جام صبوح
صلی الله علیک یا حسن بن علی ایها المجتبی ( علیه السلام) 
قالب وبلاگ

اجمالاً می‌دانیم که این مطلب از محکمات، بلکه از ضروریات همه ادیان الهی است که سعادت حقیقی انسان، که همان سعادت آخرت است، در گرو ایمان به خداست، و اعمال صالح زمانی مفید است که ناشی از ایمان باشد؛ بدون ایمان اگر کسی کار خیری انجام دهد نتیجه‌اش را در همین دنیا خواهد دید و بعد از آن دیگر خبری نیست؛

وَمَا لَهُ فِی الآخِرَة مِنْ نَصِیبٍ( شوری/ 20)

در آخرت او را نصیبى نیست

              

در ساختار اخلاق اسلامی، ایمان به عنوان عالی ترین صفت نفسانی هدایت گر مورد تأکید فراوان واقع شده و به همین دلیل تحصیل مبادی و مقدمات آن همانند علم و یقین نیز به شدت مورد ترغیب و تشویق قرار گرفته است و ابزارها و راه هایی که می تواند آدمی را به این صفات نفسانی ارزشمند برساند، همانند تفّکر و خواطر و الهامات پسندیده، جایگاه ویژه ای در نظام اخلاقی اسلام دارند. در مقابل صفات نفسانی معارض و مانع پیدایش ایمان در آدمی، از قبیل «جهل» اعم از بسیط و مرکب، «شک و حیرت»، «جُربزه» و «خاطرات نفسانی نکوهیده» و «وسوسه های شیطانی» همواره مورد مذمّت و نهی واقع شده اند.

 

در بیان منزلت و جایگاه رفیع ایمان همین بس که پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) در نصایح خویش به ابوذر می فرماید:

ای ابوذر، هیچ چیز در نزد خداوند، محبوب تر از ایمان به او و خودداری از آنچه نهی می کند، نیست.[ شیخ طوسی، امالی، ص 531، ح 1162]

روشن است که خودداری از نواهی خداوند فقط در سایه ایمان به او مقدور است و در واقع از برکات ایمان به خداوند است.

 امام صادق (علیه السّلام) نیز در این باره می فرماید:

خداوند دنیا را هم به کسانی که دوستشان دارد و هم به کسانی که بر آنها غضبناک است، می دهد ولی ایمان را نمی دهد مگر به آنان که دوستشان می دارد.[ کافی، ج 2، ص 215، ح 4]

 

این همه منزلت و جایگاه بلندی که در روایات برای ایمان بیان شده است، به دلیل نقشی است که ایمان در سعادت و کمال آدمی دارد. ایمان

از یک سو آخرین حلقه وصل به مقام خلیفه الهی و جوار قرب معنوی است و از سوی دیگر بر اساس آنچه در قرآن و روایات آمده است، مبدأ و مفتاح همه‌صفات پسندیده نفسانی و نیکی های رفتاری، ایمان است.

 

2 . ماهیت ایمان

اولاًَ، ایمان عبارت است از تصدیق و اذعان قلبی که نوعی صفت و حالت نفسانی نسبت به یک امر است. بنابراین با صِرفِ شناخت و معرفت، متفاوت است.

.[ ر.ک: سید مرتضی: الذّخیره، ص 536؛ شیرازی: صدرالدین: تفسیر القرآن، ج 1، ص 249؛ شیخ مفید: اوائل المقالات، ص 48، همچنین جهت اطلاع کامل تر از دیدگاه ها در این باره ر.ک: جوادی، محسن: نظریه ایمان در عرصه کلام و قرآن، ص 119 ـ‌158. ]

ثانیاً، جایگاه تحقق ایمان نفس و قلب است و اگرچه آثاری قولی و فعلی دارد، تحقق حقیقت آن متوقّف بر قول یا عمل نیست.

 ثالثاً، نسبت میان اسلام و ایمان عام و خاص مطلق است؛ یعنی هر مؤمنی مسلمان است، ولی ممکن است برخی از مسلمانان فقط در ظواهر تسلیم حق باشند.

در قرآن کریم و روایات که دو منبع اصلی اخلاق اسلامی اند، در بیان اهمیت و جایگاه ایمان گفته های فراوانی وجود دارد.

برای پیمودن مسیر تکامل اولین گام این است که انسان از غفلت بیرون بیاید و بفهمد در کجاست چه کسی و برای چه او را آفریده است و چه باید بکند. تا انسان غرق در التذاذات مادی است و تمام توجه و حواسش به شکم و شهوت است راه به جایی نخواهد برد.

 

روزها فکر من این است و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟

 

از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟

به کجا می روم آخر ننمایی وطنم؟

 

 

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا!

یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم!

 

نه به خود آمدم این جا که به خود باز روم

آن که آورد مرا باز بَرَد در وطنم

 

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم.

 

انسان برای اینکه در پیچ و خم زندگی گم نشود باید هراز چند گاهی اعمال و کردار خود را از بالا و از نمایی کلی نگاه کند . مثل طراحی که هر چند دقیقه یکبار طرح خود را از دور نظاره می کند تا اندازه ها از دستش در نرود.

قول حضرت علی : (معانی الأخبار-ترجمه محمدى، ج‏2، ص: 354)

   

سراسر زندگانى بعضی حدّ فاصلى است بین خوردن و دفع آنچه که خورده.

 

بزرگترین مشکلی که امروز دنیای غرب و همفکران آنها در سرتاسر دنیا با آن مواجهند این است که ایمان به خدای متعال را گنار گذاشته و می خواهند با مدیریت بشری دنیا را اداره کنند و تا این فکر هست دنیا شاهد جنایاتی هولناک تر خواهد بود.اگر هم  به ظاهر تلاشی بر ضد این شیوه انجام پذیرد در واقع به فکر نجات بشریت نیستند بلکه به فکر حفظ منافع و اعتبارات خود در دنیا هستند.

نمونه بارز و عینی آن جنگ عراق است که طبق آمار رسمی از سایتهای معتبر دنیا بیش از یک میلیون نفر کشته و بیش از 5 میلیون نفر طی هشت و نه سال اشغال این کشور آواره شده اند . اما وقتی هم در ایالات متحده و یا اروپا تظاهراتی علیه جنگ امجام می شود نمی گویند که یک میلیون بیگناه کشته شده بلکه می گویند جنگ را تمام کنید چون برای ما ضرر اقتصادی دارد و این یعنی انسانیت را از بین بردن ، نمیگویند که چون چندصد هزار کودک کشته شده جنگ را تمام  کنید بلکه می گویند جنگ را تمام کنید چون روحیه مردم خراب میشود و افسردگی میگیرند.

باید به این نتیجه برسیم که آنچه باعث سعادت حقیقی انسان است ایمان به خدا است و هر کاری خوبی که انجام دهیم اما ایمان به خدا نداشته باشیم ذره ای  برای آخرت ما ارزش ندارد و خدای متعال در همین دنیا از نعمت‌های دنیا پاداشش را خواهد داد؛ اما بعد از رفتن از این عالم و در حیات ابدی، که اصل حیات حقیقی انسان است، دست خالی خواهد بود. اگر کسی قرآن را مرور کند به صدها آیه برخورد می‌کند که نشان می‌دهد ایمان و عمل صالح ملاک سعادت است:

فَمَن یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا کُفْرَانَ لِسَعْیِهِ(انبیا/94)

هرکه کارهای شایسته انجام دهد و مومن هم باشد برای تلاش او ناسپاسی نخواهد شد.

آیه بعد سوره نحل آیه 97:

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ

هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مؤمن باشد

 فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً

قطعا او را با زندگى پاکیزه‏اى حیات [حقیقى] بخشیم

 وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ

و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏دادند پاداش خواهیم داد .

 

 و متقابلا ً آیات دیگری که می‌فرماید: اگر ایمان نباشد و کسی مبتلا به کفر شود هر کار خوبی انجام دهد برایش نتیجه‌ای نخواهد داشت.

  خاکستری در باد
دو آیه این مطلب را به صراحت بیان می‌کند:

 اولین آیه در سوره ابراهیم آیه 18 است که می‌فرماید:

مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ

کسانی که کفر ورزیدند کارهایی که انجام می‌دهند

 کَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْمٍ عَاصِفٍ

مثل خاکستریست که به دست طوفان سپرده می‌شود؛ یعنی اعمال چنین کسانی مثل مشتی از خاکستر است که باد شدیدی به آن بوزد؛

 لاَ یَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُوا عَلَى شَیْءٍ

 تمام زحمت‌هایی که کشیده‌اند و کارهایی که انجام داده‌اند، به باد خواهد رفت؛ چیزی عایدشان نمی‌شود و نمی‌توانند به آنها برسند و از آن‌ها استفاده کنند؛

ذَلِکَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِیدُ( ابراهیم / 18)

 این گمراهی خیلی دوری است؛ یعنی هرگز به هدایت نخواهند رسید.

 کفر، ظلمت محض

 آیه دوم هم در سوره نور است که می‌فرماید:

مثل تشنه‌ای که در بیابانی به دنبال آب می‌گردد و از دور سرابی را می‌بیند و خیال می‌کند آب است؛ با شتاب بدنبال آب می‌رود که رفع تشنگی کند؛ اما وقتی به آنجا می‌رسد، می‌بیند آبی در کار  نیست.

وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ

کسانی که کفر ورزیدند کارهایی که انجام می‌دهند

 کَسَرَابٍ بِقِیعة یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً

مثل سرابی است که گمان میکنند آب است

 حَتَّى إِذَا جَاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئًا

وقتی به آن میرسند چیزی عایدشان نمی شود

 وَوَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ *

این جا تعبیر لطیفی هم دارد که وقتی به آن جا می‌رسد آبی نمی‌بیند؛ ولی خدا را آنجا می‌یابد، در حالی که به حساب اعمال او رسیدگی می کند و کیفرش را هم می‌دهد.

 أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ

یا در تاریکی دریایی عمیق(خود عمق دریا باعث می‌شود کسی که در آن قرار می‌گیرد نور به او نرسد)

 یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ

علاوه بر این تاریکی، روی سطح دریا موج شدیدی وجود دارد که روی آن هم موج دیگری سوار است؛ روی این دو موج را هم ابر تیره‌ای فرا گرفته است،

 ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ؛

 انواع ظلمت‌هایی که بعضی روی بعضی دیگر سوار شده و هیچ جایی برای نفوذ نور باقی نگذاشته است. کسی که در چنین موقعیتی واقع شده، حتی دست خودش را هم نمی‌بیند؛ چون نوری نیست که چیزی را ببیند؛

 وَمَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ؛

کسی که خدا برایش نوری قرار ندهد، از کجا نور پیدا کند؟ چون کفر ظلمت است و نور از ایمان است، که کافر بهره‌ای از آن ندارد.

پس از آنکه انسان از غفلت بیرون آمد و راه را شناخت برای رسیدن به مقصد باید کارها و اعمالی را انجام دهد . سوال این است که این کارها کدامند و انسان برای نیل به قرب الهی که همان مقصد انسان است چه اعمالی را باید انجام دهد .ایمان و عمل صالح از جمله چیزهایی هستند که  خدای متعال آنها را از ما مطالبه کرده و شرط رسیدن به کمال و سعادت بشر دانسته است . این دو مفهوم در قرآن کریم در بسیاری از موارد در کنار هم ذکر شده اند و بر تلازم آنها با یکدیگر تاکید گردیده است.

ایمان عملی است اختیاری و مربوط به قلب و دل است در درون انسان اتفاق می افتد و تعریف آن مشکل است. مثل محبت و عشق که یک حالت درونی و امری مربوط به قلب و دل است. اگر از ما بخواهند عشق و دوست داشتن را تعریف کنیم نمی توانیم حقیقت آن را تعریف کنیم ولی می توانیم علایم، نشانه ها و لوازم آن را بیان کنیم.

ایمان به یک چیز هنگامی در قلب ما پیدا می شود که ما پس از پی بردن به حقیقتی، بنا بگذاریم و ملتزم شویم که به لوازم آن پای بند باشیم و عمل کنیم. این جاست که می گوییم به آن چیز ایمان آورده ایم .اگر چیزی را می دانیم اما بنا نداریم به لوازم آن ملتزم باشیم این جا فقط علم وجود دارد و ایمان نیست.

بالاترین کفر در جایی است که کسی می داند و فهمیده که خدا هست اما چون نمیخواهد به لوازم آن ملتزم باشد آن را انکار می کند. کفر در لغت به معنی پوشاندن است و به کافر هم از آن جهت کافر گفته شده که روی حقیقت را می پوشاند. علت ان هم این است که می بیند اگر بخواهد به خدا ایمان بیاورد باید محدودیت هایی را بپذیرد به دستوراتی عمل کند، خدا را عبادت کند و .... انسان طالب بی بند و باری و آزادی مطلق است و این با ایمان به معاد سازگار نیست. اگر حساب و کتابی در کار باشددیگر نمی توان هر کاری را انجام داد و باید بسیاری از خواسته ها و تمایلات نفس را صرف نظر کند چون چنین است از این رو اصل آن را انکار میکند.

 

 

[ شنبه ٤ دی ۱۳۸٩ ] [ ٩:۱٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجموعه ای از پرسشهایی که همیشه در ذهنم بوده و وقت زیادی را برای پیدا کردن آنها صرف کردم و اکنون بدون اتلاف وقت در اختیار شماست .
موضوعات وب
امکانات وب
...... .....