جام صبوح
صلی الله علیک یا حسن بن علی ایها المجتبی ( علیه السلام) 
قالب وبلاگ

 

اخلاق و سیره عملی

پیشوایان معصوم علیهم السلام انسانهاى کامل وبرگزیده‏اى هستند که به عنوان الگوهاى رفتارى و مشعلهاى فروزان هدایت جامعه بشرى ازسوى خدا تعیین شده‏اند. گفتار و رفتار و خوى و منش آنان ترسیم «حیات طیبه‏» انسانىو وجودشان تبلور تمامى ارزشهاى الهى است.


آنان - به تعبیر امام هادى علیه السلام - معدن رحمت،گنجینه داران دانش، نهایت‏بردبارى و حلم، بنیانهاى کرامت و ریشه‏هاى نیکان، خلاصه وبرگزیده پیامبران، پیشوایان هدایت، چراغهاى تاریکى‏ها، پرچمهاى پرهیزگارى،نمونه‏هاى برتر و حجتهاى خدا بر جهانیان هستند. (1)

بدون شک، ارتباط با چنین چهره‏هایى و پیروى ازدستورها و رفتارشان، تنها راه دستیابى به کمال انسانیت و سعادت دو جهان است.

پیشواى دهم علیه السلام یکى از پیشتازان دانش و تقواو کمال است که وجودش مظهر فضائل اخلاقى و کمالات نفسانى و الگوى حق جویان و ستمستیزان است.

امام هادى پیوسته تحت نظر حکومت‏هاى جور بود و سعىمى‏شد آن حضرت با پایگاههاى مردمى و افراد جامعه تماس نداشته باشد، با این حال آنمقدار از فضائل اخلاقى که از او بروز کرده، دانشمندان و شرح حال نویسان و حتىدشمنان اهل بیت علیهم السلام را به تحسین و تمجید آن وجود الهى واداشته است. «ابوعبد الله جنیدى‏» مى‏گوید:

«سوگند به خدا، او بهترین مردم روى زمین و برترینآفریده‏هاى الهى است. » (2)

«ابن حجر» در شرح حال آن حضرت مى‏نویسد:

«و کان وارث ابیه علما و سخاء. » (3)

او در دانش و بخشش وارث پدرش بود.

«متوکل‏» در نامه‏اى که براى امام علیه السلاممى‏نویسد خاطر نشان مى‏کند:

«امیرالمؤمنین عارف به مقام شماست و حق خویشاوندى رانسبت‏به شما رعایت مى‏کند و طبق آنچه مصلحت‏شما و خانواده‏تان مى‏باشد عمل مى‏کند». (4)

اینک به منظور سرمشق گرفتن از اخلاق کریمه و رفتارسازنده آن حضرت نمونه‏هایى را یادآور مى‏شویم.

الف - انس با معبود

پیشوایان معصوم علیهم السلام در بالاترین درجه مقامشناخت‏حق تعالى قرار داشتند و همین درک و بینش عمیق، آنان را به ارتباط و انسهمیشگى با خدا واداشته و شعله‏هاى آتش عشق به معبود و وصال به حق بر جانشان شررمى‏افکند و آرامش را از آنان سلب مى‏کرد.

امام هادى علیه السلام شب هنگام به پروردگارش روىمى‏آورد و شب را با الت‏خشوع به رکوع و سجده سپرى مى‏کرد و بین پیشانى نورانى‏اش وزمین جز سنگ ریزه و خاک حائلى وجود نداشت و پیوسته این دعا را تکرار مى‏نمود:

«الهى مسى‏ء قد ورد، و فقیر قد قصد، لا تخیب مسعاه وارحمه و اغفر له خطاه. » (5)

بارالها! گنهکارى بر تو وارد شده و تهیدستى به تو روىآورده است، تلاشش را بى نتیجه مگردان و او را مورد عنایت و رحمت‏خویش قرار داده واز لغزشش درگذر.

پارسایى و انس با پروردگار، آنچنان نمودى در زندگىامام نقى علیه السلام داشت که برخى از شرح حال نویسان در مقام بیان برجستگى‏ها وصفات والاى آن گرامى به ذکر این ویژگى پرداخته‏اند. «ابن کثیر» مى‏نویسد:

«کان عابدا زاهدا» (6)

او عابدى وارسته و زاهد بود.

یافعى مى‏گوید:

«کان متعبدا، فقیها، اماما. »

او کمر همت‏به عبادت بسته، فقیه و پیشوا بود.

ابن عباد حنبلى، نیز مى‏گوید:

«کان فقیها، اماما، متعبدا. » (7)

ب - سخاوت وجود

امامان معصوم علیهم السلام براى مظاهر دنیوى از جملهمال و ثروت ارزش ذاتى قائل نبودند و سعى مى‏کردند به حد اقل آن - که زندگى معمولىروزانه آنان را تامین کرده و آن بزرگواران را در راه انجام وظایف فردى و اجتماعىیارى رساند - بسنده کنند و مازاد آن را در راههایى که موجب خشنودى خداوند بود صرفکنند.

یکى از این راهها انفاق به افراد تهیدست و نیازمندمى‏باشد. این سیاست‏خدا پسندانه مالى - که در زندگى همه معصومین علیهم السلام درسطح گسترده‏اى به چشم مى‏خورد - علاوه بر جنبه‏هاى معنوى و آثار اخروى، عامل مهمىدر کاهش فقر و فاصله طبقاتى جامعه اسلامى و تالیف قلوب افراد و حفظ شخصیت وعلاقه‏مند ساختن آنان به مکتب اهل بیت و جلوگیرى از ارتباط گرفتن و نزدیک شدن آنانبه دستگاه زر و زور خلفا بود.

در پرتو برخوردارى ائمه علیهم السلام از این خلقنیکو، وجود آن بزرگواران پیوسته مایه امید، و خانه‏شان نه تنها مرکز نشر دانش، بلکهپناهگاه افراد نیازمند و درمانده و محل رفت و آمد انسانهاى مختلف به ویژه آنان کهاز راه دور آمده بودند بود. این مساله هم براى عموم مردم جا افتاده بود، به گونه‏اىکه وقتى فرد نیازمند و درمانده‏اى را مى‏دیدند او را به خانه امامان علیهم السلامراهنمایى مى‏کردند، و هم براى خود افراد درمانده، بدین معنى که به محض مواجه شدن بامشکلى مستقیما سراغ خانه امامت را مى‏گرفتند.

امام هادى علیه السلام همچون پدر بزرگوارش کانونسخاوت و کرم بود و گاهى مقدار انفاق به حدى از فزونى مى‏رسید که دانشمندى مانند «ابن شهرآشوب‏» پس از نقل آن مى‏گوید:

«این مقدار انفاق، معجزه‏اى است که جز پادشاهان ازعهده کسى ساخته نیست و تا کنون این مقدار انفاق را از کسى نشنیده‏ایم. » (8)

در کتاب «تاریخ اجمالى پیشوایان‏» به مواردى از جود وبخشش امام علیه السلام اشاره کردیم، در اینجا به ذکر نمونه دیگرى بسنده مى‏کنیم. اسحاق جلاب مى‏گوید:

«براى ابوالحسن گوسفندان زیادى خریدم، سپس مرا خواستو از اصطبل منزلش به جاى وسیعى برد که من آنجا را نمى‏شناختم، سپس تمامى آنگوسفندان را بین کسانى که آن حضرت دستور مى‏داد، توزیع کردم. » (9)

در روایت دیگر، زمان خرید و توزیع گوسفندان روز «ترویه‏» (10) ذکر شده است. (11)

از این روایت‏بر مى‏آید که آن حضرت در مسائل مالى وانفاقهاى جزئى نیز مسائل امنیتى و حفاظتى را رعایت مى‏کرده و این بیانگر شدتمحدودیت آن حضرت از سوى دستگاه حکومتى است، با این حال امام این کار را تحت پوششقربانى انجام داد تا هر گونه سوء ظنى را نسبت‏به خود از بین ببرد.

ج - حلم و بردبارى

حلم و بردبارى از ویژگیهاى مهمى است که مردان بزرگ بهویژه رهبران الهى که بیشترین برخورد و اصطکاک را با مردم نادان و نابخرد و گمراهداشتند، از آن برخوردار بوده و در پرتو این خلق نیکو افراد بسیارى را به سوى خودجذب کردند.

امام هادى همچون نیاکان خود در برابر ناملایماتبردبار بود و تا جایى که مصلحت اسلام ایجاب مى‏کرد با دشمنان حق و ناسزاگویان واهانت کنندگان به ساحت مقدس آن حضرت، با بردبارى برخورد مى‏کرد.

«بریحه‏» عباسى - که از سوى دستگاه خلافت‏به سمتپیشنمازى مکه و مدینه منصوب شده بود - از امام هادى علیه السلام نزد متوکل سعایتکرد و براى او نوشت:

«اگر نیازى به مکه و مدینه دارى «على بن محمد» را ازاین دو شهر بیرون کن، زیرا او مردم را به سوى خود خوانده و گروه زیادى از او پیروىکرده‏اند. »

بر اثر سعایتهاى پى‏درپى «بریحه‏» متوکل امام را ازکنار حرم جد بزرگوارش رسول خدا(ص) تبعید کرد. هنگامى که امام(ع) از «مدینه‏» به سمت «سامرا» در حرکت‏بود «بریحه‏» نیز او را همراهى کرد. در بین راه «بریحه‏» رو بهامام(ع) کرد و گفت:

«تو خود مى‏دانى که عامل تبعید تو من بودم. باسوگندهاى محکم و استوار سوگند مى‏خورم که چنانچه شکایت مرا نزد امیرالمؤمنین یا یکىاز درباریان و فرزندان او ببرى، تمامى درختانت را (در مدینه) آتش مى‏زنم و بردگان وخدمتکارانت را مى‏کشم و چشمه‏هاى مزرعه‏هایت را کور خواهم کرد و بدان که این کارهارا خواهم کرد. »

امام علیه السلام متوجه او شد و فرمود:

«نزدیک‏ترین راه براى شکایت از تو این بود که دیشبشکایت تو را نزد خدا بردم و من شکایت از تو را که بر خدا عرضه کردم نزد غیر او ازبندگانش نخواهم برد. »

«بریحه‏» چون این سخن را از امام(ع) شنید، به دامن آنحضرت افتاد و تضرع و لابه کرد و از او تقاضاى بخشش نمود. امام(ع) فرمود: تو رابخشیدم. (12)

د - هیبت در دلها

امامان علیهم السلام مظاهر قدرت و عظمت‏خداوند ومعادن کلمات و حکمت ذات مقدس حق و منبع تجلیات و انوار خاصه او هستند. بر این اساساز یک قدرت معنوى فوق العاده و نفوذ و هیبت‏خاصى برخوردارند.

این هیبت و عظمت‏خدادادى را در زیارت جامعه و از زبانامام هادى علیه السلام چنین مى‏خوانیم:

«طاطا کل شریف لشرفکم، و بخع کل متکبر لطاعتکم، و خضعکل جبار لفضلکم، و ذل کل شى‏ء لکم. »

هر بزرگ و شریفى در برابر بزرگوارى و شرافت‏شما سرفرود آورده و هر خود بزرگ بینى به اطاعت از شما گردن نهاده و هر زورگویى در برابرفضل و برترى شما فروتنى کرده و همه چیز براى شما خوار و ذلیل گشته است.

روى این جهت‏بارها اتفاق مى‏افتاد که حاکمان جور درغیاب امامان علیهم السلام تصمیمهاى خطرناکى نسبت‏به آنان مى‏گرفتند، ولى به محضرویارو شدن با آنان و نگاه به رخسار پرفروغشان، کابوس ترس و وحشت‏بر دلهایشان سایهمى‏افکند، به گونه‏اى که مجبور مى‏شدند از تصمیم خود بر گردند.

در تاریخ اجمالى پیشوایان بخش زندگانى امام هادى علیهالسلام پرتوى از این هیبت و عظمت الهى را یادآور شدیم، اینک نمونه‏اى دیگر.

زید بن موسى (13) چندین بار به «عمر بنفرج‏» گوشزد کرد و از او خواست که وى را بر فرزند برادرش (امام هادى) مقدم بدارد ومى‏گفت: او جوان است و من عموى پدر او هستم.

«عمر» سخن او را براى امام هادى علیه السلام نقل کرد. امام فرمود:

«یک بار این کار را بکن. فردا مرا پیش از او در مجلسبنشان، سپس ببین چه خواهد شد. »

روز بعد «عمر» امام هادى علیه السلام را دعوت کرد وآن حضرت در بالاى مجلس نشست. سپس به «زید» اجازه ورود داد. «زید» در برابر امام(ع) بر زمین نشست.

چون روز پنج‏شنبه شد ابتدا به زید اجازه داد تا واردشود و در صدر مجلس بنشیند، سپس از امام(ع) خواست تا وارد شود. امام(ع) داخل شد. هنگامى که چشم زید به امام(ع) افتاد و هیبت امامت را در رخسار حضرت مشاهده کرد ازجایش برخاست و امام(ع) را بر جاى خود نشاند و خود در برابر او نشست. (14)

ه - رسیدگى به مشکلات و گرفتارى مردم

ائمه علیهم السلام نه تنها در زمینه عبادى و بندگىخدا پیشگام بودند و هیچ کس در این میدان گوى سبقت را از آنان نربود، بلکه درزمینه‏هاى اجتماعى و رسیدگى به کمبودها و مشکلات مردم و برطرف کردن گرفتاریهاى آناننیز پیشگام بودند، به گونه‏اى که کسى از در خانه آنان ناامید باز نمى‏گشت.

تاریخ، نام افراد زیادى را که براى حل مشکل و رفعگرفتارى خود به پیشواى دهم علیه السلام مراجعه کرده و از محضر آن حضرت با خشنودىبازگشته‏اند، ثبت کرده است. براى رعایت اختصار تنها یک نمونه آن را ذکر مى‏کنیم.

«محمد بن طلحه‏» نقل مى‏کند:

«امام هادى(ع) روزى براى کار مهمى «سامرا» را به قصددهکده‏اى در اطراف ترک کرد. در این فاصله عربى سراغ آن حضرت را گرفت. به او گفتهشد: امام(ع) به فلان روستا رفته است. مرد عرب به سمت دهکده حرکت کرد. وقتى به محضرامام(ع) رسید گفت: من اهل کوفه و از متمسکان به ولایت جدت امیرمؤمنان(ع) هستم، ولىبدهى سنگینى مرا احاطه کرده است، چندانکه قدرت تحمل آن را ندارم. و کسى را جز شمانمى‏شناسم که حاجتم را برآورد.

امام(ع) پرسید: بدهکارى‏ات چقدر است؟ عرض کرد: حدودده هزار درهم.

امام(ع) او را دلدارى داد و فرمود ناراحت نباشمشکلت‏حل خواهد شد. دستورى به تو مى‏دهم عمل کن و از اجراى آن سر متاب: این دستخطرا بگیر، هنگامى که به «سامرا» آمدى، مبلغ نوشته شده در این ورقه را از من مطالبهکن، هر چند در حضور مردم باشد. مبادا در این باره کوتاهى کنى.

پس از بازگشت امام(ع) به «سامرا»، مرد عرب، در حالىکه عده‏اى از اطرافیان خلیفه و مردم در محضر آن حضرت نشسته بودند - وارد شد و ضمنارائه نوشته امام(ع) به آن حضرت، با اصرار، دین خود را مطالبه کرد.

امام(ع) با نرمى و ملایمت و عذرخواهى از تاخیر آن، ازوى مهلت‏خواست تا در وقت مناسب، آن را پرداخت کند، ولى مرد عرب همچنان اصرار مى‏کردکه هم اکنون باید بپردازى.

جریان به متوکل رسید. دستور داد سى هزار دینار بهامام(ع) بدهند. امام(ع) پولها را گرفت و همه را به آن مرد عرب داد. او پولها راگرفت و گفت: خدا بهتر مى‏داند که رسالتش را در چه خاندانى قرار دهد. (15)

پى‏نوشت‏ها:

(1) . . و معدن الرحمة، و خزان العلم، و منتهى الحلمو اصول الکرم. . . و عناصر الابرار. . . و صفوة المرسلین. . . ائمة الهدى و مصابیحالدجى و الاعلام التقى. . . و المثل الاعلى. . . و حجج الله على اهل الدنیا والاخرة و الاولى. «فرازهایى از زیارت جامعه کبیره. »

(2) مآثر الکبراء، ج 3، ص 96 به نقل: «ائمتنا» ج 2، ص 252.

(3) الصواعق المحرقة، ص 207.

(4) الارشاد، ص 333.

(5) ائمتنا، ج 2، ص 257، به نقل از: سیرة الامامالعاشر، على الهادى، ص 55.

(6) البدایة و النهایة، ج 11، ص 15.

(7) در کتاب تاریخ اجمالى پیشوایان علیهم السلام بهنمونه‏هاى دیگرى از عبادت امام هادى علیه السلام اشاره شده است.

(8) مناقب، ج 4، ص 409. مقدار انفاق امام(ع) نود هزاردینار بوده که به سه نفر از یاران خود هر کدام سى هزار دینار داده است. براى آگاهىبیشتر به تاریخ اجمالى پیشوایان، بخش زندگانى امام هادى(ع) رجوع کنید.

(9) الکافى، 7، ج 1، ص 498.

(10) روز هشتم ذیحجه را روز «ترویه‏» گویند.

(11) اعیان الشیعه، ج 2، ص 37.

(12) ر. ک. اثبات الوصیه، مسعودى، ص 197 - 196.

(13) ظاهرا نامبرده زید بن موسى بن جعفر است که به «زید النار» معروف است. و بر اساس نقل سید محسن امین در اعیان الشیعه، ج 7، ص 128در حدود سال 247 در اواخر حکومت متوکل در گذشته است.

(14) اعلام الورى، ص 347.

(15) بحار الانوار، ج 50، ص 175، نور الابصار، شلنجى،ص 181 و الفصول المهمة، ابن صباغ، ص 278، با اختصار.

کتاب: تحلیلى از تاریخ دوران دهمین خورشید امامت، ص 16.

نویسنده: مرکز تحقیقات سپاه پاسداران انقلاب اسلامى

 

 

[ یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ٢:٢۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجموعه ای از پرسشهایی که همیشه در ذهنم بوده و وقت زیادی را برای پیدا کردن آنها صرف کردم و اکنون بدون اتلاف وقت در اختیار شماست .
موضوعات وب
امکانات وب
...... .....