جام صبوح
صلی الله علیک یا حسن بن علی ایها المجتبی ( علیه السلام) 
قالب وبلاگ

درباره‏ شخصیت ممتاز زهراى اطهر (س)، گفتارها و نوشتارها و اظهارنظرها، چه از دوست و چه از دشمن- به ویژه دشمن دانا و با انصاف- بسیار فراوان است. در جهان اندیشه و علم و پژوهش، وجود ذیجود فاطمه (ع)، محور برخورد آراء و افکار گوناگون گردیده و میدان‏هاى گسترده‏اى را براى قلم‏فرسایى‏هاى پرشور ایجاد کرده است.

هم‏اکنون که نگارنده، مشغول تنظیم این بخش از گفتارهاى کتاب حاضر است، دهها کتاب مختلف، از نویسندگان و متفکران اطراف و اکناف جهان را پیش روى خود دارد، که در فصل فصل هر کدام از این کتب و رسالات، شخصیت و زندگى پربار و افتخارآمیز آن حضرت، از ابعاد مختلف مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است. از آنجا که نقل و بررسى مجموع آن گفته‏ها و نوشته‏ها، در این مجال اندک به هیچ وجه ممکن و میسر نیست، ناگزیر سعى مى‏شود که در این فصل کتاب، برخى از نقطه‏نظرهاى چند تن از انبوه نویسندگان و متفکران مختلف، به اختصار نقل و بازگویى شود. با این امید که خوانندگان این نوشتار، تنها با مختصرى از بازتاب عظمت روح و شموخ مقام علمى و معنوى و مذهبى آن بانوى بزرگ اسلام، در جهان تحقیق و نگارش آشنا شوند، و انعکاس نیمرخ آن چهره‏ى درخشان را در آئینه‏ى کتابها و رسالات نظاره کنند. در این بخش، نخست قسمتى از آراى دانشمندان غیر اسلامى بازگو مى‏شود و سپس آرا و نظرات مشاهیر صاحبنظران اسلامى منعکس مى‏گردد.

نخست از یک نویسنده و شاعر و ادیب مسیحى به نام «سلیمان کتانى» که داراى تألیفات مشهور و موفقى در چهره‏نگارى شخصیتهاى اسلامى است، مطلب را آغاز مى‏کنیم.

براى آشنایى با وى لازم به تذکر است که: چند سال قبل، کتابخانه‏ى عربى اسلامى در نجف اشرف، مسابقه‏اى در میان عموم نویسندگان عرب ترتیب داد، تا درباره‏ى شخصیت والا و ممتاز مولاى متقیان على بن ابیطالب (ع) قلمفرسایى کنند. در آن مسابقه، نویسنده‏ى چیره‏دست لبنانى، و ادیب و شاعر صاحب انصاف نصرانى، آقاى سلیمان کتانى، با نوشتن کتابى تحت عنوان «الإمام على نبراس و متراس» شرکت جست. پس از بررسى تمام کتب و آثار شرکت داده شده در مسابقه، کتاب سلیمان کتانى مقام نخست را به دست آورد و نویسنده مزبور برنده‏ى جایزه‏ى اول شد.

بار دوم، همان کتابخانه، نگارش کتابى را در مورد شخصیت درخشان بانوى بزرگ اسلام، فاطمه زهرا (ع) به مسابقه گذاشت و نویسندگان و محققان و شخصیت‏هاى علمى و ادبى متعددى در این مسابقه شرکت جستند. این بار نیز نویسنده‏ى مسیحى نامبرده با نوشتن کتابى تحت عنوان «فاطمه الزهرا، وترٌ فى غمدٍ» (فاطمه زهرا، زهى در نیام) مقام نخست را به خود اختصاص داد و برنده‏ى جایزه شد.

گرچه در این گزینش‏ها، در مرحله‏ى اول احتمال تشویق کردن یک فرد مسیحى که در عالم مسایل اسلامى به تحقیق و نگارش پرداخته است بى‏وجه نیست. و باز گرچه همین امر، در صورتى که نوشته‏هاى شرکت‏کنندگان در مسابقه در سطح مساوى و برابر قرار داشته باشند، خود مى‏تواند مجوز برنده شدن یک فرد مسیحى در مسابقه باشد، ولى با مطالعه‏ى کتاب مزبور روشن مى‏شود که این حد اطلاعات و آگاهى و این شور و حماسه قابل تحسین است که یک فرد بیگانه و خارج از اسلام، آنچنان از غناى فرهنگى و ادبى و احساسى و عاطفى سرشار باشد که در مورد یک شخصیت اسلامى کتاب بنویسد، و در جمع نویسندگان مسلمان شرکت جوید و عرض وجود کند و تا حدود زیادى هم به حقیقت مطلب برسد. لذا اگر کتاب او حائز مقام اول و برنده‏ى جایزه مى‏گردد، جاى حرفى و بحثى نیست، چرا که شخصیت زهرا اطهر (ع) یک شخصیت جهانى و الهى است که عموم مردم در مورد او حق اظهار نظر و قلمفرسایى دارند، و سخن دوست را، از هر زبان و قلمى که انسان بشنود و بخواند، زیبا و پسندیده است و مصداق «الفضل ما شهدت به الأعداء» خواهد بود. امروزه که شخصیت جمیله بوپاشاها، ایندیرا گاندى‏ها، فلورانس‏ها، الیزابت‏ها و بنت‏الهدى‏ها و نظایر آن در سطح وسیعى از جهان مورد تجزیه و تحلیل قرار مى‏گیرد، آیا جا ندارد که شخصیت فوق‏العاده والاى این بانوى بزرگ اسلامى در عرصه‏ى جهانى مورد معرفى و شناسایى قرار گیرد؟

نویسنده‏ مورد بحث، درباره‏ى شخصیت زهرا، شعر و حماس به کار مى‏برد، سمفونى احساساتش اوج مى‏گیرد و بهترین شورها و عواطف شاعرانه را نثار او مى‏کند...

او در آغاز کتابش مى‏نویسد: «فاطمه‏ زهرا (ع) مقامى والاتر از آن دارد که سندهاى تاریخى و روایتى به سوى او اشاره کنند، و گرامى‏تر از آن است که شرح حال گونهها به جانب وى راهنما باشند. فاطمه (علیهاالسلام) را همین چهارچوب کافى است که: وى دختر محمد (ص) و همسر على (ع) و مادر حسن و حسین (ع) و بزرگ بانوى جهان است». (۱) و در پایان کتابش مى‏گوید: «فاطمه، اى دخت مصطفى! اى روشن‏ترین چهره‏اى که زمین را بر روى دو کتف خود بلند کرد، تو جز دو نوبت براى زمین لبخند نزدى: یک بار در سیماى پدر، آن دم که در بستر آرمیده بود و تو را مژده‏ى قرب وصل مى‏داد لبخند زدى. و لبخندى دیگر، بدان هنگام گرداگرد لبان تو مى‏گردید که جان بر لب داشتى و واپسین دم خویش را فروفرستادى... تو همیشه با محبت زیست کردى، تو با پاکى و پاکدامنى زیستى، براى پاکیزه‏ترین مادرى که دو ریحانه زادى و پروردى و بر قامت آن دو جامه‏اى از خز بخشندگى پوشاندى... تو زمین را همراه با لبخندى استهزاآمیز رها کردى و به ابدیت پیوستى، اى دختر پیامبر! اى همسر على! اى مادر حسن و حسین، و اى بزرگ بانوى بانوان همه جهانها و اعصار» (۲)و باز در جاى دیگر مى‏نویسد: «قهرمانى نیرویى نیست که مستند به تن و بازو باشد، یا مستند به تاج و تخت، بلکه قهرمانى چیزى است که منطق عقل، رشد و فهم را به کار گیرد، آنگاه هدف‏ها را تعیین کند و برنامه را ترسیم نماید. و قهرمانى زهرا، چیزى جز این معنى بزرگ نبود. از این رو از هر چه عامل روشنایى دیگران مى‏شد بهره گرفت، بى آنکه بازوان ناتوان و نزار، و پهلوهاى لاغر و نحیف وى در این خواست از مؤثر باشد». (۳)

۱ـ کتاب «فاطمه الزهراء وترٌ فى غمد»، پیشگفتار، ص ۳.

۲ـ ص ۲۰۵ ترجمه‏ى همان کتاب.

۳ـ ص ۲۱۱ همان ترجمه.

منبع:موسسه جهانی سبطین

[ یکشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ٧:٠٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجموعه ای از پرسشهایی که همیشه در ذهنم بوده و وقت زیادی را برای پیدا کردن آنها صرف کردم و اکنون بدون اتلاف وقت در اختیار شماست .
موضوعات وب
امکانات وب
...... .....