جام صبوح
صلی الله علیک یا حسن بن علی ایها المجتبی ( علیه السلام) 
قالب وبلاگ

 

 

 

رسول جعفریان

 پایه دعوت اسلامی، دعوت به اصول و ارزشهای انسانی است، ارزشهایی که هر انسان عاقلی، صرف نظر از منافع گروهی و طایفه‌ای آنها را درک می کند و در باره خوبی و بدی کردار و گفتار مردمان می‌تواند اظهار نظر کند.

 

این امر فقط در یک مورد دشوار است و آن جایی است که فتنه‌ای پدید آید و حق و باطل بهم آمیخته گردد. اما در غیر شرایط فتنه، درک خوبی و بدی، و حق و باطل کاری است که تشخیص آن به عقل انسانی واگذار شده است. خداوند عقل انسانی را که پایه معرفت الهی است، اساسی برای معرفت حسن و قبح نیز قرار داده است.

 با این حال، در کنار این نبوت درونی، نبوت بیرونی می‌آید تا معیارهای صریح‌تری در اختیار انسان قرار دهد. معیارهایی که بتواند فطرت خفته را بیدار کرده و او را به سوی تشخیص درست حقیقت رهنمون سازد. بدین ترتیب دین، هیچ دعوت تحمیلی برای انسان ندارد، و آشکارا به همان چیزهایی دعوت می‌کند که انسان خود قادر به درک آن است.

 این باور، به خصوص در میان شیعیان و معتزلیان، امری مقبول و درست است که حسن و قبح عقلی امری پذیرفته شده است. آنچه نیک است، خدای انجام می‌دهد و بشر باید انجام دهد و آنچه قبیح است، خدای انجام نمی‌دهد و بشر نباید انجام دهد. در کلام شیعی و معتزلی امری بالاتر هم هست و آن این که خداوند با همه عظمتی که دارد، امر محال هم انجام نخواهد داد.

 بر این اساس اگر گفته شود که دعوت اسلامی، دعوت به ارزشهای انسانی و فطری است، سخن درستی است، با این قید که قرآن معیارهای ارزشی را با دقت بیشتری تبیین کرده، معیار به دست داده و آنچه را از محکمات فرموده، راه را برای ورود به شبهات و پرتگاهها بسته است.

دفاع رسول الله از ارزشهای اخلاقی و انسانی، و حرکت به سمت زندگی و حیات معقول و منطقی، پاسخی به این دعوت قرآنی بود که ماهیت آن موعظه حسنه است، دعوت به کار نیک، کار نیکی که هر انسان عاقلی قادر به درک آن است. موعظه حسنه است که «شفاء لما فی الصدور» است، یعنی برای انسان آرامش می‌آورد.

 باید پرسید چه چیزی شفاء دلهای است؟ پاسخ روشن این است: چیزی که بتواند انسان را قانع کند. اما چه چیزی انسان را به ما هو انسان قانع می کند؟ آن چیزی که بتواند قلب و عقل انسان را رام و آرام کند. این آرامش وقتی است که انسان آنچه را در درون خود می‌یابد، با معیارهای صریح بیرونی وحیانی، هماهنگ ببیند. این که قرآن، ربیع القلوب به معنای بهار دل است، اشاره‌اش به همین وزش و نوازشی است که نسیم قرآنی بر دل انسانی دارد.

 جستجو در اخبار مربوط به دعوت رسول (ص) در منابع، نشان از این دارد که مخاطبانی که برای نخستین بار با دعوت رسول خدا روبرو می‌شدند، این مسأله را درک می کردند که محتوای این دعوت، ارزشهای انسانی و اخلاقی عمومی و میعار است.

 مفروق بن عمرو از رسول خدا پرسید به چه چیز دعوت می کنی؟ حضرت این آیت قرآنی را تلاوت فرمود:: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون‏. خداوند به عدل و احسان و رسیدگی به ذوی القربی را امر می کند و از فحشا و منکر و تجاوز نهی می نماید. این موعظه الهی است، باشد که آگاه شوید. مفروق گفت: دعوت و اللّه یا أخا قریش إلى مکارم الأخلاق و محاسن الأعمال‏. این برادر قریشی، تو به ارزشهای اخلاقی و بهترین اعمال دعوت می کنی.

 در نقل دیگری آمده است که رسول خدا (ص)‌ نامه‌ای به احنف بن قیس که رئیس بنی تمیم بود نوشتند. احنف پرسید: او به چه چیز دعوت می کند؟ به او گفته شد: إلى الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر، فقال: قول حسن، قال: فأخبر النبی (صلى الله علیه وسلم) فدعا له (طبقات المحدثین باصبهان: 1/297). گفتند به معروف دعوت می کند و از منکر پرهیز می دهد. او گفت: حرف خوبی است. وقتی خبر گفته او به پیامبر رسید، حضرت برای او دعا کردند.

  احنف می گفت که بعدها زمان عثمان در حال طواف بودم. همان کسی که از طرف رسول الله نزد من آمده بود گفت: خاطرت هست که وقتی من آمدم و اسلام را بر طایفه تو عرضه کردم گفتی: إنه یدعو إلى خیر، و ما أسمع إلّا حسنا إنه لیدعو إلى مکارم الأخلاق، و ینهى عن ملائمها. آری، او به نیکی دعوت می کند و ما جز خوبی از او نشنیده‌ایم. او به ارزشهای اخلاقی دعوت می کند و از آنچه ناملایم است پرهیز می دهد. وقتی این خبر به رسول خدا (ص)‌ رسید، دعا کردند که خداوند از خطاهای احنف درگذرد.

 ابن عباس هم در خبری از گفتگوی ابوسفیان با حاکم شام در زمانی که منازعات میان مسلمانان و قریش بالا گرفته بود سخن گفته است. ابوسفیان شرحی از دعوت رسول داده و وقتی از او پرسید که این رسول به چه چیز دعوت می کند گفت: یأمرنا أن نعبد الله وحده لا نشرک به شیئا، و ینهانا عما کان یعبد أباؤنا، و یأمرنا بالصلاة و الصدق و العفاف و الوفاء بالعهد و أداء الأمانة (الاکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله(ص) ،ج‏2،ص: 6). او از ما می خواهد خدای واحد را بپرستیم و دست از آنچه پدران ما می پرستیدند برداریم.  او ما را به نماز، صداقت، پاکی، وفای به عهد و ادای امانت دعوت می کند.

 زمانی هم که ابوذر برادرش را به مکه فرستاد تا خبری از رسول الله بیاورد، در بازگشت از وی پرسید که چه می گفت: او پاسخ داد: رأیته یأمر بمکارم الأخلاق، او را دیدم که به ارزشهای اخلاقی دعوت می کرد. در نقل طبقات الکبری (4/169) آمده است که برادر ابوذر به او گفت: انه یأمر بالمعروف و ینهى عن المنکر و یأمر بمکارم الأخلاق‏. او امر به کارهای خوب می کند، از کارهای بد نهی می کند و مردم را به ارزشهای اخلاقی فرا می خواند.

 گفته‌اند که وقتی اکثم بن صیفی خبر اسلام را شنید فرزندش را با نامه ای نزد رسول خدا فرستاد. رسول خدا پاسخ نامه او را داد. فرزند که بازگشت، اکثم از وی پرسید: ما رأیت؟ پاسخ گفت: رأیته یأمر بمکارم الأخلاق و ینهى عن لئامها. (شرف المصطفی: 3/338). او را در حالی دیدم که دعوت به ارزشهای اخلاقی می کرد و از کارهای پست نهی می نمود.

 نیز در آثار احمدی ‌(ص 128) از متون شیعی در سیره نبوی که در قرن نهم نوشته شده آمده است: و اوّل نصیحتى که جناب رسالت پناهى به مردم مدینه فرمود این بود که یا ایّها النّاس افشوا السّلام و اطعموا الطّعام و صلوا الارحام و صلّوا باللّیل و اللنّاس نیام تدخلوا الجنّة بسلام‏. ای مردم، سلام بر یکدیگر را میان خویش شایع کنید، اطعام کنید، صله رحم کنید و وقتی مردمان خواب هستند نماز بگذارید تا با آرامش داخل بهشت شوید.

 در این تعابیر چند مفهوم کلید وجود دارد که اصلی ترین آنها: معروف، منکر، مکارم اخلاق، محاسن اعمال، خیر، حسن، و مصادیقی از قبیل صدق و عفاف و وفای به عهد و صله رحم و ادای امانت است.

 اینها ارزشهایی است که انسانی است و مسلمان و غیر مسلمان ندارد و از قضا خداوند به این ارزشها برای حفظ سلامت جامعه و امت اسلامی، بهای زیادی می‌دهد. اگر صداقت و عفت و وفای به عهد و صله رحم و ادای امانت از میان برود، جامعه اسلامی باشد یا کفری سقوط می‌کند. قوام یک جامعه، د رهر حال، همین ارزشهاست.

 البته در چنین جامعه‌ای که ارزشهای انسانی حاکم است، انسان به احکام شریعت تن می‌دهد. این دیگر مخصوص امت اسلامی است. دیگران روش های عبادی خودشان را دارند. اما اسلام شریعت خاص خود را. با این حال، شریعت هم در چارچوب همان ارزشهاست، نه خارج از آن، جز آن که حدود آن را تعیین می کند.

 وقتی قرآن دعوت به عدالت می کند این یک دعوت انسانی است، و حدود آن را شرع معین می کند. وقتی قرآن دعوت به پای بندی به عقود می کند، این یک اصل انسانی است، اما چارچوب آن را شریعت و فقه اسلامی و قضاء اسلامی تعیین می کند. چنین نیست که کسی این کلیات را بگیرد، اما از شریعت جدا شود. شعار عدالت بدهد اما روش خود را داشته باشد. فقه برای همین است که حدود این قبیل دعوت ها را به ما بشناساند.

 بنابرین اساس دعوت همان کلیات انسانی و اصول معیار است. به این آیه بنگریم که خداوند به رسولانش چه فرمان می دهد: یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلیمٌ . ای رسولان! از طیبات بهره برید و عمل صالح انجام دهید که من به کار شما آگاهم.

 خلاصه کردن تمامی دعوت در بهره گیری از مواهب پاک طبیعی و انجام عمل صالح، به این معناست که دین همین است.

اگر بتوانیم دعوت دینی را ساده و کلی و معیار کنیم، دین به راحتی نشر می یابد اما هرچه شاخ و برگ بر آن بپیچیم، راه پیشرفت آن را سد خواهیم کرد.

  منبع

 

 

 

[ پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٩ ] [ ٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجموعه ای از پرسشهایی که همیشه در ذهنم بوده و وقت زیادی را برای پیدا کردن آنها صرف کردم و اکنون بدون اتلاف وقت در اختیار شماست .
موضوعات وب
امکانات وب
...... .....