جام صبوح
صلی الله علیک یا حسن بن علی ایها المجتبی ( علیه السلام) 
قالب وبلاگ

 

رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلم می فرماید: خداوند بلند مرتبه برای برادرم عل ی بن ابی طالب علیه السلام فضایلی قرار داده که از شدت بسیاری، به شماره در نمی آید. هر که فضیلتی از فضایل او را بخواند و به آن اقرار داشته باشد، خداوند از گناهان گذشته و آیندة او در می گذرد و هر که یکی از فضایلش را بنویسد، تا آنگاه که اثری از آن نوشته باقی باشد، فرشتگان پیوسته برایش استغفار م یکنند و هر که فضیلتی از فضایل او را بشنود، خداوند آن دسته از گناهانش را که از راه گوش کسب کرده، می بخشاید و هر که به نوشت های از فضایل او نظر افکند، خداوند گناهان چشم او را می آمرزد. سپس فرمود: نگاه کردن به علی بن ابی طالب علیه السلام عبادت است و خداوند ایمان هیچ بند های را نمی پذیرد جز به ولایت او و برائت از دشمنان او. (بحارالأنوار229/26 ح 10)

 

رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلم می فرماید:

 

اگر باغها قلم شوند و دریا مرکب شود و جنّیان حسابگری کنند و آدمیان بنویسند، نمی توانند فضایل علی بن ابی طالب علیه السلام را جمع آورند و برشمرند     (بحارالأنوار 49/40، به نقل از مناقب خوارزمی)

 

 

رسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله : علیٌّ مَع الحقِّ والحقُّ مَع علیٍّ ، یَدورُ حَیثُما دارَ .

 

على با حق است و حق با على ، حق بر مدار او مى‏گردد .   موسوعه امام على : ج 2 ص 237 ح 719

 

 

رسول اکرم(ص) میفرمایند: هرکس یکی از فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام را بیان کند خداوند گناهان زبان او را میامرزد، هرکس یکی از فضائل امیرالمؤمنین را بشنود خداوند گناهان گوش او را میامرزد، هرکس یکی از فضائل امیرالمومنین را بنویسد مادامیکه از آن نوشته اثری باقی باشد ، ملائک برای نویسنده‌ی آن فضیلت طلب مغفرت مینمایند.

 

در اینجا احادیثی را از زبان عایشه می اورم در فضیلت امیرالمومنین (ص).

عایشه از زنان پیامبر(ص) بود که در جنگ جمل در مقابل امیرالمومنین (ص) ایستاد.

 

از عایشه روایت می‏کندکه گفت:رسولخدا (ص)فرمود:یاد علی (ص) عبادت خداست .

 

جمیع بن عمیر گوید که بر عایشه وارد شدم،پس به او گفتم:محبوبترین مردم نزد پیامبر اکرم (ص) چه کسی است؟گفت:اما از مردان پس علی و اما از زنان پس فاطمه.( حاکم در المستدرک،ج 3،ص 154 و.157)

 

از عایشه در مورد علی(ص)سؤال کردم،عایشه گفت:او بهترین انسان است،و در این مطلب شک و تردید نمی‏کند مگر کافر. (ابن عساکر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق)

 

 

آیات و احادیث درباره مقام و فضیلت مولا علی(ع)

 

حضرت باقر (ع) : درباره آیه 196 سوره شعراء (( و این خبر در کتب پیشینیان ثبت گشته است )) فرمودند : مقصود ولایت امیرالمومنین علی (ع) که در کتب پیغمبران سلف هم ثبت گشته است.                                          تفسیر جامع جلد 5 صفحه 72

 

 

امام حسن مجتبی (ع) : هرکس امیرالمومنین علی (ع) را به عنوان جانشین بلافصل رسول اکرم (ص) قبول نداشته باشد یا دیگری را بر او در این مقام ترجیح دهد هر آینه تکذیب نموده است قرآن و تورات و انجیل و زبور و سایر کتاب پیامبران دیگر را زیرا در کتب آسمانی گذشته چیزی مهمتر از شناسائی خدا به یگانگی و اقرار به نبوت خاتم الانبیاء محمد (ص) و ولایت علی (ع) و ائمه طاهرین از نسل او نازل نشده است.                               تفسیر جامع جلد 1 صفحه 87

 

امام صادق (ع) : خداوند متعال ولایت ما اهل بیت (ع) را مرکز و قطب قرآن قرار داده است و قرآن را قطب تمام کتاب های آسمانی قرار داده و ایمان مومنین به واسطه قبول ولایت ما ظاهر میگردد و کفر کافران نیز به واسطه انکار ولایت ما اهل بیت معلوم میگردد و تمام محکمات قرآن و کتابهای آسمانی بر حول ولایت ما اهل بیت (ع) دور میزند.                                      تفسیر جامع جلد 1 صفحه 37

 

رسول اکرم (ص) : به آن خدایی که جانم در دست قدرت اوست آدم (ع) مستحق بخشش خداوند قرار نگرفت و توبه او قبول نشد مگر به واسطه اقرار به نبوت من و ولایت علی بن ابیطالب (ع) پس از من به خدایی که جانم در دست اوست ، ابراهیم (ع) ملکوت آسمانها و زمین را ندید و خلیل حضرت حق نشد مگر به واسطه اقرار به پیغمبری من و جانشینی علی (ع) پس از من، و به آن خدایی که جانم در دست اوست موسی(ع) مستحق تکلم و سخن گفتن با خداوند نشد و عیسی (ع) مایه عبرت و پیغمبری نشد مگر به واسطه اقرار به نبوت من و ولایت علی (ع) به خدا قسم هیچ یک از پیغمبران به مقام پیغمبری نرسیدند مگر پس از اعتراف و شناسائی نبوت من و اقرار به ولایت علی بن ابیطالب (ع) و یازده فرزند از نسل مبارک او به عنوان وصی و جانشینان من.      تفسیر جامع جلد 1 صفحه 88

 

امام باقر (ع) : درباره قول خدای عزوجل سوره طه آیه 115 : از پیش به آدم سفارش کردیم ولی او فراموش کرد این عهد را و ما نیافتیم برای او عزمی بر این ترک اولی ، فرمودند : منظور از عهد یعنی درباره نبوت محمد (ص) و ولایت علی (ع) و امامان بعد از او تا برسد به وجود مقدس مهدی آل محمد (ص) از او عهد گرفتیم که این ها را ابلاغ نماید و نشر دهد و او در این مساله کوتاهی نمود لذا از زمره پیغبمران اولوالعزم خارج شد.و پیغمبران اولوالعزم را از این جهت به این نام می خوانند که تصمیم خود و عزم خود را راسخ تر از سایر پیامبران برای گفتن ولایت محمد و آل محمد (ص) استوار کردند و به این امر اعتراف و اقرار نمودند.                                           اصول کافی جلد 2 صفحه 283

 

امام باقر (ع) : درباره آیه 66 سوره مائده (( اگر این مردم تورات و انجیل و آنچه را که از جانب پروردگار بر ایشان نازل شده برپا دارند هرآینه نعمت های الهی از بالای سر و زیر پایشان بر آنها نازل میشود )) فرمودند : مقصود از آنچه در تورات و انجیل و آیات الهی که بر آنها نازل شده ولایت امیرالمومنین (ع) و فرزندانش میباشد که اگر مردم مطیع ولایت آن حضرات شوند نعمت الهی سرتاپای آنها را فرا گیرد.            اصول کافی جلد 2 صفحه 78

 

قال رسول الله (ص) : عنوان صحیفة المؤمن حبّ علىّ بن ابى طالب‏

رسول خدا (ص) فرمودند : سر آغاز طومار و برنامه هر فرد با ایمان، دوستى على بن ابى طالب (علیه السّلام) است { الغدیر جلد 1 صفحه 12 } ‏

 

حضرت صادق (ع) فرمودند : هرکه اقرار به ولایت امیرالمومنین (ع) نکند ، اعمال و عباداتش باطل شود ، مانند خاکستریکه در معرض باد تند قرار گیرد.  تفسیر جامع جلد 3 صفحه 429

 

مفضّل بن عمرگوید : در محضر امام صادق (ع) از آیه مبارکه إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (بدرستى که ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم ) ( سوره قدر آیه 1 ) سخن به میان آمد ، فرمود: چقدر برترى آن بر سوره ‏هاى دیگر آشکار است! گوید: عرضه داشتم : برترى آن چه می‏باشد؟ فرمود: در آن شب ولایت امیر المؤمنین علی ( علیه السّلام ) نازل شده ، گفتم : در شب قدرى که ما آن را در ماه رمضان امید داریم؟ فرمود: آرى شبى که در آن شب آسمانها و زمین اندازه ‏گیرى شده، و ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام در آن تقدیر و معیّن شده است.  معانی الاخبار جلد 2 صفحه 250

 

 اصبغ بن نباته از حضرت علىّ بن ابى طالب (ع) روایت نموده که پیغمبر خدا (ص) ، به من فرمود :  یا علىّ آیا می‏دانى معنى شب قدر چیست؟ عرض کردم : نه یا رسول اللَّه! پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند تبارک و تعالى در آن شب به تقدیر و سرنوشتى که در روز قیامت خواهد بود، قضا و حکم، و اندازه‏ گیرى نموده، و در آنچه خداى عزّ و جلّ فرمان داد ولایت تو بود ، و نیز ولایت امامان از نژاد تو، تا روز قیامت‏.  معانی الاخبار جلد 2 صفحه 250

 

حارث نصرى گوید: از امام صادق (ع) تفسیر وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ را پرسیدم، فرمود: نامى است که خداوند از آسمان اختصاص به علىّ علیه السّلام داده است، زیرا اوست که از جانب رسول خدا (ص) بیزارى از مشرکین را اعلام کرد ، پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله نخست آن را به أبو بکر داده بود، جبرئیل فرود آمد و گفت: اى محمّد خدا بتو می‏فرماید: «خودت یا مردى که از خودت باشد و دیگرى حق ابلاغ آن را از جانب تو ندارد» بعد از آن فرمان بود که پیغمبر علىّ علیه السّلام را فرستاد، و او به أبو بکر رسید، و صحیفه را از دستش گرفت و برد، و به دیوار کعبه نصب نمود، از این جهت خداوند او را أذان نامید، همانا آن نامى است که خداوند از آسمان اختصاص به علىّ (ع) داده است.   معانی الاخبار جلد 2 صفحه 214

 

حضرت محمد (ص) : من شهر علم هستم و علی (ع) در اوست. دروغ گوید هرکه فکر میکند از غیر در به شهر وارد شده و نیز دروغ میگوید هرکه گمان دارد مرا دوست دارد و علی (ع) را دشمن دارد ( و با او دشمنی میکند) اصول کافی جلد 3 صفحه 336

 

 ابو بصیر گوید: شنیدم حضرت صادق علیه السّلام از پدرش از اجدادش (ع) روایت کرده فرمود

روزى پیامبر به یاران خود چنین فرمود: کدامیک از شما همه عمر روزه ‏دار هستید ؟ سلمان ( رحمة اللَّه علیه ) گفت : یا رسول اللَّه من.

سپس پیغمبر (ص) فرمود: چه شخصى از شما تمامى شبها شب زنده‏ دار است ؟

سلمان جواب داد: اى پیغمبر خدا من. فرمود: کدامیک از شما هر روز همه قرآن را از آغاز تا پایان میخواند؟ سلمان گفت : یا رسول اللَّه من. یکى از اصحاب آن حضرت با لحنى خشن گفت: اى رسول خدا سلمان مردى فارسى زبان است و قصد دارد بر ما عربها ببالد، در جواب سؤالتان که کدامیک از شما تمامى عمرش روزه دار است؟ گفت: من، با این که بیشتر روزها غذا می‏خورد، و فرمودید کدامیک از شما همه شب براى عبادت بیدار می‏ماند، گفت: من، در صورتى که بیشتر شبها خواب است و فرمودید: چه کسى از شما هر روز یک قرآن می‏خواند، گفت: من، با اینکه بیشتر روزش خاموش است. پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: خاموش باش اى مرد! تو را چه با همانند لقمان حکیم ؟ از خودش بپرس تا آگاهت سازد ، آن مرد به سلمان گفت : اى بنده خدا، تو نگفتى همه روز روزه دارى؟ جواب داد:

آرى. گفت: ولى من تو را دیده ‏ام که بیشتر روزها غذا می‏خورى! پاسخ داد: چنان ‏نیست که تو گمان بردى من در هر ماه سه روز روزه می‏گیرم و خداى

   عزّ و جلّ فرماید: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها (شخصى که عمل نیکى انجام دهد ده برابر آن ثواب خواهد داشت- انعام 6: 160) و روزه ماه شعبان را به ماه رمضان پیوند می‏کنم و این روزه همه عمر می‏شود. گفت: تو خیال نکردى که همه شب بیدارى؟

فرمود: بلى، افزود: (ولى) بیشتر شبها در خوابى! سلمان در جوابش گفت: چنان نیست که تو پنداشته ‏اى، من از دوستم پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شنیدم که فرمود: هر کس با وضو بخوابد چنان است که همه شب را شب زنده ‏دار بوده و من همواره با وضو می‏خوابم. گفت: آیا گمان نبردى هر روز همه قرآن را می‏خوانى؟ فرمود: آرى.

گفت: امّا بیشتر روز را خاموشى! سلمان گفت: چنان نیست که تو فهمیده‏ اى، من از دوستم رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله شنیدم که به علىّ علیه السّلام فرمود: «یا أبا الحسن مثل تو در امّتم همانند «قُلْ هُوَ اللَّهُ» است که هر کس آن را یک بار بخواند یک سوم قرآن را خوانده، و هر کس دو بار بخواند، دو سوم قرآن را تلاوت کرده، هر کس سه مرتبه بخواند همه قرآن را خوانده است. (اى علىّ) آن کس که تو را به زبانش دوست‏ بدارد یک سوم ایمان، و آنکه با زبان و دلش به تو مهر ورزد

  دو سوم ایمان را دارد، و کسى که نه تنها به زبان و دل علاقمند باشد بلکه با دست خویش یاریت دهد ایمانش کامل است، اى على قسم به آنکه مرا به حقّ فرستاده اگر تمامى اهل زمین تو را دوست داشته باشند، چنان که اهل آسمان تو را دوست میدارند، خدا هیچ فردى را در جهنّم عذاب نمی‏کند» و من هر روز سه بار «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» را می‏خوانم. آن مرد معترض همچون کسى که سنگ در دهانش نهاده باشند {و نتواند حرف بزند} از جا برخاست.  معانی الاخبار جلد 2 صفحه 81

 

رسول خدا (ص) : به همانی که جانم در دست او است هرگز علی (ع) را به جبهه جنگی در حال رفتن ندیدم جز این که دیدم جبرئیل با هفتاد هزار فرشته در سمت راست ، و دیدم میکائیل را با هفتاد هزار فرشته در سمت چپ اوست ، و فرشته مرگ جلوی اوست ، و ابری بر سرش سایه کند تا پیروزی رسد.  خصال الصدوق جلد 1 صفحه 206

 

ابو حمزه گوید: شندیدم از امام باقر علیه السلام که مى فرمود: همانا على (علیه السلام ) درى است که خداوند (بروى مردمان ) گشود، هر که داخل آن گردد مؤ من است ، و هر که از آن بیرون رود کافر است . اصول کافى جلد 4 صفحه 100

 

ابراهیم بن ابى بکر گوید: شنیدم از حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام فرمود: هر آینه على علیه السلام درى است از درهاى هدایت ، پس هر که آندر وارد شود مؤ من است و هر که از آن بیرون رود کافر است ، و هر که وارد آن نشود و بیرون نرود در آن طبقه اى باشد که کارشان با خدا است (و هر چه خواهد درباره آنان انجام دهد). اصول کافى جلد 4 صفحه 101

 

 ابو الربیع شامی گوید : از امام صادق (ع) درباره گفتار خدای عزوجل ( سوره انفال آیه 24 ) پرسیدم : که میفرماید : (( ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را اجابت کنید و پیغمبران را نیز اجابت کنید زیرا شما را به چیزی که زندگیتان می دهد ( حیات می بخشد ) دعوت کنند )) حضرت فرمودند : این آیه درباره ولایت علی (ع) نازل شده. ( زیرا ولایت علی (ع) است که مایه جان و دل و خرد است )   روضة الکافی جلد 2 صفحه 59

 

على بن حسان به امام جواد علیه السلام عرضکرد : آقاى من ! مردم به خُرد سالى شما اعتراض دارند، فرمود: چه اعتراضى دارند، در صورتى که خداى عزوجل به پیغمبرش صلى اللّه علیه وآله فرموده است ((بگو راه من اینست ، من از روى بصیرت بسوى خدا میخوانم ، با آنکه از من پیروى کرده 108 سوره 12 )) به خدا کسى جز على علیه السلام از او پیروى نکرده و او نه سال داشت و من هم نه ساله ام .  اصول کافى جلد 2 صفحه 223

 

میان خاصه و عامه مورد اتفاق است که اولین مردى که به پیغمبر صلى اللّه علیه وآله ایمان آورد و اسلام پذیرفت على بن ابیطالب علیه السلام بود و خود آنحضرت هم همیشه بدان افتخار مى کرد و آن را دلیل افضلیت خود مى دانست و پیغمبر صلى اللّه علیه وآله هم به فاطمه (س) مى فرمود: تو خرسند نیستى که شوهرت دادم به کسى که در ایمان بر همه مقدم است و باز فرمود: اولین کسى که از این امت بر سر حوض کوثر وارد شود، اولین کسى است که اسلام آورده و آن على بن ابیطالب علیه السلام است . اما راجع به سن آنحضرت در زمان پذیرفتن اسلامش اختلافست و میان هفت سال تا پانزده سال گفته اند علامه مجلسى (ره ) گوید: سازگارتر با تاریخ همان قول ده سال است که از نظر عدم توجه به ماههاى میان سال با این روایت که سن آنحضرت را هنگام اسلامش نه سال مى داند، موافق است و نیز شکى نیست که آنحضرت از زمانیکه ایمان آورد تا آخر عمر بر ایمانش ثابت و مستقر بود. اگر بعضى از عثمانیهاى متعصب گفته اند: ایمانى که پیش از بلوغ باشد از روى یقین و معرفت نیست ، جوابش این است که : شما که ایمان آنحضرت را از اول بلوغ تا پایان عمر قبول دارید و همان مقدار را هم لازم مى دانید، على علیه السلام چند سال هم اضافه پیش از بلوغش که به عقیده شما اثرى نداشته ایمان داشته است . اما به عقیده شیعه حقیقت مطلب خیلى بالاتر از اینها است ، شیعه مى گوید: گذشته از الطاف معنوى و توفیقات مخصوصى سبحانى ، على بن ابیطالبى که از چهار سالگى در خانه پیغمبر و زیر دست پیغمبر با عنایت و توجه خاص تربیت شده است ، در ده سالگى بخوبى مى تواند، مانند مردى در کمال رشد و عقل فکر کند و بفهمد خداپرستى از بت پرستى بهتر است ؛ اما :

در نیابد حال پخته هیچ خام                 پس سخن کوتاه باید والسلام

 

امام صادق علیه السلام فرماید: رسولخدا صلى اللّه علیه و آله در مرض ‍ وفات خود فرمود: دوستم را نزد من حاضر کنید، آن دو زن (حفصه و عایشه ) به دنبال پدران خود فرستادند، چون نظر رسولخدا صلى اللّه علیه و آله بر آنها   افتاد ، رو بگردانید و فرمود: دوستم را نزد من حاضر کنید ، پس به دنبال على (ع) فرستادند ، چون دیدارش به على (ع) افتاد، به او متوجه شد و حدیثش گفت . و چون على (ع) بیرون آمد، آن دو نفر ( ابوبکر و عمر ) را ملاقات کرد، به او گفتند: دوستت به تو چه حدیث کرد؟ فرمود: هزار باب به من حدیث کرد که  هر بابى مفتاح هزار بابست .  اصول کافى جلد 2 صفحه 61

 

ابو بصیر گوید: خدمت امام باقر (ع) نشسته بودم که مردى به آن حضرت عرض کرد: مرا از ولایت على (ع) خبر ده ، که آن از جانب خدا هست یا از جانب پیغمبر (ص) ؟ حضرت خشمگین شد و فرمود: واى بر تو! پیغمبر (ص) از خدا بیمناکتر از آن است که چیزى را که خدا دستورش نداده بگوید، بلکه ولایت على (ع) را خدا واجب ساخت . چنانکه نماز و زکوة و روزه و حج را واجب ساخت . اصول کافى جلد 2 صفحه 48

 

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: من شهر علمم و على دَر اوست ، دروغ گوید هر که گمان کند از غیر دَر به شهر در آمده ، و نیز دروغ گوید هرکه گمان کند مرا دوست داشته و على صلوات الله علیه را دشمن دارد.  اصول کافى جلد 3 صفحه 335

 

 از نبى اکرم صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم روایت شده همانا آن حضرت فرمود : براى برادرم علی بن ابى طالب علیه السّلام فضیلت‏هاى بی ‏شماریست هر کس یکى از آنها را نقل کند و اقرار هم به آن فضیلت داشته باشد خداوند گناهان گذشته و آینده‏ ى او را بیامرزد و هر کس فضیلتى را از او بنویسد تا آنگاه که آن نوشته باقى باشد فرشتگان برایش طلب آمرزش کنند و هر کس فضیلتى از آنها را گوش دهد خداوند گناهانى را که بوسیله گوش انجام داده بیامرزد و هر کس به فضیلتى از فضائل او نگاه کند گناهانى که بوسیله چشم انجام داده آمرزیده شود.  ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 2

 

  رسول خدا فرمود : دوستى على (ع) عبادت است، خدا ایمان بنده‏ اى را نمی ‏پذیرد مگر بوسیله دوستى على (ع)  و دورى از دشمنان او.    ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 2

 

 رسول خدا فرمود : اگر درختان قلم و دریاها مرکب و جنیان حسابگر و آدمیان کاغذ ، نمیتوانند فضائل على بن ابى طالب را بشمارند شکى نیست که فضیلت‏ها و حالات او را از نظر شرف و کمال جز خداى سبحان و رسولش نمیداند.  ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 2

 

  رسول خدا (ص) فرمود : اى على جز خدا و من کسى آنچنان که باید و شاید تو را نشناخت و به همین سبب نبى اکرم و على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام اشباح و دورنمایان‏ پنجگانه نامیده شدند ، زیرا که مردم بواسطه بزرگى مقام و مرتبه‏ ى آنان حقیقت واقعى ایشان را نشناختند مانند دورنمائى که حقیقتش از دور شناخته نمیشود و یکى از فضلا گفت: که از مرد فاضلى در باره ‏ى مقام و مرتبه‏ ى على (ع) پرسیده شد او فرمود : چه بگویم در فضیلت انسانى که حسد دشمنان و ترس و بیم دوستان فضائلش را پنهان کرده در عین حال فضائلش شرق و غرب جهان را فراگرفته، اراده دارند که نور خداى را به دهنهاى خویش خاموش کنند خوشبختانه خدا نورش را به سرحد کمال و تمام میرساند اگر چه کافران ناراحت باشند ( سوره توبه آیه 36 ) ولى فضائل آن حضرت جهانگیر شده به طورى که مخالفان و موافقان فضائلش را بیان کرده ‏اند. و همانا من دوست دارم با اینکه فضائلش از طریق شیعه جهانگیر شده من از طریق مخالفان نقل کنم تا حجتى بر آنان باشد آنچنان که شاعر گفته

 

و نمکینی که حسودان برای برتریش گواهی داده اند و خوبی آنست که حسودان گواهی دهند

 

و برتری هائیکه دشمنان به آنها گواهی داده اند برتری همانست که دشمن گواهی دهد

 

 ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 3

 

  از اخطب خوارزمى از ابن مسعود روایت شده رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله فرمود: که فرشته ‏اى به سوى من آمد و گفت: اى محمّد بپرس پیامبرانى را که پیش از تو برانگیخته شدند به چه چیز مبعوث شدند؟ من گفتم: بر چه چیز برانگیخته شدند. گفت: بر دوستى تو و دوستى على بن ابى طالب مبعوث شدند.  ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 4

 

  از ابن عباس روایت شده که از نبى اکرم (ص) پرسیده شد از کلماتى که آدم از پروردگارش آموخت سپس توبه‏ ى آدم را خدا قبول کرد، پیغمبر فرمود: آدم خدا را به آبروى محمّد، على، فاطمه، حسن، حسین (صلوات الله علیهما ) خواند که توبه ‏اش را بپذیرد.  ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 4

 

در جنگ اُحُد مردم فرار کردند و علی (ع) تنها با مشرکین جهاد میکرد تا آنگاه که همه آنان فرار نمودند ، جبرئیل به حضرت رسول (ص) عرض کرد : این است فداکاری و مواساة ، پیغمبر فرمود : علی از من است و من هم از وی ، جبرئیل گفت : و من هم از شما هستم ، و حضرت رسول در این روایت او را مانند خود خوانده همانطور که در آیه مباهله خداوند امیرالمومنین (ع) را به منزله نفس پیغمبر معرفی کرده است.  اعلام الوری با علام الهدی صفحه 234

 

حضرت خاتم النبیین (ص) به بریده فرمودند : بغض علی را در دل نگیر زیرا که وی از من است و من هم از وی ، مردم از ریشه های مختلفی آفریده شده اند لیکن من و علی از یک اصل و ریشه هستیم.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه 234 

 

پیغمبر (ص) در زندگانی خود مکرر میفرمود : علی با حق است و حق هم با وی میباشد ، وی به هر سو میل کند حق هم دنبال او میرود و از وی جدا نمیگردد.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه 234 

 

در حدیث مشهور (( طیر مشوی )) آمده است که پیغمبر (ص) فرمود : خداوندا بهترین دوستانت را نزد من حاضر کن تا با من در خوردن این غذا شرکت کند ، در این هنگام که پیغمبر منتظر شخص موصوف بود ناگهان امیرالمومنین (ع) وارد شدند و با او در صرف غذا شرکت کردند.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه 234 

 

هنگامیکه حضرت زهراء را به علی بن ابیطالب (ع) تزویج کردند ، زنان قریش به عنوان اینکه وی را به مرد فقیری داده اند فاطمه (س) را سرزنش میکردند ، در این هنگام حضرت رسول دخترش را مخاطب قرار داده و فرمود : من تو را به مردی تزویج کردم که پیش از همه مسلمان شد ، و از جهت علم و دانش و فضیلت بر سایرین مقدم است. خداوند به مردمان روی زمین نظر افکند و مرا از میان آنان برگزید ، و بر رسالت مبعوث کرد ، و بار دیگر به طرف مردم نظر نمود ، و از میان آنها علی را اختیار فرمود و او را به وصایت برگزید ، پس از آن به من وحی فرستاد تا تو را در نکاح وی قرار دهم اکنون ای فاطمه بدان خداوند به تو کرامت فرموده و تو را به گرامی ترین و بزرگترین فردی تزویج کرده است. در این هنگام حضرت فاطمه خوشوقت شد ، پس از این رسول الله (ص) فرمود : ای فاطمه ، علی بن ابیطالب (ع) هشت فضیلت دارد که پیکر منافقین و دشمنان او را میشکند ، و خداوند این فضائل را به گذشتگان نداده و به آیندگان نیز نخواهد داد : علی بن ابیطالب (ع) در دنیا و آخرت با من برادر است و دیگران از این جهت سهمی ندارند ، و تو ای فاطمه سیده زنان بهشت هستی که اینک همسر او میباشی ، حسنین که دو رحمت از طرف پروردگار میباشند فرزند او هستند ، جعفر طیار که خداوند دو بال به وی مرحمت کرده و او در بهشت با فرشتگان پرواز میکند برادر او است ، علی بن ابیطالب دارای علوم گذشتگان و آیندگان است ، و او نخستین کسی است که به من ایمان آورد ، و آخرین فردی است که با من سخن خواهد گفت و من عهد و پیمان خود را با وی خواهم بست و او جانشین و وصی من و سایر انبیاء خواهد بود.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه 235

 

حضرت رسول (ص) فرمود : من شهر علم هستم و علی نیز در آن میباشد ، هرکه اراده کند به شهرستان علم و دانش وارد شود باید از در وارد شود ، عبدالله بن مسعود روایت میکند که پیغمبر (ص) ، علی (ع) را نزد خود طلبید و با وی در نهانی به گفتگو پرداخت ، هنگامیکه از خلوت بیرون شد از وی پرسیدم : پیغمبر (ص) چه موضوعی را با شما در میان گذاشته بود ، حضرت علی (ع) فرمود : هزار باب از علم به روی من گشود که از هر بابی هزار باب گشوده میشود.  اعلام الوری با علام الهدی صفحه 235 

 

محبت علی بن ابیطالب (ع) علامت ایمان و بغض و عداوت وی نشانه نفاق است ، حضرت رسول (ص) در این باره میفرمود : تو را جز مومن کسی دوست نمیدارد ، و منافقین نیز همواره بغض تو را در دل دارند.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه 236

 

حضرت رسول (ص) فرمودند : علی بن ابیطالب (ع) و پیروان او اهل نجات هستند.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه 237 

 

از جمله فضائل حضرت علی (ع) در اخباری که آمده است در اینکه ولایت و دوستی علی (ع) نشانه حلال زادگی و دشمنی با آنحضرت نشانه حرام زادگی است.

 

حضرت خاتم النبیین (ص) قبول ولایت علی بن ابیطالب (ع) را علامت برای طهارت مولد قرار داد ، و هم چنین دشمنی و عناد با آنحضرت را نشانه خبث مولد اعلام فرمود ، در روایت آمده که پیغمبر فرمود : فرزندان خود را به دوستی علی بن ابیطالب آزمایش کنید ، هریک از کودکان شما که به وی علاقه دارند و او را دوست می گیرند ، بدانید این کودک از طریق مشروع متولد شده ، و اگر چنانچه وی را دشمن داشته باشد ، از راه غیر مشروع پدید آمده است. حضرت باقر (ع) از جابربن عبدالله انصاری (رضوان الله علیه ) روایت میکند که وی گفت از پیغمبر شنیدم میفرمود : ای علی میل داری تو را خوشحال کنم و مژده دهم ، عرض کرد آری دوست دارم هرچه میخواهید بفرمایید ، حضرت فرمود : من و شما از یک اصل آفریده شده ایم و سرشت ما یکی است ، از طینت ما مقداری زائد آمد و خداوند شیعیان ما را از آن خلق فرمود ، روز قیامت مردم را به نام مادرانشان خطاب خواهند کرد جز شیعیان ما که آنان را به نام پدرانشان فریاد میزنند. روایت کرده اند که جابر بن عبدالله انصاری در کوچه های مدینه گردش میکرد و میگفت : علی بهترین آدمیان است و هرکس مخالف این باشد وی کافر است ، ای گروه انصار فرزندان خود را به دوستی علی بن ابیطالب (ع) آزمایش کنید ، هر کدام امتناع کردند درباره مادرش تحقیق کنید.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه 236

 

 مظفر بن محمد بلخى (بسند خود) براى من حدیث کرد از امام صادق از پدرش علیهما السّلام از جابر بن عبد اللَّه انصارى که گفت: شنیدم از رسول خدا (ص) که به على بن ابى طالب علیه السّلام میفرمود:آیا تو را خوشنود و شادمان نکنم؟ آیا عطایت نکنم؟ آیا مژده به تو ندهم؟ عرضکرد: چرا اى رسول خدا! مژده ‏ام ده! فرمود: همانا من و تو از یک طینت آفریده شدیم، پس مقدارى از آن طینت زیاد آمد و خداى تعالى از آن زیادى شیعیان ما را آفرید، و چون روز رستاخیز شود مردمان را بنام مادرانشان بخوانند، جز شیعیان ما که آنها را به نام پدرانشان بخوانند و این بخاطر (حلال ‏زادگى و) پاکى و پاکیزگى زاد و بوم آنها است.

 

 و نیز مظفر بن محمد بلخى (بسند دیگر) برایم حدیث کرد از ابن عباس که گفت: رسول خدا (ص) فرمود: چون روز رستاخیز شود همه مردمان را بنام مادرانشان بخوانند، جز شیعیان ما که به خاطرپاکیزگى ولادت آنها به نام پدرانشان خوانده شوند.

 

توضیح- مقصود از مردمان در این دو حدیث، به قرینه حدیث هاى دیگرى که در این باره رسیده و از جمله آنها حدیث سوم همین فصل است، آنهائى هستند که عداوت و دشمنى على علیه السّلام را در دل دارند نه همه مردم، زیرا مطابق روایاتى که فرموده‏اند: «ان لکل قوم نکاحا» (براى هر امت و هر ملتى ازدواجى است) و در حدیثى که در کافى است باین لفظ است: «ان لکل امة نکاحا تحتجزون به من الزنا» (براى هر امتى ازدواجى است که بوسیله آن از زنا جلوگیرى کنند) مطابق این روایات ازدواج، و زناشوئى هر ملتى به هر مذهبى که باشند چنانچه بر میزان قانون آنان باشد صحیح است و از نظر اسلام حلال زاده هستند، پس به اصطلاح عموم این دو حدیث، با آن روایات تخصیص میخورد، و مقصود دشمنان آن حضرت خواهند بود.

 

  جعفر بن محمد قمى (بسند خود) از جابر بن عبد اللَّه انصارى برایم حدیث کرد که گفت: من با گروهى از قبیله انصار به حضور رسول خدا (ص) شرفیاب بودیم، پس آن حضرت (ص) به ما فرمود: اى گروه انصار فرزندان خود را به  دوستى على بن ابى طالب آزمایش کنید، پس هر کدام على را دوست داشت بدانید که فرزند شما است (و حلال زاده است) و هر کدام که او را دشمن داشت بدانید او از زنا است. ارشاد شیخ مفید جلد 1 صفحه 37 الی 38

 

علی بن ابیطالب (ع) در شهر بصره در بالای منبر میفرمود : منم صدیق اکبر ، ایمان آوردم پیش از آنکه ابوبکر ایمان آورد ، و اسلام آوردم پیش از آنکه او اسلام آورد.  ارشاد شیخ مفید جلد 1 صفحه 26

 

رسولخدا (ص) فرمودند : علی بن ابیطالب (ع) دانشمندترین امت من است ، و در آنچه پس از من اختلاف کنند داناتر از همه آنها در داوری کردن است. ارشاد شیخ مفید جلد 1 صفحه 28

 

رسول خدا (ص) فرمودند : من شهر علم و دانشم ، و علی دَرِ آن شهر است ، پس هرکس علم و دانش خواهد باید آنرا از علی (ع) فرا گیرد.  ارشاد شیخ مفید جلد 1 صفحه 29

 

عبدالله بن مسعود گفت : رسولخدا (ص) علی (ع) را فرا خواند ، و با او خلوت کرد ، همینکه از نزد آنحضرت بیرون آمد ، از او پرسیدیم : ( چه به تو آموخت ؟ و ) چه عهدی با تو کرد ؟ مولا علی (ع) فرمودند : هزار باب از دانش و علم به من آموخت ، که از هر دری از آن هزار باب بر من گشوده شد. ارشاد شیخ مفید جلد 1 صفحه 29

 

محمد بن عمر جعابی ( به سند خود ) برای من حدیث کرد از زر بن حبیش که گفت : علی (ع) را دیدم که بالای منبر میفرمود : سوگند به آنکه دانه را ( در دل زمین ) شکافت و انسانرا آفرید این عهدی است که پیغمبر (ص) با من فرموده : ( که به من گفت : ای علی ) دوست ندارد تو را جز مومن و دشمنت ندارد جز منافق.  ارشاد شیخ مفید جلد 1 صفحه 34

 

محمد بن عمران مرزبانی ( به سند خود ) از جابر بن یزید از امام باقر (ع) برای من حدیث کرد که آنحضرت (ع) فرمود : از ام سلمه همسر پیغمبر (ص) راجع به علی بن ابیطالب (ع) پرسیدند ؟ ام سلمه گفت : شنیدم از رسولخدا (ص) که میفرمود : همانا علی و شیعیانش رستگاران هستند.  ارشاد شیخ مفید جلد 1 صفحه 36

 

رسول خدا (ص) به ام سلمه ( رضی الله عنها )  (همسرش) فرمود : ( آنچه می گویم ) بشنو و بر آن گواه باش : این علی امیرمومنان و آقای اوصیاء است.  ارشاد شیخ مفید جلد 1 صفحه 39

 

  رسول خدا (ص) فرمود : ولایت و دوستی علی بن ابیطالب (ع) ولایت خداست و محبت او عبادت خداست و متابعت او فریضه خدا است و دوستان او دوستان خداوند هستند و دشمنان او دشمنان خدا هستند و جنگ با او ، جنگ با خدا است و صلح او صلح خداست.  کاشف الاستار ترجمه جامع الاخبار صفحه 32

 

حضرت صادق (ع) از پدرش از پدران او (ع) که فرمود : جبرئیل از جانب پروردگار به رسول الله (ص) فرمود : یا محمد بدرستیکه خدای تعالی میخواند تو را سلام و میگوید تو را که بشارت ده برادر خود علی را به آنکه من عذاب نمی کنم هرکس را که دوستی میکند با علی و رحم نمی کنم هرکسی را که دشمنی میکند با وی.  کاشف الاستار ترجمه جامع الاخبار صفحه 32 

 

امام اول ، ابوالحسن ، امیرالمومنین ، علی بن ابیطالب صلوات الله و سلامه علیه - آنحضرت در روز جمعه سیزدهم رجب سی سال پس از عام الفیل در شهر مکه در بیت الله الحرام متولد شد ، مادر آنحضرت فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف است ، علی (ع) و برادرانش نخستین کسی بودند که از طرف پدر و مادر هاشمی به دنیا آمدند و در خانه خداوند پیش از او کسی متولد نشده بود و این خود فضیلتی است که خداوند به جهت بزرگواری و اعلاء رتبه و اظهار ارجمندی علی (ع) به وی اختصاص داد.

 

مُیَسَر نگَردد به کس این سعادت          به کعبه ولادت به مسجد شهادت

 

 از علی بن الحسین (ع) روایت شده که فاطمه بنت اسد را در حال طواف درد زائیدن فرا گرفت ، او داخل کعبه شد و امیرالمومنین (ع) در آنجا به دنیا آمد - و شیخ صدوق از سعید بن جبیر روایت میکند که یزید بن قعنب گفت من با عباس بن عبدالمطلب و جمعی از طایفه عبد العزی مقابل خانه کعبه نشسته بودیم که فاطمه بنت اسد ، مادر امیرالمومنین (ع) که با آنحضرت حامله و از مدت حملش نه ماه گذشته و درد زائیدن او را گرفته بود به سوی خانه کعبه آمد و گفت پروردگارا من ایمان دارم به تو و پیمبران و کتاب هایی که تو فرستاده و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق دارم و او خانه کعبه را بنا نهاد ، خداوندا به حق آن کسی که این خانه را بنا نمود و به حق مولودی که در رحم من است ، وضع حمل را بر من آسان کن ، یزید بن قعنب گفت : در آن موقع دیوار خانه کعبه از پشت شکافته شد و فاطمه داخل آن گردید و از دیدگان ما ناپدید شد و شکاف دیوار به هم آمد ، ما خواستیم قفل درب خانه کعبه را بگشاییم ولی گشوده نشد و دانستیم که این امری است از طرف خداوند و فاطمه در روز چهارم از خانه کعبه خارج شد ، در حالیکه امیرالمومنین (ع) در دست او بود ، گفت من بر زنان پیشینیان تفضل داده شدم ، زیرا آسیه بنت مزاحم ( زوجه فرعون) خدا را مخفیانه عبادت کرد ، در جائیکه عبادت خدا در آنجا ، جز در حال اضطرار پسندیده نیست و مریم دختر عمران ( مادر عیسی ) با دست خود درخت خرمای خشک را حرکت داد تا خرما از آن ریخت و او تناول کرد ولی من در بیت الله الحرام رفتم و از میوه ها و غذاهای بهشت خوردم و چون خواستم بیرون آیم ، هاتفی ندا داد ای فاطمه فرزندت را علی نام بگذار ، او علی است و خداوند علی اعلی میفرماید : من اسم او را ز اسم خود مشتق گردانیدم و او را به آداب خود تادیب نمودم و بر مشکلات علم خود واقف ساختم ، اوست که بتها را در خانه من خواهد شکست و بالای خانه من اذان خواهد گفت و مرا تقدیس و تمجید خواهد نمود ، خوشا به حال کسی که او را دوست میدارد و پیروی او کند و وای بر کسی که او را دشمن دارد و نافرمانی او کند.  انوار البهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 49 الی 50 

 

از ابن مارد روایت شده که از حضرت صادق (ع) پرسید چه ثوابی است برای کسی که جدت امیرالمومنین (ع) را زیارت کند ، فرمود ای ابن مارد هرکه زیارت کند جدم را و عارف به حق او باشد ، خداوند در ازای هر قدمی که بردارد ثواب یک حج مقبول و یک عمره مبروره برای او بنویسد ، به خدا قسم ای ابن مارد ، خداوند طعمه آتش نمی کند قدمی را که در زیارت امیرالمومنین (ع) سواره یا پیاده غبار آلود گردد ، ای ابن مارد این حدیث را با آب طلا بنویس.  انوار البهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 71

 

فضایل مولا علی (ع) آنچنان شد که ابوالعینا به عبیدالله بن یحیی بن خاقان ، وزیر متوکل و معتمد گفت (( چون فضل تو را توصیف می کنم و درباره آن با کسی سخن می گویم ، می بینم مانند کسی هستم که از روشنی روز خبر دهد و از نورانیت ماه درخشنده سخن بگوید ، با اینکه هر بیننده آنرا می بیند ، و دانستم که سخن من در وصف تو ، به هر نقطه برسد ، باز مرا عاجز میخوانند و مقصر میدانند ، به دین جهت از مدح تو چشم پوشیدم و به دعاگویی تو مشغول گشتم و اگر زبان به ذکر فضائل تو بگشایم ، سخنی گفته ام که مردم به آن دانا هستند )) چه گویم درباره مردی که دشمنانش به فضل او اعتراف کردند و نتوانستند فضائل او را انکار و مناقبش را پنهان دارند ، همانا من دانستم که بنی امیه سلطنت اسلامی را متصرف شدند و به شرق و غرب ممالک آن تسلط یافتند و به تمام نیرنگها برای خاموش کردن نور علی (ع) و برگرداندن مردم از او و بستن عیوبات بر او تمسک کردند و در تمام منبرها به او دشنام دادند و کسانی را که در مدح او سخن میگفتند ، تهدید نموده بلکه زندانی ساختند و آنها را کشتند و از نقل حدیثی که متضمن فضیلتی از علی (ع) باشد یا نام او را بالا برد ، جلوگیری کردند ، تا آنجائیکه منع کردند کسی نام علی را بر خود نگذارد ، ولی این کوششها و دشمنیها جز به رفعت شان و بزرگواری او نیفزود ، مانند مُشک ( عطر ) که هرچه آنرا پنهان دارند ، بوی خوش او آشکارتر میگردد و مانند خورشید تابناک که با دست نمیتوان از نورافشانی او جلوگیری کرد و مانند درخشندگی روز روشن که اگر چشمی آنرا نبیند ، هزاران چشم دیگر از دیدار او بهره مند میگردند ، چه بگویم در حق مردی که هر فضیلتی را به او منسوب است ، پس او است سر و چشمه فضائل و مبتکر آن و او است استوانه و ترکتاز میدان مناقب ، هرکس دارای فضیلتی شود از او اخذ نموده و پیروی او کرده است.   انوار البهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 50 الی 52

 

صاحب مدینة المعاجز میگوید : اما روایاتی که در فضیلت علی (ع) وارد شده بی شمار و بی پایان است ، از طریق مخالفین ( اهل سنت و عامه ) روایتی وارد شده که مولف ثاقب المناقب از محمد بن عمر واقدی نقل کرده است که هارون الرشید روزهای عرفه جلوس میکرد و مجلس اختصاصی به علما و دانشمندان داشت ، پس روزی جلوس نمود و شافعی که از بنی هاشم بود و همواره پهلوی هارون الرشید می نشست ، نزد او حضور یافت و محمد بن حسن و ابویوسف نیز آمدند و نزد هارون جای گرفتند ، مجلس از جمعیت پر شد و در آن هفتاد نفر از دانشمندان بودند که هر یک شایستگی داشتند پیشوای ناحیه باشند ، واقدی گفت : من در آخر مردم به آن مجلس در آمدم ، رشید گفت چرا دیر آمدی ؟ گفتم دیر آمدن من برای ضایع ساختن حق این مجلس نبود ، بلکه مشغول کاری شدم که مانع آمدن من گردید ، پس هارون مرا نزدیک طلبید و نزد خود نشانید ، در آن مجلس دانشمندان فنون مختلف شرکت داشتند ، رشید شافعی گفت : پسر عمو ، تو چند حدیث در فضائل علی بن ابیطالب (ع) روایت می کنی ، گفت چهارصد حدیث و بیشتر ، رشید گفت نترس و بگو ، گفت پانصد حدیث و بیشتر پس از آن به محمد بن حسن گفت : تو چند حدیث از فضائل علی (ع) روایت میکنی ، گفت هزار حدیث یا بیشتر ، رشید متوجه ابویوسف شد و گفت تو چند حدیث از فضائل علی (ع) روایت می کنی ؟! به من بگو و مترس ، گفت یا امیرالمومنین اگر ترس در کار نبود روایات ما در فضائل از آن حضرت از شماره بیرون بود ، رشید گفت از چه می ترسی ؟! گفت از تو و کارمندان تو و اصحاب تو ، گفت در امان هستی ، سخن بگو و مرا آگاه کن که چند حدیث در فضائل علی (ع) روایت می کنی !؟ شافعی گفت پانزده هزار خبر مسند ( خبر مسند ، آن است که سلسله سند آن و رواتش تا امام (ع) معلوم باشد ) و پانزده هزار خبر مرسل ( خبر مرسل ، خبری است که تمام روات آن یا یک نفر از انتهای روات غیر معلوم باشد ) واقدی گفت : سپس هارون به جانب من نگریست و گفت تو در این باره چه میدانی ؟! گفتم در حدود همان تعدادی که ابویوسف گفت ، رشید اظهار داشت اما من فضیلتی از علی بن ابیطالب (ع) میدانم که با چشم خود دیده و با گوش خود شنیده ام و از تمام فضائلی که شما روایت می کنید بزرگتر و مهمتر است ( آنگاه هرون داستان خطیب دمشقی را که در دمشق علی (ع) را سب میکرد ( دشنام میداد ) و در پایان به صورت سگ مسخ شد برای دانشمندان مجلس شرح داد ).   انوار البهیه  ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 52 الی 53

 

حکایت شده که به شافعی گفتند ، چه می گویی درباره علی (ع) ؟ گفت چه گویم درباره کسی که دوستانش بواسطه ترس و دشمنانش به علت حسد ، فضائل او را پنهان نمودند ولی باز هم آنقدر فضائل و مناقب او شیوع یافت که شرق و غرب عالم را فرا گرفت.   انوار البهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 54

 

شیخ صدوق از طبری روایت میکند که حسن بن محمد از حسن بن یحیی دهان نقل نمود که من در بغداد نزد قاضی بغداد که نامش سماعه بود ، بودم ، مردی از بزرگان بغداد نزد او آمد و گفت اصلح الله القاضی ، من در سالهای گذشته حج نمودم و عبورم به کوفه افتاد و در بازگشت خود به مسجد کوفه در آمدم ، در آن حال که ایستاده بودم و میخواستم مشغول نماز شوم در پیش روی خود ، زن عرب بادیه نشینی را دیدم که چادر بلندی بر سر و عبایی بر خویش انداخته بود و میگفت : ( ای کسی که در آسمانها و زمینها و در دنیا و آخرت مشهوری ، پادشاهان و ستمگران کوشیدند که نور تو را خاموش کنند و نام تو را از بین ببرند ولی خداوند جز سربلندی نام تو و درخشندگی و کمال نور تو را نخواست ، اگرچه مشرکین ناراضی باشند )من گفتم ای زن کیست آنکسی که او را به این صفت توصیف میکنی !؟ گفت علی بن ابیطالب (ع) که پی بردن به یگانگی پروردگار بدون او و ولایت او امکان پذیر نیست ، من بسوی او نگریستم و کسی را ندیدم.    انوار البهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 53 

 

 حضرت رسول (ص) به علی (ع) فرمودند : یا علی محبت تو در دل هرکس قرار بگیرد اگر یک قدم او از پل صراط بلغزد ، البته قدم دیگر ثابت می ماند ، تا خدا او را به سبب محبت تو داخل بهشت گرداند.  عین الحیوة صفحه 105

 

در کتاب بصائرالدرجات از امام جعفر صادق (ع) نقل شده که حضرت رسول (ص) فرمود : یا علی امت مرا تمام در عالم ارواح به من نشان دادند و کوچک و بزرگ ایشان را دیدم و به تو و شیعیان تو گذشتم و از برای شما استغفار کردم ، حضرت امیرالمومنین (ع) گفت یا رسول الله دیگر از فضائل شیعه بفرمایید ، حضرت رسول (ص) فرمود یا علی تو و شیعیان تو از قبرها بیرون خواهید آمد و روی های شما مانند ماه شب چهارده خواهد بود و جمیع شدتها و غمها از شما برطرف خواهد شد و در سایه عرش الهی خواهید بود مردم خواهند ترسید و شما نخواهید ترسید و مردم اندوهناک خواهند بود و شما مسرور خواهید بود برای شما خوان نعمتهای الهی میآورند و مردم مشغول حساب خواهند بود.  عین الحیوة صفحه 105

 

از حضرت امام رضا (ع) نقل شده است که پیغمبر (ص) فرمود : یا علی هرکه تو را دوست دارد با پیغمبران خواهد بود در درجه ایشان در روز قیامت و کسی که بمیرد و دشمن تو باشد اگر خواهد یهودی بمیرد و اگر خواهد نصرانی بمیرد و فرمود اول چیزی که در روز قیامت از مردم سوال خواهند کرد محبت ما اهلبیت (ع) خواهد بود.  عین الحیوة صفحه 105

 

رسول خدا (ص) از جبرئیل از میکائیل از اسرافیل از لوح از قلم از خداوند عالمیان که فرمود : ولایت علی بن ابیطالب (ع) حصن و قلعه من است ، هرکه داخل آن قلعه شود از عذاب من ایمن است.  عین الحیوة صفحه 106

 

در کتب شیعه و سنی از رسول خدا (ص) نقل شده که اگر مردمان بر ولایت علی (ع) جمع می شدند خدا جهنم را خلق نمی فرمود.  عین الحیوة صفحه 107

 

انس گوید که حضرت رسول (ص) فرمود : خداوند عالم در روز قیامت جمعی را مبعوث خواهد گردانید که روی های ایشان از نور باشد و بر کرسیهای نور خواهند نشست و لباس از نور خواهند پوشید و در سایه عرش الهی خواهند بود مانند پیغمبران و پیغمبر نیستند به منزله شهدا و همگی شهید نخواهند بود ، بعد دست بر سر حضرت امیرالمومنین (ع) گذاشت و فرمود این مرد و شیعیانش چنین خواهند بود.  عین الحیوة صفحه 107

 

شیخ طوسی به اسانید معتبره از حضرت امام رضا (ع) از آباء اطهارش صلوات الله علیهم روایت کرده است که حضرت رسول (ص) به حضرت امیرالمومنین (ع) فرمود : چون روز قیامت خدا از حساب خلایق فارغ شود کلیدهای بهشت و دوزخ را به من تسلیم نماید و من به تو تسلیم کنم و گویم هر که را خواهی به جهنم فرست و هرکه را خواهی به بهشت داخل کن.  عین الحیوة صفحه 107

 

ابن بابویه به سند معتبر از معصوم (ع) روایت کرده است که چون قیامت برپا شود منبری بگذراند که جمیع خلایق ببینند و حضرت امیرالمومنین (ع) بر آن منبر برآید ملکی بر دست راست او بایستد و ملکی بر دست چپ او ملک دست راست ندا کند ای گروه خلایق این علی بن ابیطالب (ع) است هرکه را میخواهد داخل بهشت میکند ، ملک دست چپ ندا کند ای گروه خلایق این علی بن ابیطالب (ع) هرکه را میخواهد داخل جهنم میکند.  عین الحیوة صفحه 107

 

حضرت رسول (ص) به حضرت امیرالمومنین (ع) فرمود : چون قیامت شود بیایی تو بر اسبی از نور سوار و بر سرت تاجی از نور باشد که روشنی او چشم ها را خیره کند ، پس ندا از جانب رب العزة برسد ، کجاست خلیفه محمد رسول الله (ص) تو گویی اینک منم ، پس ندا ترا که یاعلی دوستان خود را داخل بهشت و دشمنان خود را داخل جهنم کن ، تویی قسمت کننده بهشت و دوزخ.   عین الحیوة صفحه 107

 

امام صادق (ع) فرمودند : چون بنده را در مقام حساب نزد خداوند عالمیان میدارند اول چیزی که از او سوال میکنند از نماز و زکات و روزه و حج و ولایت ما اهل بیت است پس اگر اقرار به ولایت داشته و بر آن حال مرده باشد نماز و روزه و زکات و حجش را قبول میکنند و اگر اقرار به ولایت ما نداشته هیچ عملی را از اعمال او قبول نمی کنند.  عین الحیوة صفحه 109

 

جبرئیل بر حضرت رسول (ص) نازل شد و گفت خداوند عالم سلامت می رساند و میفرماید من آسمانهای هفت گانه و زمینهای هفتگانه را و آنچه بر روی آنهاست خلق کرده ام و هیچ محلی بهتر از رکن و مقام ابراهیم خلق نکرده ام ، اگر بنده ای مرا در آنجا بخواند از آن روزی که آسمانها و زمین ها را خلق کرده ام تا انقراض عالم و اقرار به ولایت علی (ع) نداشته باشد او را سرنگون در جهنم اندازد.   عین الحیوة صفحه 109

 

کلینی از ابوبصیر روایت کرده است که روزی به خدمت حضرت صادق (ع) رفتم فرمود : رسول خدا (ص) به حضرت امیرالمومنین (ع) هزار باب از علم تعلیم فرمود که از هر بابی هزار باب گشوده میشد.  عین الحیوة صفحه 112

 

صفار به سند معتبر از حارث اعور روایت کرده است که روزی با حضرت امیرالمومنین (ع) به منزلی رسیدیم که آنرا عاقول می گویند در آنجا به درخت خشکی رسیدیم که پوستهایش ریخته بود و ساقش مانده بود حضرت دست بر آن زد و فرمود بر گرد به اذن الهی در حال شاخهایش روئیده میوه داد و میوه اش امرود بود چون صبح آمدیم باز سبز بود و میوه داشت.  عین الحیوة صفحه 119

 

از طریق شیعه و سنی متواتر است که حضرت رسول (ص) به حضرت امیرالمومنین (ع) فرمود : من شهرستان علمم و تو در آن شهرستانی و داخل نمی توان شد مگر از درش.  عین الحیوة صفحه 133

 

از امام حسن عسکری (ع) روایت شده که از حضرت محمد (ص) پرسیدند علی بن ابیطالب (ع) افضل است یا ملائکه حضرت فرمود ملائکه شرف نیافتند مگر به محبت محمد و علی و قبول ولایت ایشان و هرکس از محبان علی که دل خود را از غش و غل و کینه و حسد و گناهان پاک کند او افضل است از ملائکه.  عین الحیوة صفحه 139

 

رسول خدا (ص) فرمود : من و علی از یک نور آفریده شده ایم.  خصال شیخ صدوق جلد 1 صفحه 35

 

رسول خدا (ص) فرمودند : پروردگارم مرا به معراج برد و درباره علی (ع) سه جمله وحی فرمود : همانا علی (ع) پیشوای پرهیزکاران و سرور مومنان و سالار مردان شریف و رو سفیدان است.  خصال شیخ صدوق جلد 1 صفحه 130

 

ابن عباس گوید : علی (ع) را هیجده مایه بزرگی بود که اگر جز یکی از آنها را نداشت نجات می یافت در حالیکه ( بجای یکی ) هیجده مایه ناز و سروری داشت که در هیچ یک از این امت نبود.  خصال شیخ صدوق جلد 2 صفحه 605

 

 

جابر بن عبدالله انصاری گوید : براستی که از رسول خدا (ص) درباره علی (ع) خصلت هایی شنیدم که اگر یکی از آنها در همه مردم بود به همان برتری اکتفا میکردند از قبیل فرمایش حضرت رسول (ص) که فرمود : به هر که مولا منم علی است مولای او ، و فرمایش دیگر حضرت رسول (ص) که فرمود : علی (ع) از من بجای هارون است از موسی ، و فرمایش دیگر حضرت رسول (ص) که فرمود : علی از من است و من از او و فرمایش دیگر حضرت رسول (ص) که فرمود : علی (ع) از من مانند خود من است فرمانبرداری از او فرمانبری از من است و نافرمانی از دستور او نافرمانی از دستور من است و فرمایش دیگر حضرت رسول (ص) که فرمود : جنگ  با علی (ع) جنگ با خداست و صلح با علی (ع) صلح با خدا و فرمایش دیگر حضرت رسول (ص) که فرمود : دوست علی (ع) دوست خدا است و دشمن علی (ع) دشمن خدا است و فرمایش دیگر حضرت رسول (ص) که فرمود : علی (ع) حجت خدا است و جانشین او است در میان بندگانش و فرمایش دیگر حضرت رسول (ص) که فرمود : دوستی علی (ع) را داشتن ایمان است و کینه او را به دل گرفتن کفر است و فرمایش دیگر حضرت رسول (ص) که فرمود : حزب علی (ع) حزب خدا است و حزب دشمنان علی (ع) حزب شیطان است و فرمایش دیگر حضرت رسول (ص) که فرمود : علی (ع) با حق است و حق با علی (ع) است ایندو از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند و فرمایش دیگر حضرت رسول (ص) که فرمود : علی (ع) قسمت کننده بهشت و دوزخ است و فرمایش دیگر حضرت رسول (ص) که فرمود : هرکس از علی (ع) جدا شود در حقیقت از من جدا شده است و هرکس از من جدا گردد در واقع از خدای عزوجل جدا شده است و فرمایش دیگر حضرت رسول (ص) که فرمود : فقط پیروان علی (ع) در روز قیامت رستگارند.  شرح : همه مضامین این روایت از طریق عامه      ( سنی ها ) به طور مستفیض رسیده است به کتاب : فضائل الخمسة من الصحاح الستة و دیگر کتابهای معتبر اهل سنت مراجعه شود.   خصال شیخ صدوق جلد 2 صفحه 589

 

امیرالمومنین (ع) فرمودند : مرا از رسول خدا (ص) ده خصلت نصیب گردید که دوست ندارم به جای یکی از آنها آنچه آفتاب بر آنها میتابد از آن من می بود. 1و2 رسول الله (ص) به من فرمود : ای علی  تو در دنیا و آخرت برادر منی . 3 - در روز قیامت از همه مردم به من نزدیکتری 4 و 5 - تو وزیر و وصی من . 6 - نسبت به خاندان و دارایی من جانشینی منی . 7 و 8 - در دنیا و آخرت پرچم من به دست تو است . 9 - دوست تو دوست من و دوست من دوست خدا است. 10 - دشمن تو دشمن من و دشمن من دشمن خدا است.   خصال شیخ صدوق جلد 2 صفحه 499

 

علی (ع) فرمود : مرا از رسول خدا (ص) ده چیز است که به هیچ کس پیش از من و نه بعد از من به آنها داده نشده است. رسول الله (ص) به من فرموده : یا علی برادر من در دنیا و آخرت تویی و تو در روز قیامت از همه به من نزدیکتری ، خانه من و تو در بهشت مانند خانه دو برادر روبروی هم است تویی وصی تویی ولی تویی وزیر دشمن تو دشمن من و دشمن من دشمن خدا است ، دوست تو دوست من و دوست من دوست خداست.  خصال شیخ صدوق جلد 2 صفحه 500

 

علی (ع) فرمودند : منم بنده خدا و برادر رسول خدا (ص) و منم بزرگترین تصدیق کننده پیغمبر هیچکس پس از من چنین سخن نگوید جز آنکه دروغ باشد من هفت سال پیش از مردم نماز خواندم.  خصال شیخ صدوق جلد 2 صفحه 465

 

حارث بن ثعلبة گوید : سعد را گفتم از امتیازاتی که نصیب علی (ع)  گشت چیزی را شاهد بودی ( و به چشم خود دیدی ) ؟ گفت آری چهار منقبت او را شاهد بودم و پنجمی را نیز شاهد بودم که اگر یکی از آن امتیازات مرا بود دوست تر داشتم از شتران سرخ موی. 1- رسول خدا (ص) ابوبکر را مامور ابلاغ سوره برائت فرمود سپس علی را فرستاد و علی آیات را از ابی بکر گرفت وی بازگشت و عرض کرد یا رسول الله (ص) مگر درباره من چیزی از عالم بالا نازل شد ؟ فرمود : نه جز اینکه این آیات را بایستی کسی ابلاغ کند که از خود من باشد. 2- رسول خدا در خانه ها را که به مسجد باز میشد همه را بست و در خانه علی  (ع) را هم چنان باقی گذاشت عرض کردند همه درها را بستی و در خانه علی را به حال خود گذاشتی ؟ فرمود : نه بستن آن درها از ناحیه من بود و نه باز گذاشتن این ( بلکه هر دو به دستور خدا بود ) 3- رسول خدا عمر را با یک مرد برای گشودن خیبر فرستاد و هر دو شکست خوردند باز گشتند پیغمبر (ص) فرمود فردا پرچم را باید به دست کسی بدهم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند و ستایش فراوانی فرمود گوید چندین نفر خود را برای پرچمداری کاندید کردند ولی پیغمبر علی را خواست و پرچم را بدو سپرد و علی از میدان بازنگشت تا خداوند فتح و پیروزی را نصیبش فرمود. 4- چهارمین امتیاز در روز عید غدیر بود که رسول خدا دست علی (ع) را گرفت و آنقدر بلند کرد که سفیدی زیر بغل های هر دو نمایان گردید و پیغمبر فرمود آیا من به شما از خود شما حکم فرماتر نیستم ؟ گفتند چرا یا رسول الله فرمود بنابراین به هرکه مولا منم علی است مولای او. 5 - رسول خدا علی (ع) را برای خانواده خود جانشین کرد سپس علی (ع) به آنحضرت پیوست پیغمبرش فرمود نسبت تو به من نسبت هارون است به موسی جز اینکه پس از من پیغمبری مبعوث نخواهد شد.   خصال شیخ صدوق جلد 1 صفحه 345

 

ابن عباس گوید : علی (ع) را چهار منقبت بود که پیش از او هیچ عربی را نبود ، اولین فردی است که با رسول خدا نماز خواند و در همه جنگهای رسول خدا پرچمدار بود و در روز جنگ احد همه فرار کردند و او پایداری کرد و متصدی غسل و دفن رسول خدا گردید.  خصال شیخ صدوق جلد 1 صفحه 231

 

علی بن ابیطالب (ع) فرمود : پیغمبر ضمن وصیتی به من فرمود : یا علی براستی که من نام تو را در چهار مورد با نام خودم دیدم و به دیدن آن آرامش خاطر یافتم ، هنگامیکه به معراج آسمان می رفتم چون به بیت المقدس رسیدم بر سنگ آن نوشته یافتم لااله الالله محمد رسول الله او را با وزیرش تایید نمودم و با وزیرش یاری کردم از جبرئیل پرسیدم وزیر من کیست ؟ گفت : علی بن ابیطالب و چون به سدرة المنتهی رسیدم بر آن نوشته دیدم همانا منم خداوندی که معبودی به جز من یکتا نیست محمد از میان همه خلق برگزیده من است که او را با وزیرش تایید و یاری نمودم جبرئیل را گفتم : وزیر من کیست ؟ گفت علی بن ابیطالب  ، چون از سدرة گذشتم و به عرش پروردگار جهانیان جل جلاله رسیدم دیدم بر پایه هاش عرش نوشته است منم خداوند و به جز تنها خودم معبودی نیست محمد دوست من است او را با وزیرش تایید و یاری نمودم چون سر برداشتم دیدم بر طاق عرش نوشته شده منم الله و جز من معبودی یکتا نیست محمد بنده من است و فرستاده من است که او را با وزیرش تایید و یاری نمودم.  خصال شیخ صدوق جلد 1 صفحه 227

 

رسول خدا (ص) فرمود : صدیقان سه کس اند : علی بن ابیطالب و حبیب نجار و مومن آل فرعون. شرح : حبیب نجار همان کسی است که خداوند درباره اش فرموده است (( وجاء رجل من اقصی المدینة یسعی و مومن آل فرعون حزقیل است )) .  خصال شیخ صدوق جلد 1 صفحه 202

 

امیرالمومنین (ع) فرمود : چون هنگام وفات رسول خدا (ص) فرا رسید ، مرا خواست و چون به خدمتش رسیدم به من فرمود : یا علی تو جانشین منی و نماینده منی بر خاندانم  و امتم در زندگی من و پس از مرگ من دوست تو دوست من است و دوست من دوست خدا است و دشمن تو دشمن من است ، و دشمن من دشمن خدا است ، یا علی کسی که پس از مرگ من ولایت تو را انکار کند مانند کسی است که در زنده بودن من پیغمبری مرا انکار نماید زیرا تو از من هستی و من از تو سپس مرا به خودش نزدیک کرد و هزار باب از دانش را با من به راز گفت که هر بابی هزار باب می گشود.  خصال شیخ صدوق جلد 2 صفحه 796

 

شعرهایی در ولادت مولا علی (ع) و فضایل ایشان

 

--------------------------------------------------------------------------------

روزی که علی به کعبه آمد به وجود    مخصوص علی خدا در از کعبه گشود

 

دربسته بداد خانه ی خود به علی      یعنی که علی است خانه زاد معبود

--------------------------------------------------------------------------------

به جهان زد قدم آن خسرو خوبان امشب     همه عالم چه جنان گشته چراغان امشب

 

عرش و فرش و قلم از نور علی روشن شد           ماه شد از افق مکه نمایان امشب

--------------------------------------------------------------------------------

امروز گرفت خانه کعبه شرف      از مولد شیر حق شهنشاه نجف

 

چون ذات محمدی نیامد به وجود        یکتا گوهری چو ذات حیدر ز صدف

--------------------------------------------------------------------------------

توسل به چهارده معصوم (ع)

 

ای زمهر حیدرم هر لحظه در دل صد صفاست   از پس حیدر حسن ما را امام و رهنما است

 

همچو کلب افتاده ام بر خاک درگاه حسین    خاک نعلین حسین اندر دو چشمم توتیا است

 

عابدین تاج سر و باقر دو چشم روشنم   دین جعفر بر حقست و مذهب موسی رواست

 

ای موالی وصف سلطان خراسان را شنو    ذره ای از خاک قبرش دردمندان را شفا است

 

پیشوای مومنان است ای مسلمانان تقی    گر نقی را دوست داری در همه مذهب رواست

 

عسکری نور دو چشم عالم و آدم بود    همچو مهدی یک سپهسالار در میدان کجا است

 

قلعه ی خیبر گرفته آن شهنشاه عرب    زانکه در بازوی حیدر نامه ای از لافتی است

 

شاعران از بهر سیم و زر سخن گفته اند    (( احمد جامی )) غلام خاص شاه اولیا است

 

(( ملا احمد جامی ))

 

علی است آنکه مصطفی برادرش خطاب کرد    به نفس او ملقبش خدای در کتاب کرد

 

علی بود دلیل دین که ازهداست و اعلم است     عذاب حق بر آنکسش عداوت و عتاب کرد

 

یک کریمه بیشتر نداشت خاتم رسل       نکوترین خلق را برایش انتخاب کرد

--------------------------------------------------------------------------------

در مدرس علم مرشد اصل علی است        اندر همه حالتی به حق وصل علی است

 

از امر خدا بعد رسول ثقلین           بر خلق خلیفه ی بلافصل علی است

 

پیوسته مرا مونس جان یار علی است          دل شیفته ولدی اولاد علی است 

 

هرکس به زبان خویش وردی دارد       اوراد ملال روز و شب ناد علی است

--------------------------------------------------------------------------------

ننوشت برای ذکر روز و شب من        جز ذکر علی معلم مکتب من

 

گر غیر علی کسی بود مطلب من       ای وای من و کیش من و مذهب من                           (( ملک سعید خلخالی ))

 

-------------------------------------------------------------------------------

گشتیم به جان بنده ی مولای علی       هستیم همیشه شاد با یاد علی

 

چون سر ولایت از علی ظاهر شد      کردیم همیشه ورود خود ناد علی                         (( همایون شاه ))

 

--------------------------------------------------------------------------------

در مذهب ما کلام حق ناد علی است     طاعت که قبول حق بود یاد علی است

 

از جمله ی آفرینش کون و مکان     مقصود خدا علی و اولاد علی است                           (( خواجه حافظ شیرازی ))

-------------------------------------------------------------------------------

ایمان به جز حب علی پایه ندارد    احکام به جز دوستیش مایه ندارد

 

جانا بنشین سایه ی الطاف ولایش      چون شخص علی نور بود  سایه ندارد                               (( پیر دهقان ))

-------------------------------------------------------------------------------

چون نامه جرم ما به هم پیچیدند                             بردند به میزان عمل سنجیدند

 

بیش از همه کس گناه ما بود ولی                          ما را به محبت علی بخشیدند

--------------------------------------------------------------------------------

خواند احمد خویشتن را با علی مولای امت   تا بدانی مصطفی جز مرتضی همشان ندارد

 

راستی بعد از قضایای غدیر از بهر احمد    هرکه نشناسد علی را جانشین ، ایمان ندارد

-------------------------------------------------------------------------------

از عین علی ، عیون ما بینا شد   وز لام علی ، لسان ما گویا شد

 

در پای علی ، نور خدا می بینم   زان نور محمد و علی پیدا شد

--------------------------------------------------------------------------------

عمریست که دمبدم علی می گویم                            در حال نشاط و غم علی می گویم

 

تا حال علی گفته ام انشاءالله                                      تا آخر عمر هم علی می گویم

--------------------------------------------------------------------------------

در روز قیامت که خلائق زده صف    دارند همه نامه ی اعمال به کف

 

هرکس به کسی چشم شفاعت دارد    دست من و دامان تو ای شاه نجف

--------------------------------------------------------------------------------

شایسته تاج ارتضی کیست علی است   زیبنده تخت مصطفی کیست علی است

 

بر خلق جهان به امر حق بعد نبی   سالار و امام و مقتدی کیست علی است

--------------------------------------------------------------------------------

بی حب علی بهشت و رضوان مطلب   بی روزه و بی نماز ایمان مطلب

 

خواهی ز پل صراط آسان گذری   آزار دل هیچ مسلمان مطلب

--------------------------------------------------------------------------------

دارای زمین و آسمان یاور ما است    چشم همه انبیاء به پیغمبر ما است

 

از گرمی روز حشر ما را غم نیست    تا سایه مرتضی علی بر سر ما است

--------------------------------------------------------------------------------

روزی که هیچ کس نبود دادرس مرا    یا مرتضی علی تو به فریاد ما برس

--------------------------------------------------------------------------------

منبع شعرها : کشکول طبسی جلد 1 صفحه 286 الی 314

--------------------------------------------------------------------------------

توحید که لا اله الا الله است     اسلام ، محمد رسول الله است

از این دو سخن کسی به جایی نرسد    گر بی خبر از علی ولی الله است

کتاب خاطرات شصت سال خدمت گذاری در آستان اهل بیت علیهم السلام ( شادروان مداح اهل بیت (ع) حاج محمد علامه (ره) )

--------------------------------------------------------------------------------

چون خواست علی به کعبه آید به وجود   از بهر علی ، خدا در از کعبه گشود

 

در بسته بداد خانه ی خود به علی    یعنی که : علی ست خانه زاد معبود

 

کتاب خاطرات شصت سال خدمت گذاری در آستان اهل بیت علیهم السلام ( شادروان مداح اهل بیت (ع) حاج محمد علامه (ره) )

--------------------------------------------------------------------------------

قال رسول الله (ص) : انه مدینة العلم و علی بابها

 

یکی از بزرگان علمای تهران ، مرحوم آیة الله حاج میرزا عبدالعلی تهرانی ، امام جماعت مسجد بزازها بود.من در تمام اعیاد و وفیات - ظهر که میشد - بعد از رفتن مریدان ایشان ، به منزلشان می رفتم و قصیده ای برای ایشان میخواندم و فوق العاده به ایشان علاقه داشتم . یک روز در ماه رجب ، در ولادت امیرالمومنین (ع) به دیدن ایشان رفتم و قصیده ای خواندم که یک بیت آن این بود :

 

آری ؛ رجب شد محترم ، از مقدم فخر اُمم         چون سر حی ذوالکرم  ، داماد پیغمبر رسید

 

ایشان خیلی سر حال بود و بعد از منبر من ، یک قصه ی بسیار جالب بیان داشت که خیلی شنیدنی است. آن مرحوم فرمود :

 

یکی از دشمنان امیرالمومنین (ع) به یکی از دوستان ایشان برخورد کرد و گفت : شما چه قدر علی را بالا می برید ! یک سوال دارم و آن این که : می دانیم جبرئیل 16000 مرتبه به پیغمبر نازل شد. بگو ببینم چند مرتبه بر علی نازل شد ؟ او هم بلافاصله گفت : 32000 مرتبه !

 

گفت : عجب ! سنگ بزرگ علامت نزدن است ! دوست دار آن حضرت گفت : شما در کتاب های خود نقل کرده اید که پیغمبر فرمود : ((اَنه مَدینة َُ العلم وَ عَلی بابُها : من شهر علم ام و علی دروازه ای آن شهر است ))

 

جبرئیل انسان نیست و مَلک است ؛ ولی اگر انسان بود ، انسانی حسابی بود.انسان حسابی هم اگر بخواهد وارد یک خانه شود ، از دیوار نمی آید و از در آن خانه وارد میشود.پس جبرئیل یک بار هنگام نزول بر پیامبر و یک بار هنگام رفتن از پیش ایشان ، بر حضرت امیر (ع) وارد میشد که میشود 32000 مرتبه !

 

توصیف علی به گفت و گو ممکن نیست          گنجایش بحر در سبو ممکن نیست

 

       من ذات علی به واجبی نشناسم            اما دانم که مثل او ممکن نیست

 

بنده از محضر این بزرگوار سال ها استفاده می بردم و در منبر من تاثیر به سزایی داشت.

 

کتاب خاطرات شصت سال خدمت گذاری در آستان اهل بیت علیهم السلام ( شادروان مداح اهل بیت (ع) حاج محمد علامه (ره) )

 

حب علی بن ابیطالب ، مطلوب خدا

 

در خیابان ایران ( عین الدوله ی سابق ) کوچه ی بن بستی هست.من خودم یک شب خواب دیدم که خیابان عین الدوله ، پر از جمعیت است و جمعیت داخل این کوچه ی بن بست میشوند و می گویند : حضرت زهرا (س) این جا تشریف دارند.این خانه مال سادات است و زن و شوهر صاحب آن ، هر دو زیر خاک آرمیده اند ؛ ولی مجلس آنها سالیانه برپاست و نورانیت از در و دیوار این مجلس می بارد.یک روز رفتم روضه و دیدم در آنجا بر پرچمی یک بیت شعر نوشته اند.نمی دانم شعر مال کیست ؛ ولی می گویند مال افسر کرمانی است

 

آن چه ز مخلوق ، خدا طالب است      ُحَُب علی بن ابی طالب است

 

از امیرالمومنین علی (ع) خواستم کمکم کند تا این شعر را تضمین کنم.به لطف حضرتش ، عرضه داشتم :

 

اگر کسی طریق حق راغب است          به او بگو جذبه ی حق جاذب است

 

طریق مستقیم حق صائب است          گوش کن این نکته که بس جالب است

 

(( آن چه ز مخلوق خدا طالب است     حُب علی بن ابی طالب است ))

 

بر در می خانه گذر کرده دوش          سوختگانی همه مست و خموش

 

دیدم ، افتاده و رفته ز هوش          پیر خرابات بداد این سروش :

 

(( آن چه ز مخلوق خدا طالب است   حُب علی بن ابی طالب است ))

 

مسجد و بت خانه و دیر و کنشت          رفتم و گشتم ز پی سرنوشت

 

دوزخی ام یا که ز اهل بهشت          کاتب قدرت به دلم این نوشت :

 

(( آن چه ز مخلوق خدا طالب است   حُب علی بن ابی طالب است ))

 

در جلد چهارم کتاب امام شناسی مرحوم آیت الله حاج سید محمد حسین تهرانی ( لاله زاری ) آمده است که : جابر بن عبدالله انصاری گفت : برای دیدن عموی پیغمبر ، عباس به طائف رفتم.ایشان گفت : جابر ! خیلی به موقع آمدی.اهل بیت من مکه مشرف شده اند و من میخواهم عقیده ام را مقابل شما اظهار و ابراز کنم و بدانید که من علاقه ی زیادی به برادر زاده ام امیرالمومنین ، علی بن ابیطاب دارم.یک بار برادرزاده بزرگوارم ، حضرت رسول (ص) به من فرمود :

 

{ عمو جان ! اگر دیدی که یک روز تمام خلایق از یک طرف می روند و تنها علی از طریق دیگر ، اگر نجات هر دو سرا را می خواهی ، فقط دنبال علی برو }

 

جابر انصار حکایت کند          حکایت از شاه ولایت کند

 

به سوی حق، خلق هدایت کند          عم نبی چنین روایت کند

 

(( آن چه ز مخلوق خدا طالب است   حُب علی بن ابی طالب است ))

 

گفت به من پَیَمبر راستین          عمو، بدان طریق اهل یقین

 

نیست به جز پیروی شاه دین          علی ، ولی کردگار مبین

 

(( آن چه ز مخلوق خدا طالب است   حُب علی بن ابی طالب است ))

 

مظهر حق ، معنی ایمان علی ست          کهف حصین ، حامی قرآن علی ست

 

یاور هر بی کس و نالان علی ست          به درد ما دارو و درمان علی ست

 

(( آن چه ز مخلوق خدا طالب است   حُب علی بن ابی طالب است ))

 

همسر صدیقه اطهر علی ست          بدون شک فاتح خیبر علی ست

 

وصی بر حق پَیَمبر علی ست         روز جزا ساقی کوثر علی ست

 

(( آن چه ز مخلوق خدا طالب است   حُب علی بن ابی طالب است ))

 

سرور ما ، ای علی مرتضی          ای سبب خلقت ارض و سما

 

معنی جود و کرم کبریا          نظر بر این پیر غلامت نما

 

(( آن چه ز مخلوق خدا طالب است   حُب علی بن ابی طالب است ))

 

کتاب خاطرات شصت سال خدمت گذاری در آستان اهل بیت علیهم السلام ( شادروان مداح اهل بیت (ع) حاج محمد علامه (ره) )

 

معلم کامل

 

قطب الدین راوندی- قدس سره- در کتاب الخرائج می نویسد: رمیله گوید:

 

روزی امیرالمومنین- علیه السلام- از محلی عبور می فرمود، جوانی را در آنجا دید که بی هدف می خواند و هوهو می گفت. حضرت فرمود:

 

اگر به حای این حرف ها قرآن می خواندی بهتر بود.

 

عرض کرد من قرآن را خوب بلد نیستم و دوست دارم که بخشی از آن را خوب یاد بگیرم.

 

حضرت فرمود: نزدیک بیا.

 

آن جوان نزدیک آمد و علی- علیه السلام- در گوش او به آرامی چیزی زمزمه می کند پس خداوند متعال همه قرآن را در قلب او به تصویر کشید و او حافظ کل قرآن شد.1

 

1-       الخرائج:1/174 ح 7، بحارالانوار: 42/17 ح1، فضایل و مناقب: 40ح1، مدینة المعاجز: 2/18 ح 361

 

اوجب واجبات

 

شیخ صدوق- رحمة الله- در دو کتاب علل الشرایع و خصال می نویسد:

 

امام صادق- علیه السلام- فرمود:

 

پیامبر- صلوات الله علیه و آله و عجل فرحه- یکصد و بیست مرتبه معراج نمود، و در هر یک از آنها خدای متعال او را به ولایت حضرت علی- علیه السلام- و امامان- علیهما السلام- توصیه فرمود بیش از آنکه به واجبات سفارش می فرمود.1

 

1-       الاخصال: 2/600ح 3، بحار الانوار: 18/378 ح96و23/69ح4، تاویل الایات: 1/275ح 5، فضایل و مناقب حیدری(گرد آورنده: م.ح)

 

گذشتن از آتش برگه عبور می خواهد

 

ابن شهر آشوب در فضایل از طریق عامه از ابن عباس نقل کرده است که گفت:

 

به پیغمبر اکرم- صلوات الله علیه و آله و عجل فرجه- عرض کردم: آیا عبور از آتش برگه عبور و گذرنامه لازم دارد؟

 

فرمود بلب، سوال کردم: آن چیست؟

 

فرمود: حب علی- علیه السلام- بن ابی طالب- رحمة الله

 

«دوستی و محبت علی- علیه السلام- فرزند ابی طالب- رحمة الله»1.

 

1- مناقب ابن شهر آشوب: 2/156، بحارالانوار: 39/202، فضایل و مناقب: 1/146

 

خوشا آنان که حیدر یارشان بی

 

در کتاب فضایل از عمر- لعنت الله علیه- نقل می کند که ملعون گفت: در حضور رسول الله در مسجد آن حضرت بودیم، نماز ظهر را به جماعت برپا داشت سپس به محراب تکیه کرد، همانند ماه در نهایت درخشندگی بود و اصحاب اطرافش جمع بودند، ناگهان نگاهیبه آسمان نمود، و پس از مدتی نگاهی به زمین کرد و سپس به کوه دشت نظری کرد و فرمود: ای گروه مسلمین! ساکت باشید خداوند شما را رحمت کند، بدانید که در دوزخ دره ای است که دره ضیاع نام دارد، در آن چاهی است و در آن چاه ماری است، جهنم از آن دره و آن دره از چاه و آن چاه از مار و آن مار از خدا هر روز هفتاد مرتبه شکایت می کنند.

 

عرض کرد: ای رسول خدا! این عذاب دو چندانی که قسمتی از آن قسمت دیگر گله می کند برای چه کسی است؟ فرمود:

 

هو لمن یاتی یوم القیامة و هو غیر ملتمز بولایه علی بن ابی طالب- علیه السلام

 

برای آنهایی که به صحنه قیامت در حالی که به ولایت علی بن ابی طالب- علیه السلام- پایبند نبودند وارد شوند.1

 

1- الروضه: 9، بحار الانوار: 39/250 ح 14، فضایل و مناقب حیدری: 54

 

 مایه افتخار

 

در کتاب المستدرک من الفردوس آمده است: جابر گوید:

 

رسول خدا فرمود:

 

به راستی که خداوند متعال هر روز به حضرت علی- علیه السلام- بر فرشتگان مقرب و مباهات می کند: تا اینکه فرشتگان گویند: به به! به به! یا علی- علیه السلام- گوارایت باد.1     1-       بحار الانوار: 26/347، المناقب: 3/266.

 

 

رحم ملک الموت به دوستان علی- علیه السلام

 

خوارزمی که از علمای اهل سنت است در کتاب مناقب از ابن مسعود نقل می کند که رسول خدا- صلوات الله علیه و آله- فرمود:

 

اول کسی که از اهل آسمان علی- علیه السلام- را برای خود برادر گرفت اسرافیل بود و بعد از او میکائیل و جبرئیل بودند و اولین کسی که از اهل آسمان به دوستی علی- علیه السلام- مفتخر گردیده است فرشتگانی هستند که عرش الهی را به دوش می کشنند و بعد از آنها رضوان است که خزانه دار بهشت است و بعد از او فرشته قبض روح یعنی عزرائیل است.

 

و أن ملک الموت یتحرم علی محبی علی بن ابی طالب- علیه السلام- کما یتحرم علی الانبیاء- علیهما السلام.

 

و ملک الموت بر دوستان علی- علیه السلام- رحم می کند همانطور که بر پیامبران رحم می نمود.1

 

1- الیقین: 72ب 92، الفضایل:162، الروضة:36، بحارالانوار:41/235ح 6، فضایل و مناقب حیدری: 132

 

کبک و صفا و امیر

 

سید بن طاووس- رحمة الله- در کتاب الیقین از طریق اهل سنت نقل می کند:

 

امیرالمومنین- علیه السلام- در مکه بر صفا قدم می زد ناگهان پرنده ای را شبیه کبک است دید که روی زمین راه می رود وقتی در مقابل امیرالمومنین- علیه السلام- قرار گرفت، حضرت علی- علیه السلام- به او سلام کرد، پرنده عرض کرد: سلام بر شما و رحمت و برکات خداوند بر شما باد ای امیرالمومنین. فرمود:

 

ای پرنده اینجا چه می کنی؟

 

عرض کرد: ای امیرالمومنین من چهارصد سال است در این مکان خدا را تسبیح می گویم و به مقدس تمجید او مشغولم و او را به طور کامل عبادت می کنم.

 

امیرالمومنین- علیه السلام- فرمود: ای پرنده! صفا سرزمینی است که در آن خوردنی و آشامیدنی نیست، برای تهیه آن چه می کنی؟ عرض کرد:

 

به خویشاوندی شما با رسول الله- صلوات الله علیه و آله و عجل فرجه- قسم، هرگاه گرسنه می شوم برای شیعیان و دوستان شما دعا می کنم سیر می شوم، و هر گاه تشنه می شوم دشمنان شما و غاصبین حق شما را نفرین می کنم و سیراب می شوم.1

 

1- الیقین: 72 ب92، الفضل:162، الروضه: 36، بحار الانوار: 41/235 ح 6.

 

کن فیکون

 

مرحوم سید هاشم بحرانی در کتاب مدینة المهاجز و مرحوم حاج ملا صالح برغاتی در کتاب مفتاح البکاء خود روایت نموده اند.

 

که روزی حضرت امیرالمومنین علی- علیه السلام- در منزل خوله مادر محمد وارد شد، پس خوله به جهت احترام آن حضرت از جای برخاسته و عرض کرد: دلم می خواهد که فرزندی صالحی به من عنایت فرماید. که بعد از من یادگاری باشد.

 

حضرت چون این سخن را شنید، دست مبارک خود را به شانه او کشید و فرمود: حامله شو به محمد و بزای محمد را، پس خوله همان لحظه حامله شد به محمد بن حنیفه و در همان ساعت هم وضع حمل نمود.1

 

1- خزینة الجواهر فی زینه المنابر:

 

تالیف مرحوم آیت الله شیخ علی اکبر نهاوندی، ج 1 ص 551

 

امام مبین

 

از ابن عباس روایت می کند که گفت: چون آیه شریفه(و کل شی احصیناه فی امام مبین)1 «هر چیزی را که در امام مبین جمع کرده و شمارش نمودیم» نازل شد، آن دو نفر2 (که لعنت خداوند و عرشیان و فرشیان بر آنان باد) برخاستند و گفتند: ای رسول الله مقصود از امام مبین چیست؟ آیا تورات است؟

 

حضرت فرمود نه! دوباره گفتند که آیا انجیل است؟

 

حضرت فرمود: نه! دوباره سوال کردند: حتما قرآن است؟

 

حضرت فرمود نه، در این هنگام امیرالمومنین علی- علیه اسلام- وارد شد، پیغمبر اکرم- صلوات الله علیه و آله و عجل فرجه- اشاره کرد به آن حضرت و فرمود:

 

او امام مبین است که خدا علم هر چیز را در او فراهم آورده است، و همانا خوشبخت و سعادتمند به تمام معنا کسی است که حضرت علی- علیه السلام- را در دوران زندگی و پس از مرگ دوست داشته باشد، و گمراه و بدبخت به تمام معنا کسی است که با حضرت علی- علیه السلام- در دوران زندگی و پس از مرگ خود دشمنی کند.3

 

1-   سوره یس، آیه 12.

 

2-  مقصود از آن دو نفر(لعنت الله علیها) ابوبکر و عمر –لعنت الله علیها- که به خاطر تقیه در بسیاری از احادیث تصرح به اسامی آنها نشده و به طور کنایه ذکر گردیده است.

 

3-       مشارق الانوار: 55

 

تخت کرامت در بهشت فقط مخصوص توست

 

در کتاب امالی از امام صادق- علیه السلام- نقل شده است که رسول خدا- صلوات الله علیه و آله- به علی فرمود:

 

هنگامی که قیامت برپا شود تو را بر مرکبی از نور وارد صحنه می کنند در حالی که بر سرت تاجی از نور است و آن چهار پایه دارد، بر هر پایه ای در سه سطر این جملات نوشته شده است:

 

لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله.

 

سپس تخت کرامت برایت قرار می دهند و کلیدهای بهشت و دوزخ را نزد تو آوردند، سپس آنچه را خداوند از ابتدای آفرینش تا انتهای آن آفریده است در یک سرزمین در حضور تو جمع کند و آنگاه تو به شیعیانت فرمان دهی که به بهشت روند و دشمنانت را به دوزخ رهسپار می کنی و تو تقسیم کننده بهشت و دوزخ هستی، و در آن روز امین خداوندی، و امین کسی که حکومت می کند و هر گونه بخواهد در امور تصرف می نماید.

 

و در روایت دیگر رسول الله- صلوات الله علیه و آل وسلم- به امیرالمومنین علی فاروق اعظم- علیه السلام- فرمود:

 

ای علی؛ وقتی قیامت فرا رسد تو را بر شتری از نور وارد کنند در حالی که بر سرت تاجی است که چشم ها را خیره می کند و نزدیک است که روشنایی را از چشم ها ببرد در این هنگام دستوری صادر شود که دوستانت را به بهشت و دشمنانت را به دوزخ وارد کن.1

1-   مشارق الانوار: 181

 

دوستی شما را برای آخرت ذخیره کرده ام

 

سید هاشم بحرانی  در کتاب مدینه المعاجز می گوید: در کتب شیعه از امیرالمومنین- علیه السلام- روایت شده است که روزی ابلیس بر آن حضرت گذشت، امیرالمومنین- علیه السلام- به او فرمود: ای ابو حارث برای معاد خود چه چیزی ذخیره کرده ای؟

 

عرض کرد: دوستی شما را ذخیره کرده ام، و هنگامی که قیامت فرا رسد آنچه از اسمامی شما ذخیره کرده ام  و از وصف آن هر توصیف کننده ای عاجز است خارج کنم، و برای شما اسمی است که از مردم پنهان و بر من ظاهر است، آن را خداوند رمزی و اشاره ای در کتاب خود قرار داده و جز خدا و آنها که علم و دانش در دل های ایشان رسوخ کرده و ریشه دارد نمی دانند و وقتی خداوند بنده ای را دوست بدارد پرده را از چشمان او کنار می زند و آن اسم را به او می آموزد و این بنده با دانستن آن سر الهی در حقیقت چشم امت می شود.

 

و ذلک الاسم هم الذی قامت به السماوات و الارض، المتصرف فی الاشیاء کیف یشاء.1

1- مشارق الانوار: 157، مدینة المعاجز: 1/127 ج73

صلوات

 

از کتاب اربعین می کند که انس بن مالک گفته است:

 

فردای قیامت علی- علیه السلام- را اینگونه خطاب کنند:

 

ای علی، ای ولی، ای سید، ای راستگو، ای حاکم، ای راهبر، ای هدایت کننده، ای زاهد پیشه، ای جوانمرد، ای پاک، ای پاکیزه، تو و شیعیانت بدون حساب وارد بهشت شوید.1

 

1-   مشارق الانوار: 68، ارشاد القلوب:2/83 (با کمی اختلاف)

[ پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸۸ ] [ ٧:٤٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجموعه ای از پرسشهایی که همیشه در ذهنم بوده و وقت زیادی را برای پیدا کردن آنها صرف کردم و اکنون بدون اتلاف وقت در اختیار شماست .
موضوعات وب
امکانات وب
...... .....