربى - القندوزی - ج 2 - ص 378 ) .

 

باز سیوطی نقل می‌کند :

 

 ما مات النبی صلى الله علیه وسلم حتى قرأ وکتب .

 

الدر المنثور - جلال الدین السیوطی - ج 3 - ص 131 .

 

 پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا نرفت ؛ مگر این که می‌نوشت و می‌خواند .

 

 و محمد بن اسماعیل بخاری در صحیح‌ترین کتاب اهل سنت اعتراف می‌کند که رسول خدا در جریان صلح حدیبیه که میان مسلمین و کفار قریش بر سر نوشتن کلمۀ « رسول الله » در عقد نامه اختلاف شده بود ، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم شخصاً عقد نامه را گرفت و متن عقد نامه را نوشت :

 

 فأخذ رسول الله صلى الله علیه وسلم الکتاب فکتب هذا ما قاضی محمد بن عبد الله لا یدخل مکة سلاح الا فی القراب .

 

 صحیح البخاری - البخاری - ج 3 - ص 168 .

 

 پیامبر اسلام عقد نامه را گرفت و نوشت :

 

 هذا ما قاضی محمد ...

 

 با این توضیحات ثابت می‌شود که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هم قدرت بر خواندن داشتند و هم در موارد متعددی نوشته‌اند .

 

 حتی اگر فرض کنیم که نعوذ بالله پیامبر اسلام نوشتن نمی‌دانست ، باز هم اهل سنت نمی‌توانند این اهانت عمر بن الخطاب را توجیه کنند ؛ چرا که در طول تاریخ رسم نبوده است که خود حاکم ، پادشاه و یا امیر یک مملکت خودش قلم بردارد و شروع کند به نوشتن نامه و ... ؛ بلکه هر حاکمی نفراتی داشته است که آن‌ها نامه را می‌نوشتند و در آخر خود حاکم آن را امضاء می‌کرده است . و اگر از مردم بپرسند که این نامه را کی نوشته ، می‌گویند فلان حاکم نه کاتب او ؛ یعنی این نامه به نام همان حاکم ثبت می‌شود ؛ با اینکه خود او نامه را ننوشته ؛ بلکه کاتب او نوشته و او در آخر امضاء کرده است .

 

 این مطلب در مورد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نیز صادق است . همان‌طور که در طول حکومت ده‌ سالۀ پیامبر در مدینه ، ده‌ها نامه  ،‌ به پادشاهان و امراء کشورهای دیگر نوشته بود ، این نامه را می‌نوشت . اگر آن‌ها را خودش نوشته باشد ، این نامۀ آخری را هم می‌توانست بنویسد . اگر آن‌ها را صحابه به دستور رسول خدا نوشته باشد ، این نامه را نیز همان‌طور می‌نوشتند و رسول خدا در آخر آن را مهر می‌کرد .

 

 پس هیچ راه فراری برای اهل سنت در این باره باقی نمی‌ماند و آن‌ها نمی‌توانند این جسارت به رسول خدا را توجیه کنند .

 

 

گروه پاسخ به شبهات مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج

 

 

[ سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧ ] [ ٥:٥٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجموعه ای از پرسشهایی که همیشه در ذهنم بوده و وقت زیادی را برای پیدا کردن آنها صرف کردم و اکنون بدون اتلاف وقت در اختیار شماست .
موضوعات وب
امکانات وب
...... .....