جام صبوح
صلی الله علیک یا حسن بن علی ایها المجتبی ( علیه السلام) 
قالب وبلاگ

  

الف) انگیزه یکى کردن مصاحف

 

دانستیم که پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، جمع‏آورى قرآن به صورت رسمى به دستور خلیفه اول و به همت زیدبن ثابت صورت گرفت. پیش از آن، على(ع) نیز که از همه به قرآن آشناتر بود، مصحفى را تدوین نمود. بزرگانى از صحابه نیز به جمع <مصحف» همت گماردند و آنان که از موقعیت ممتازى برخوردار بودند، مصاحفشان به سرعت مورد توجه مسلمانان قرارگرفت. بدین ترتیب، مردم هر منطقه، مصحفى را که یکى از صحابه سامان داده‏بود، قراءت مى‏کردند. گسترش فتوحات اسلامى در دهه‏دوم و سوم هجرى و گرایش روز افزون به اسلام و علاقه زایدالوصفى که به کتاب دینشان (قرآن) داشتند، سبب شد تا آنها که سواد کتابت و نگارش داشتند، به اندازه توان و امکانات خویش، به کتابت قرآن همت کرده از مصحف‏هاى معروف و موجود در هر منطقه، استنساخ نمایند. گرچه مردم شهرهایى مثل کوفه، شام و بصره به ترتیب از مصاحف عبدالله بن مسعود و ابىّ بن کعب و ابو موسى اشعرى پیروى مى‏نمودند، اما در همین شهرها نیز در اثر مرور زمان و نیاز به حفظ و قراءت قرآن، مصاحف فراوانى استنساخ گردید.

 


خط و کتابت در مراحل اولیه خود بسیار ابتدایى و ناقص بود به گونه‏اى که خواندن قرآن از روى <مصحف» بدون اعتماد به حافظه امرى غیرممکن مى‏نمود. چنان که در فصل پنجم همین بخش خواهیم دید، خط از هرگونه نقطه، اعراب و علایم مشخّصه، خالى بود. آن‏چه در زمان ابوبکر انجام شد، گرچه گامى مهمّ در راه حفظ و صیانت از قرآن به‏شمار مى‏آمد، اما ظهور و بروز اختلاف قراءت‏ها در میان مسلمانان اجتناب‏ناپذیر بود و هرچه زمان بیشتر سپرى مى‏گردید، دامنه اختلافات نیز گسترده‏تر مى‏شد.

 

در منابع تاریخى مواردى متعدد از وقوع اختلاف میان مسلمانان در قراءت قرآن، گزارش شده و گفته‏اند که این اختلافات سبب گردید تا براى حلّ آن، بعضى به چاره‏جویى بپردازند.

 

بخارى در صحیح خود از انس بن مالک روایتى نقل کرده است که مورد استناد و توجه تاریخ قرآن نویسان قرار گرفته است.

 

انس مى‏گوید: حُذَیفه‏(1) که در جنگ ارمینیه (ارمنستان) و آذربایجان به همراه سپاهیان شامى و عراقى شرکت داشت، در گیرودار جنگ، اختلاف سپاه اسلام در قراءت قرآن را مشاهده نمود و سخت به وحشت افتاد. وقتى نزد عثمان برگشت به او چنین گفت: اى امیرمؤمنان! امت اسلام را قبل از آن که در کتاب دینى خود مانند یهود و نصارا اختلاف نمایند، دریاب....(2)

 

براساس نقلى دیگر، حُذَیفه در بازگشت از جنگ، سعید بن عاص را در آذربایجان دید و به او گفت: در این جنگ چیزى از مردم مشاهده کردم که اگر به حال خود رها شوند، در قرآن اختلاف خواهند نمود و در نتیجه به قرآن هرگز عمل نخواهند کرد. سعید پرسید: چطور؟ وى پاسخ داد: مردم <حمص» را دیدم که ادعا مى‏کردند چون قراءت را از مقداد گرفته‏اند، قراءت آنها از بقیه بهتر است. دمشقیان هم قراءت خود را برتر مى‏دانستند. کوفیان نیز همین ادعا را داشتند و مى‏گفتند: ما قرآن را از <ابن مسعود» آموخته‏ایم. بصریان مى‏گفتند: ما از ابوموسى فرا گرفته‏ایم و مصحف او را لباب القلوب مى‏نامیدند. وقتى حذیفه و سعید بن عاص به کوفه رسیدند،(3) حذیفه مردم را آگاه کرد. صحابه پیامبر(ص) در کوفه و بسیارى از تابعان با او موافقت نمودند. اما پیروان ابن مسعود که در کوفه به قراءت او قرآن مى‏خواندند به مخالفت برخاستند. حذیفه، غضبناک به مدینه نزد عثمان آمد وآن‏چه را دیده بود به او خبر داد و با جملاتى تند و پرحرارت چنین گفت: <من آشکارا هشدار مى‏دهم! امت اسلام را دریابید»(4).

 

این چنین بود که زمینه‏هاى اقدام عثمان براى یکى کردن (توحید) مصاحف به‏وجودآمد.

 

 

ب) تشکیل گروه توحید مصاحف

 

پیشنهاد مبتکرانه یکى کردن قراءات مصاحف، از سوى حذیفه بود. بنا به نقلى که گذشت او حتى قبل از آمدن به مدینه، نیّت خویش را در کوفه با صحابه پیامبر در میان گذاشته بود و همگى جز <ابن مسعود» آن را تأیید نموده بودند. عثمان نیز بر ضرورت چنین اقدامى واقف گشته بود. اما این کار براى او سهل و آسان نبود؛ زیرا لازمه آن جمع‏آورى تمام مصحف‏ها از جمله مصاحف بزرگان صحابه بود. از این رو عثمان، صحابه را به مشورت فراخواند و آنان همگى بر ضرورت چنین کارى - با همه دشوارى‏هاى آن - نظر مثبت دادند.

 

پس از آن که عثمان تصمیم نهایى را گرفت، اولین اقدام او این بود که نماینده‏اى به‏سوى <حفصه» (دختر عمر و همسر پیامبر) فرستاد و به او پیغام داد تا مصحف رسمى خلیفه اول را که در خانه‏اش بود براى استنساخ مصاحف به امانت در اختیار او گذارد و اطمینان داد که پس از انجام کار، <مصحف» را به وى بازخواهد گرداند.(5)

 

عثمان کمیته‏اى مرکب از چهار نفر تشکیل داد که عبارت بودند از: زید بن ثابت، عبدالله بن زبیر، سعید بن عاص و عبد الرحمن بن حارث‏(6)، و به آنان دستور داد که چون قرآن به زبان قریش نازل شده‏است، اگر با زید بن ثابت (غیرقرشى) اختلاف پیدا نمودند قرآن را به زبان قریش بنویسند.(7)

 

از برخى منابع دیگر به دست مى‏آید که این چهار نفر، هسته اولیه کمیته یکى کردن قراءت‏ها و توحید مصاحف بودند، سپس چند تن دیگر به آنان پیوستند.

 

محمدبن سیرین تأیید مى‏کند که عثمان دوازده نفر از قریش و انصار را براى این کار گردآورد و آنها مصاحف متعددى نوشتند. اسامى دوازده نفر را دقیقاً به دست نداده‏اند. اما بررسى روایات این اسامى را به دست مى‏دهد: زید بن ثابت، سعید بن عاص، عبدالله بن زبیر، عبدالرحمن بن حارث (اعضاى اولیه)، ابىّ بن کعب، مالک بن ابى عامر، کثیر بن افلح، انس‏بن مالک، عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمرو.(8)

 

 

ج) چگونگى و مراحل انجام کار

 

گروه توحید مصاحف در سال 25 هجرى تشکیل گردید.(9)

 

نخستین اقدامى که از سوى گروه و به دستور عثمان انجام گرفت، جمع‏آورى تمام نوشته‏هاىِ قرآنى از اطراف و اکناف کشور پهناور اسلامى آن روز بود. عثمان از حفصه دختر عمر نیز خواست تا مصحف جمع شده در زمان ابوبکر را که پس از وى به خلیفه دوم و پس از او به دخترش رسیده بود و در خانه او نگهدارى مى‏شد، در اختیار گروه <توحید مصاحف» بگذارد. حفصه حاضر نبود آن را به آسانى تحویل دهد و به همین جهت عثمان سوگند خورد به صورت امانتى تحویل گرفته و پس از اتمام کار، آن را به وى برگرداند. از منابع برمى‏آید که این مصحف یکى از مصاحفى بوده که مورد استناد و مراجعه گروه توحید مصاحف قرار گرفته است.

 

در این مرحله، قرآن‏ها پس از جمع‏آورى و ارسال به مدینه به دستور خلیفه سوم سوزانده و یا در آب جوش انداخته مى‏شدند(10) و به همین جهت عثمان را <حرّاق‏المصاحف» نامیده‏اند. بسیارى او را گرچه در اصل اقدام <توحید مصاحف» ستوده‏اند، ولى در زمینه سوزاندن قرآن‏ها شدیداً نکوهش نموده‏اند.

 

یکى دیگر از مصحف‏هاى مورد استناد، مصحف ابىّ‏بن کعب بوده‏است. ابىّ، خود جزو هشت نفرى بود که به گروه اول (چهار نفر) پیوست، و حتى به عقیده بعضى ریاست گروه دوازده نفره با وى بود. ابوالعالیه در حدیثى گفته‏است: <آنها قرآن را از مصحف <اُبىّ» جمع نمودند. مردانى مى‏نوشتند و ابىّ به آنها املا مى‏کرد».(11) گرچه مصحف ابوبکر و مصحف ابىّ نقش مهمّى را در تدوین ایفا مى‏کردند، ولى گروه از بررسى سایر نوشته‏هاى قرآنى نیز غافل نبود.

 

ابوقلابه به نقل از انس بن مالک مى‏گوید: گروه اگر در مورد آیه‏اى اختلاف مى‏کردند، مى‏گفتند: این آیه را رسول خدا(ص) به فلان شخص تعلیم داده است؛ پس کسى به سوى او فرستاده مى‏شد؛ در حالى که در سه فرسخى مدینه قرار داشت و به او گفته مى‏شد: رسول‏خدا(ص) فلان آیه را چگونه به تو تعلیم داده است؟ او پاسخ مى‏داد و کاتبان گروه که جاى آیه را خالى گذاشته بودند، آن را مى‏نوشتند.(12)

 

پس از مرحله جمع‏آورى همه قرآن‏ها و سوزاندن آنها و مرحله کتابت و نگارش قرآن با یک قراءت، قدم بعدى، مقابله نسخه‏هاى قرآن‏هاى نوشته شده‏بود؛ تا از یکپارچگى و وحدت قراءت آنها اطمینان به عمل آید.(13) البته مى‏دانیم که خط در مرحله ابتدایى خود بود؛ حروف معجمه از غیر معجمه تشخیص داده نمى‏شدند؛ نوشتن <الف» در وسط کلمه مرسوم نبود؛ کلمات اعراب نداشتند و به همین جهت با این که گروه دقت خود را نمودند، اما در رسیدن به هدفى که داشتند چندان توفیق نیافتند، و بعدها، دوباره میان قراءت‏هاى قرآن اختلاف به وجود آمد.

 

آخرین مرحله، ارسال مصاحف استنساخ شده به مناطق و مراکز مهمّ آن بود. با ارسال این مصاحف که با هر کدام، یک قارى نیز از سوى خلیفه اعزام مى‏گشت تا قرآن را بر مردم قراءت کند، همه مردم موظف بودند از این پس تنها مطابق قراءت مصحف ارسالى، قرآن را قراءت نمایند.(14)

 

 

د) تعداد مصاحف عثمانى

 

در این مورد اقوال متعددى وجود دارد. ابو عمرو دانى در کتاب المقنع مى‏گوید:

 

بیشتر دانشمندان عقیده دارند که عثمان مصاحف را در چهار نسخه نوشت و هر یک را به منطقه‏اى فرستاد؛ کوفه، بصره و شام و یک مصحف را نزد خود نگه داشت. بعضى گفته‏اند مصاحف، هفت نسخه بوده و علاوه بر مراکز پیش گفته، به مکه و یمن و بحرین نیز فرستاده شده است. ولى قول اول صحیح‏تر است و امامان علوم قرآنى بر آن اعتماد دارند.(15)

 

سیوطى مى‏گوید:

 

مشهور آن است که مصاحف عثمانى، پنج مصحف بوده است. ابن ابى داود از ابوحاتم سجستانى نقل مى‏کند که: هفت مصحف نوشته و به مکه، شام، یمن، بحرین، بصره و کوفه فرستاده شد و یک نسخه را عثمان در مدینه نزد خود نگه‏داشت.(16)

 

یعقوبى در تاریخ خود تعداد مصاحف عثمانى را نُه مصحف ذکر کرده که مصر و الجزیره نیز به بلاد قبلى اضافه شده‏اند.(17)

 

دکتر رامیار در بررسى خود پس از نقل اقوال متعدد نتیجه مى‏گیرد که سه مرکز مهمّ اسلامى و نظامى در عصر عثمان، شام، کوفه و بصره بود، این شهرها به اضافه دوشهر مکه و مدینه که از موقعیت ویژه‏اى برخوردار بودند، داراى مصاحف عثمانى بودند. همین مراکز بودند که بعدها قراءت‏هاى اصلى از آن‏جا سرچشمه گرفت. توزیع قراءت‏هاى ده‏گانه‏(18) در شهرها نیز همین مطلب را تأیید مى‏کند: در مدینه: نافع و ابوجعفر؛ در مکه: ابن کثیر؛ در بصره: ابو عمرو بن علاء و یعقوب؛ در شام: ابن عامر؛ در کوفه: عاصم، حمزه، کسائى و خلف. بنابراین به این نتیجه مى‏رسیم که مصاحف فرستاده شده به اطراف، پنج نسخه بوده‏است.(19)

 

از مجموع این اقوال به دست مى‏آید که مصاحف به نقاطى که داراى مرکزیت بوده‏اند، فرستاده شده است. عثمان با هر مصحف، یک قارى اعزام نمود تا همه به قراءت او قرآن را بخوانند و در اختلافات به او رجوع نمایند. مردم هر منطقه از قرآن و مصحف رسمى استنساخ مى‏کردند و مرجع نهایى در مصاحف استنساخ شده نیز، همان مصحف موجود در منطقه خودشان بود.

 

اگر میان مصاحف ارسالى به نواحى مختلف، اختلافى به وجود مى‏آمد، مرجع، مصحف <امام» بود که در مدینه، مرکز خلافت قرار داشت. به مصاحف دیگر نیز <امام» اطلاق شده‏است؛ از آن رو که هر یک در منطقه خویش مرجع سایر مصاحف استنساخ شده بوده‏اند.

 

 

ه) خصوصیات مصاحف عثمانى

 

1. مصاحف عثمانى از نظر ترتیب سوره‏ها به همان شکل مصاحف صحابه تنظیم گشتند؛ یعنى دسته‏بندى کلى سوره‏ها نظیر سوره‏هاى طُوَل، مئون، مثانى، ممتحنات و مفصّلات در این مصاحف نیز رعایت گردید. تفاوت مهم در تنظیم این سوره‏ها در قرار دادن دو سوره انفال و توبه بود: در مصحف عثمانى این دو سوره به عنوان یک سوره در کنار هم قرار داده شد و به عنوان هفتمین سوره و در دسته سبع طُوَل قرار گرفت. این کار در هیچ یک از مصاحف گذشته،سابقه نداشت.

 

2. مصاحف عثمانى داراى رسم الخط ابتدایى و از هرگونه نقطه، اعراب و علایم مشخّصه، خالى بوده است. همین امر، یکى از علت‏هاى اساسى بروز اختلاف قراءت‏ها پس از توحید مصاحف بود که در بخش پنجم کتاب حاضر، به تفصیل از آن سخن خواهیم گفت.

 

این مصاحف متأسفانه در فراز و نشیب زمان و بستر حوادث، از بین رفته‏اند و امروزه اثرى از آنها در دست نیست.

 

 

و) توقیفى بودن یا نبودن ترتیب سوره‏ها

 

طرح این سؤال در این‏جا، فقط مربوط به جمع‏آورى سوم قرآن، که توحید مصاحف باشد نیست، بلکه در جمع دوم (جمع خلیفه اول) نیز مطرح است. همان‏گونه که گفتیم در توحید مصاحف ترتیب سوره‏ها تقریباً به همان شکل ترتیب مصاحف صحابه و مصحف جمع‏آورى شده در زمان خلیفه اول صورت گرفت. امّاهمواره این سؤال مطرح بوده است که آیا این تنظیم و ترتیب (چه در جمع دوم و چه در جمع سوم) توقیفى بوده‏است؟ یعنى به همان ترتیبى انجام گرفته که پیامبر دستور داده است؟ یا این که توقیفى نبوده، بلکه اجتهادى صورت گرفته است؟

 

پاسخ به این سؤال از مباحثى که در زمینه جمع‏آورى قرآن داشتیم تقریباً روشن‏است. اما عدّه‏اى معتقد به توقیفى بودن ترتیب سوره‏ها هستند. ابوجعفر نحّاس مى‏گوید: <تألیف سوره‏ها به همین ترتیب کنونى، از رسول خدا(ص) به ما رسیده است.» واثلة بن اسقع از پیامبر نقل کرده که: اُعطیتُ مکانَ التوراة، السّبع الطُّوَل و اُعْطیتُ مکانَ الزَّبوُرِ، المئین و اُعطیتُ مکانَ الانجیل، المثانى و فُضِّلْتُ بالمُفَصَّل. این حدیث دلالت دارد که ترتیب سوره‏ها از همان زمان رسول خدا گرفته شده است.(20)

 

ولى همه دلایل و شواهد خلاف این نظریه را اثبات مى‏کند. سیوطى مى‏گوید: <مجموع علما عقیده بر اجتهادى بودن دارند.»(21)

 

علامه طباطبائى در المیزان مى‏فرماید:

 

ترتیب سوره‏ها در جمع زمان ابوبکر و جمع زمان عثمان، قطعاً با اجتهاد صحابه صورت گرفته است و یک دلیل آن است که عثمان انفال و براءة را بین اعراف و یونس قرار داد. دلیل دیگر مخالفت ترتیب مصاحف صحابه با مصحف ابوبکر و عثمان است.(22)

 

بهترین و محکم‏ترین دلیل بر عدم توقیفى بودن ترتیب سوره‏ها، ترتیب مصحف على(ع) است که بر خلاف سایر مصاحف، به ترتیب نزول، تنظیم گشته بود.

 

 

ز) نظر ائمه(ع) در برابر جمع دوم و سوم

 

براى ما شیعیان و پیروان اهل بیت، دانستن موضع پیشوایان دینى در مورد آن‏چه در دهه دوم، سوم و چهارم هجرى در زمینه جمع‏آورى قرآن از سوى دو خلیفه، یعنى ابوبکر و عثمان رخ داده است، مهم و سرنوشت‏ساز است. بنابراین آخرین سؤال در این فصل این است که بدانیم آیا موضع امامان ما، موضعى مثبت بوده است یامنفى؟

 

على(ع) با این که خودش پیش از آن، قرآن مجید را به ترتیب نزول، جمع‏آورى کرده و به جماعت نشان داده و مورد پذیرش واقع نشده بود و در هیچ یک از جمع اول (جمع دوم در زمان ابوبکر است) و جمع دوم (جمع سوم در زمان عثمان است)(23) او را شرکت نداده بودند، با این حال هیچ گونه مخالفت و مقاومتى از خود نشان نداد و مصحف دایر را پذیرفت و تا زنده بود حتى در زمان خلافت خود دم از خلاف نزد. هم‏چنین ائمه و اهل بیت، که جانشینان و فرزندان آن حضرتند، هرگز در اعتبار قرآن مجید، حتى به خواصّ خود حرفى نزده‏اند، بلکه پیوسته در بیانات خود، استناد به آن جسته و شیعیان خود را امر کرده‏اند که از قراءت مردم پیروى کنند و به جرأت مى‏توان گفت که سکوت على(ع) با این که مصحف معمولى با مصحف او در ترتیب اختلاف داشت از این جهت بوده که در مذاق اهل‏بیت، تفسیر قرآن به قرآن معتبر است و در این روش، ترتیب سوره‏ها و آیات مکّى و مدنى نسبت به مقاصد عالیه قرآن تأثیرى ندارد و در تفسیر هر آیه مجموع آیات قرآنى باید در نظر گرفته شود....(24)

 

در روایتى، طلحه از على(ع) مى‏خواهد که مصحفى را که قبلاً جمع‏آورى و به‏مردم عرضه نموده بود پس از کار عثمان نیز به مردم عرضه نماید. حضرت از پاسخ‏امتناع مى‏ورزد. طلحه اصرار مى‏کند که أَلا تُظْهِرهُ للناس؟ آیا آن مصحف را براى‏مردم آشکار نمى‏کنى؟ حضرت پاسخ مى‏دهد: اى طلحه، عمداً از پاسخ به تو امتناع نمودم. به من راجع به آن‏چه عمر و عثمان نوشته‏اند خبر بده، آیا تمام آن قرآن‏است یا غیرقرآن نیز در آن وجود دارد؟ طلحه پاسخ داد: خیر، همه‏اش قرآن‏است. حضرت فرمود: اگر آن‏چه را در آن است اخذ نمودید از آتش رهایى یافته و به بهشت وارد گشته‏اید؛ زیرا در این قرآن حجّت و دلیل ما، بیان حقّ ما و وجوب اطاعت ماست.(25)

 

آن‏چه در این زمینه گفتیم براى کشف حقیقت کافى است و دیگر حتى نیازى به آن‏چه اهل سنت نقل کرده‏اند نیست.(26)

 

 

گزیده مطالب

 

1. پس از گذشت حدود سیزده سال از جمع‏آورى قرآن به‏دست خلیفه اول، بار دیگر قرآن جمع‏آورى گردید. انگیزه این اقدام، بروز اختلاف قراءت‏هاى زیاد در میان مسلمانان بود.

 

2. پیشنهاد یکى کردن قراءت‏ها از سوى <حذیفة بن یمان» به خلیفه سوم داده شد و پس از مشورت با صحابه پیامبر همگى جز ابن مسعود آن را تأیید نمودند.

 

3. علّت مخالفت عبدالله بن مسعود با عثمان، انتخاب افرادى بود که مسؤولیت تدوین مصاحف عثمانى را بر عهده مى‏گرفتند.

 

4. اعضاى اوّلیه گروه توحید مصاحف عبارت بودند از: زید بن ثابت (انصارى)، عبدالله بن زبیر، سعید بن عاص و عبدالرحمن بن حارث. این چهار تن همگى روابط صمیمانه و خویشاوندى با دستگاه خلافت داشتند.

 

5. مراحل کار گروه توحید مصاحف عبارت بود از: الف) جمع‏آورى قرآن‏ها از تمام مراکز و سوزاندن آنها. ب) اعتماد بر مصحف ابوبکر - که نزد حفصه دختر عمر بود - و مصحف ابىّ بن کعب و نیز کتابت آیات براساس قراءتى که پیامبر به افراد تعلیم داده‏بود. ج) مقابله نسخه‏هاى نوشته شده با یکدیگر به جهت اطمینان از وحدت و صحت کتابت. د) ارسال مصاحف به چند نقطه مهم و الزام مسلمانان به پیروى از قراءت مصحف منطقه خویش.

 

6. تعداد مصاحف عثمانى به احتمال قوى، پنج مصحف بوده‏اند که به شهرهاى شام، کوفه، بصره و مکه ارسال شده و یک مصحف نیز در مدینه، مرکز خلافت نگهدارى مى‏شده‏است.

 

7. عثمان به‏شهرهاى پیش گفته با هر مصحف یک قارى اعزام نمود.

 

8. مصاحف عثمانى در دسته‏بندى سوره‏ها، شبیه مصاحف گذشته بود. این مصاحف از هرگونه نقطه، اعراب و علایم مشخّصه خالى بوده است.

 

9. نگاهى بر تاریخ قرآن و نحوه گردآورى آن ثابت مى‏کند که ترتیب سوره‏ها، توقیفى نیست.

 

10. موضع امامان شیعه در برابر جمع‏آورى قرآن به‏دست خلفا، مثبت بوده و هیچ گونه مخالفتى ابراز نشده است.

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

1. حُذَیفة بن یمان: از سابقین در اسلام بود. در زمان رسول خدا، رکابدار حضرتش بود. او را صاحب سرّ رسول‏خدا گفته‏اند. در زمان عمر والى مدائن گشت. نهاوند در سال 22 هجرى به دست وى فتح گردید. همان سال با آذربایجان صلح کرد که چند سال بعد به اجرا درآمد. در زمان عثمان او مأمور آذربایجان بود. پس از عثمان با على بیعت کرد. وقتى مرد او را کنار سلمان فارسى در مدائن به خاک سپردند. (رامیار، تاریخ قرآن، ص‏412)

 

2. صحیح‏بخارى، کتاب فضائل‏القرآن، ج‏6، ص‏581؛ البرهان، ج‏1، ص‏330؛ الاتقان، ج‏1، ص‏187؛ المیزان، ج‏12، ص‏122.

 

3. در سال سى‏ام هجرت، عثمان <ولید بن عقبه» را از ولایت کوفه عزل نمود و سعید بن عاص را والى کوفه کرد. (الکامل فى التاریخ، ج‏3، ص‏105)

 

4. الکامل فى التاریخ، ج‏3، ص‏111 و 112.

 

5. البرهان، ج‏1، ص‏330؛ الاتقان، ج‏1، ص‏187؛ صحیح بخارى، ج‏6، ص‏581؛ الکامل فى التاریخ، ج‏3، ص‏112.

 

6. براى آشنایى بیشتر با اعضاى اوّلیه ر.ک: رامیار تاریخ قرآن، ص‏417 - 419.

 

اعضاى اولیه، همگى از وابستگان نزدیک خلیفه سوم بودند:

 

زید بن ثابت: از انصار و خزرجى بود و تنها کسى بود که در جمع چهار نفره، قریشى نبود. یازده ساله بود که رسول خدا(ص) به مدینه هجرت نمود و در وابستگى او به دستگاه خلافت و فرمانبرى او از خلیفه حرفى نیست. (او مسؤول همین کار در زمان ابوبکر بود)

 

در زمان پیامبر، کاتب وحى و در سقیفه بنى‏ساعده، سخنگوى جوان انصارى به نفع مهاجران بود. در زمان عمر به مسند قضا و فتوا تکیه زد و هر وقت عمر از شهر بیرون مى‏رفت، به جاى او مى‏نشست. در زمان عثمان مسؤول بیت المال گردید، تا روز آخر به عثمان وفادار ماند و حتى از بیعت با على(ع) سر باز زد.

 

سعید بن عاص: سال هجرت در مکه به دنیا آمد. پدرش در بدر به دست على(ع) کشته شد. یتیم بود و در کفالت عثمان بزرگ شد. عمر روزى به او گفته بود: من پدرت را نکشتم، او به دست على کشته شد. نوجوان زیرک پاسخ داده بود: اگرتو هم کشته بودى تو بر حق بودى و او بر باطل! این بود که عمر، دختر سفیان‏بن عویف را به زنى به او داد و بعد هم دختر عبدالرحمن بن حارث را گرفت. در سال سى، عثمان ولایت کوفه را به او داد. (الکامل فى التاریخ، ج‏3، ص‏107) سعید در قصرش در سه میلى مدینه در زمان معاویه، درگذشت.

 

عبدالله بن زبیر: وى نخستین مولود مهاجران، در مدینه بود. بدمنظر و تندخوى بود. خاله‏اش عایشه او را بسیار دوست مى‏داشت. روزى به ابن‏عباس گفت: <چهل سال است که من کینه شما اهل بیت را کتمان نموده‏ام». (التمهید، ج‏1، ص‏281).

 

عبدالرحمن بن حارث: هم سال سعید بود. پدرش در سال هیجده هجرى در شام درگذشت و عمر مادر او را به زنى گرفت. از هیجده سالگى در خانه عمر بزرگ شد و بدین افتخار مى‏کرد.

 

جالب این که هر سه نفر یاد شده، قرشى و داماد عثمان بودند. عثمان، خلیفه بود که مریم دختر خود را به عبدالرحمن داد. عثمان <امّ عمرو» را به همسرى سعید درآورد و عبدالله بن زبیر، نیز پس از عثمان بن حارث، شوهر عایشه دختر عثمان شد.

 

واضح است که چنین انتخابى موضع‏گیرى‏هاى متفاوتى را در برخواهد داشت. در منابع تاریخى ظاهراً با اصل اقدام عثمان و ضرورتِ آن کسى مخالفتى نداشته است، حتى على(ع) - چنان که خواهد آمد- نسبت به کار عثمان نظر مثبتى داشته و آن را تأیید نموده است. اما آن‏چه باعث گردید برخى چون عبدالله بن مسعود به شدّت درمقابل عثمان موضع بگیرند، نحوه انتخاب اعضاى گروه بود. عبدالله بن مسعود همین امر را به صراحت اعلام نمود و گفت:

 

<آیا مرا کنار گذارده و در جمع قرآن و گردآورى آن، فراموش مى‏کنند؛ در حالى که از زبان رسول خدا(ص) هفتاد سوره را فراگرفتم؛ در زمانى که زید بن ثابت با کودکان بازى مى‏کرد؟» (سیدمحمد باقر حجتى، تاریخ‏قرآن، ص‏446)

 

این مخالفت بدان‏جا کشیده شد که عبدالله بن مسعود زیر بار تسلیم مصحف خود به مأمور عثمان، عبدالله‏بن عامر نرفت.

 

<گفته‏اند: وقتى عثمان سرگرم خطبه و سخنرانى بود، عبدالله بن مسعود به مسجد درآمد. عثمان گفت: اکنون جانورى سیاه بر شما درآید. ابن مسعود در پاسخ، سخنى درشت گفت. عثمان فرمان داد تا پاى عبدالله بن مسعود را کشیدند و دو دنده او شکسته شده عایشه به سخن آمد و بسیار حرف زد». (همان‏جا)

 

7. البرهان، ج‏1، ص‏330؛ الاتقان، ج‏1، ص‏187؛ صحیح بخارى، ج‏6، ص‏581؛ الکامل فى التاریخ، ج‏3، ص‏112.

 

8. الاتقان، ج‏1، ص‏188؛ دکتر رامیار، تاریخ قرآن، ص‏420؛ التمهید فى علوم القرآن، ج‏1، ص‏339.

 

9. در نقلى که از کتاب الکامل فى التاریخ ابن اثیر کردیم، وى حضور حذیفه در آذربایجان و تماس او باسعیدبن عاص و حوادثى را که اتفاق افتاده‏است در حوادث سال سى‏ام هجرى آورده‏است. اما محققّان باتوجه به حوادث تاریخى مربوط به فتح آذربایجان و ارمنستان و بررسى روایات مختلف در این زمینه معتقدند که آغاز این کار را باید اواخر سال 24 و اوایل سال 25 هجرى به حساب آورد و پایان کار بایدقبل از سال سى‏ام هجرى باشد. (ر.ک: دکتر رامیار، تاریخ قرآن، ص‏433 - 435؛ التمهید، ج‏1، ص‏333 - 335)

 

10. صحیح بخارى، ج‏6، ص‏581؛ البرهان، ج‏1، ص‏330؛ الاتقان، ج‏1، ص‏187؛ قرآن در اسلام، ص‏193.

 

11. التمهید، ج‏1، ص‏348.

 

12. الاتقان، ج‏1، ص‏187 و 188؛ المیزان، ج‏12، ص‏122.

 

13. التمهید، ج‏1، ص‏346.

 

14. ر.ک: صحیح بخارى، ج‏6، ص‏581، ذیل حدیث انس بن مالک.

 

15. البرهان فى علوم القرآن، ج‏1، ص‏334؛ قرآن در اسلام، ص‏193.

 

16. الاتقان، ج‏1، ص‏189.

 

17. موجز علوم القرآن، ص‏165؛ المیزان، ج‏12، ص‏122.

 

18. براى توضیح بیشتر ر.ک: بخش پنجم همین کتاب.

 

19. ر.ک: تاریخ قرآن، ص‏459 - 464.

 

20. البرهان، ج‏1، ص‏356؛ الاتقان، ج‏1، ص‏197.

 

21. الاتقان، ج‏1، ص‏194.

 

22. المیزان، ج‏12، ص‏126.

 

23. علامه، جمع در زمان رسول خدا(ص) را به حساب نیاورده و به همین جهت به هر یک از جمع ابوبکر و عثمان، جمع اول و دوم، اطلاق نموده است.

 

24. قرآن در اسلام، ص‏195 و 196.

 

25. بحار الانوار، ج‏89، ص‏42.

 

26 .ر.ک: الاتقان، ج‏1، ص‏183، 188 و 189؛ البرهان، ج‏1 ص‏333؛ مناهل العرفان، ج‏1 ص‏253.

 

 

 

 

منبع

[ شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجموعه ای از پرسشهایی که همیشه در ذهنم بوده و وقت زیادی را برای پیدا کردن آنها صرف کردم و اکنون بدون اتلاف وقت در اختیار شماست .
موضوعات وب
امکانات وب
...... .....