جام صبوح
صلی الله علیک یا حسن بن علی ایها المجتبی ( علیه السلام) 
قالب وبلاگ

[ سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ۳:۱۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

به مناسبت پایان شعبان‌المعظم و در آستانه ورود به ماه مبارک رمضان، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بخشی از بیانات ایشان را در جمع کارکنان وزارت اطلاعات در تاریخ 13/07/1383، منتشر می‌کند:

الان ماه شعبان متأسفانه دارد تمام مى‌شود. ماه شعبان، ماه دعا و ماه عبادت است. در همین صلواتى که در مفاتیح مقرر است: «الّذى کان رسول اللَّه (صلّى‌اللَّه‌علیه‌واله) یدأب فى صیامه و قیامه فى لیالیه و ایّامه بخوعا لک فى اکرامه واعظامه الى محلّ حمامه»؛ پیغمبر تا دم مرگ، تا آخر عمر، ماه شعبان را بزرگ مى‌داشت و در مقابل ماه شعبان خضوع مى‌کرد و عادت داده بود خودش را به صیام و قیام در ماه شعبان. در دنباله‌ى این صلوات هست که: «اللّهم فاعنّا على الاستنان بسنّته فیه»؛ از خدا مى‌خواهد که ما را هم موفق بدار که همان سنت پیغمبر را در ماه شعبان رعایت کنیم. این ماه شعبان - حتماً مى‌دانید دیگر - دالان و دهلیز ماه رمضان است. ماه رمضان تالار ضیافت الهى است؛ یک تالار عظیم که اگر کسى وارد آن تالار شد و به خود فرصت داد و همت کرد که از آنچه در آن‌جا خداى متعال آماده کرده، به خودش بهره‌یى برساند، بهره‌ى فراوانى خواهد برد که آن بهره در ماه شوال و ماه‌هاى دیگرِ سال نیست؛ فقط مخصوص ماه رمضان است. انواع و اقسام ضیافتهاى الهى: رحمت الهى، عزت الهى، توفیق الهى، قرب الهى، استغناى ناشى از تفضل الهى، رزق مادى، رزق معنوى، همه در ماه رمضان است؛ اینها را سر سفره‌ى ماه رمضان گذاشته‌اند. بعضى‌ها مى‌آیند و به این سفره نگاه نمى‌کنند و از وسط این سفره و اشیاء آن عبور مى‌کنند و مى‌روند و هیچى هم گیرشان نمى‌آید؛ بعضى‌ها یک چیز مختصرى برمى‌دارند؛ یک روزه‌یى مى‌گیریم ما؛ یک مختصرکى، یک چیزى؛ اما بعضى‌ها نه، حسابى مى‌نشینند سر این سفره و از رحمت الهى کیسه‌ى خودشان را پُر مى‌کنند؛ عزت مى‌خواهند، دنیا مى‌خواهند، آخرت مى‌خواهند؛ رفع گرفتارى مى‌خواهند، گشایش در زندگى مى‌خواهند، استغناى طبع مى‌خواهند، صفات و خُلق حسنه مى‌خواهند؛ هرچه مى‌خواهند، براى خودشان و براى دیگران برمى‌دارند.

براى این‌که انسان بتواند وقتى وارد این تالار شد، چشمش باز باشد، غافل نشود، دچار گیجى و گولى نشود که سرش را بیندازد پایین و از این در وارد شود و از آن در بیرون برود؛ نگاهى به دوروبر کند و استفاده‌یى ببرد و براى این‌که این آمادگى در من و شما پیدا شود، این ماه رجب و شعبان را قرار داده‌اند؛ رجب یک‌جور، شعبان یک‌جور دیگر. رجب، بیشتر ماه نماز است؛ شعبان، بیشتر ماه دعا و روزه است؛ این مناجات شعبانیه را ببینید. من یک وقتى از امام (رضوان‌اللَّه‌علیه) پرسیدم در این دعاهاى مأثورى که وجود دارد، شما کدام دعا را بیشتر از همه خوشتان مى‌آید و دوست دارید. فرمودند: دعاى کمیل و مناجات شعبانیه. اتفاقاً هر دو دعا هم مال ماه شعبان است؛ دعاى کمیل که مى‌دانید اصلاً ورود اصلى‌اش مال شب نیمه‌ى شعبان است، مناجات شعبانیه هم که از ائمه نقل شده، متعلق به ماه شعبان است. لحن این دو دعا به هم نزدیک است؛ هر دو عاشقانه است. در مناجات شعبانیه: «و ان ادخلتنى النّار اعملت اهلها انّى احبّک»؛ جهنم هم که من را ببرى، فریاد مى‌کشم تو را دوست دارم. و در دعاى کمیل: «لان ترکتنى ناطقا لاضجّن الیک بین اهلها ضجیج الاملین و لاصرخنّ الیک صراخ المستصرخین و لابکینّ بکاء الفاقدین»؛ اگر به من در جهنم اجازه بدهى و نطق را از من نگیرى، فریاد مى‌کشم؛ فریادِ امیدواران، فریادِ دلدادگان و فریادِ دلباختگان را.

باید با اینها مأنوس بشویم و قدرى دلمان را نرم کنیم. این دل چیز عجیبى است؛ گاهى اوقات به وسیله‌یى که انسان را به اوج آسمانها و اوج معنویت مى‌برد، تبدیل مى‌شود؛ گاهى هم بعکس، به سنگ سنگینى تبدیل مى‌شود که بسته شده به پاى انسان و انسان را تا اعماق آب، تا اعماق دره فرو مى‌برد؛ غرق مى‌کند؛ پدر انسان را درمى‌آورد. اگر دل را به پول و به شهوت جنسى و به مقام و به این چیزها دادید، این همان سنگ سنگین است؛ دل دیگر نیست. در آن صورت:

ده بود آن، نه دل که اندر وى
گاو و خر بینى و ضیاع و عقار

آن دلى که انسان در آن عشق اتومبیل فلان‌جور دارد، آن دل نیست، گاراژ است! بنگاه معاملاتى است! آن دلى که همه‌اش در آن میل جنسى موج مى‌زند، دیگر دل نیست، آن عشرتخانه است. شاعر، آن زمان که ضیاع و عقار و زمین و ملک و گاو و خر در زندگى نقش داشته، از اینها نام برده و مى‌گوید دلى که اینها در آن باشد، آن‌جا طویله است! ده است! دل، نیست؛ دل جاى خداست؛ جاى نور است.

 

 

[ چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ٩:۱٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

یک سری عکس از عارف کامل حضرت آیت الله العظمی خوشوقت به دستم رسیده ان شاالله همه را به نمایش در میارم

[ چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ٤:٠٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

مرحوم آیت الله العظمی بهجت :

 

ما باید اهل محاسبه باشیم، هر چند اهل توبه نباشیم و تدارک نکنیم، خود محاسبه مطلوب است. اگر بدانیم فلان روز حسینى ـ علیه‏ السّلام ـ و فلان روز یزیدى هستیم، بهتر از این است که اصلاً ندانیم یزیدى هستیم یا حسینى.
سرانجام ممکن است روزى به خود بیاییم و بخواهیم تدارک کنیم. با توجه به عیوب خویش و اصلاح آن‏ها، فرصت رسیدگى به حساب هر روز خود را نداریم، چه رسد به حساب مردم!

 

«أَفْضَلُ النّاسِ مَنْ شَغَلَتْهُ مَعایِبُهُ عَنْ عُیُوبِ النّاسِ.»(1) برترین مردم کسى است که پرداختن به عیوب خود، او را از توجّه به عیوب مردم باز دارد. به فکر خود باشیم، خود را اصلاح کنیم. اگر به خود نرسیدیم و خود را اصلاح نکردیم، نمى‏توانیم دیگران را اصلاح کنیم.

1. مستدرک الوسائل، ج 11، ص 315؛ غررالحکم، ص 234.

[ پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ٩:۱٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

آیت الله العظمی بهجت قدس سره :

 

« ما باید امضا و تعهّد بدهیم و موافقت دسته جمعى کنیم که امام غائب ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ را در عمل به دستورات دینى یارى و نصرت کنیم و نقض عهد و پیمان شکنى نکنیم، تا او از پس پرده بیرون بیاید

[ پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ٩:۱۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

خیلی خوب است که انسان دارویی پیدا کند که بشود با آن همه امراض روحی را معالجه کرد. هر چه زحمت داشته باشد می‌ارزد. آن دارو این است که انسان خوب فکر کند و بیندیشد و یقین پیدا کند که ما هر چه داریم از خداست. هر چه در دست ماست عاریه است. به زبان ساده عوامانه بداند که ارث پدری نیست، نعمت خداست. هر چه خوبی دید نعمت خداست هر چه کار خوب از دست‌مان بربیاید توفیق خداست. اگر توانستیم از گناهی مصون بمانیم، باز توفیق خداست که بر شیطان غالب شدیم، اما اگر جایی زورمان نرسیده، لغزیده‌ایم و مغلوب شده‌ایم، از ماست. اگر انسان این را باور کند، همه گرفتاری‌های روحی حل می‌شود.

 

علامه مصباح یزدی

 

 

[ پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ٩:۱٠ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

 روزه فقط امساک از اکل و شرب نیست، بلکه شرائطی دیگر هم همراه آن است، تعهد و مسؤولیتهای انسان در برابر روزه، این فریضه الهی زیاد است.

 روزه چهار گروه مقبول نیست

حضرت صادق ( علیه‏السلام) فرمود: لا صیام لمن عصی الامام، و لا صیام لعبد آبق حتی یرجع، و لا صیام لامراة ناشزة حتی تتوب، و لا صیام لولد عاق حتی یبر، (1) روزه نیست‏برای کسی که امام و پیشوای خود را نافرمانی کند و از او اطاعت ننماید، و صحیح نیست روزه عبد فراری، تا مراجعت کند و به خدمت ‏باز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمی‏باشد تا توبه کند و در اختیار همسرش قرار گیرد و همچنین روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمی‏گیرد، و روزه به حساب نمی‏آید، بلی یکی از ابعاد سیاسی این حدیث‏شریف، اطاعت و فرمانبری پیروان و رهروان مسلمان از راهبر و پیشوای مذهبی است. که امروز این واقعیت در حق رهبر کبیر انقلاب که این کشتی عظیم انقلاب را ناخدا است، و با امواج خروشان و سهمگین دریای پهناور گیتی در نبرد است.

تحقق پیدا کرده است. که بر ما تمامی اقشار ملت از روحانی و کارمند و کشاورز و کارگر و دیگر طبقات مردم واجب و فرض است که گوش به فرمان این رهبر بزرگ که خداوند بر ما منت نهاده باشیم، و از رهنمودهای پیامبر گونه‏اش اطاعت نمائیم و از هر گونه انتقاد غیر صحیح و اعتراضات نابجا که باعث تضعیف انقلاب و مقام رهبری است.

بپرهیزیم، و پر واضح است، که مخالفت‏با مقام رهبری و ولایت فقیه، مخالفت صریح با مقام والای امام زمان (ارواحناله الفداء) می‏باشد، و مخالفت‏با امام زمان ( علیه‏السلام) ، روزه و سایر عبادات مقبول حضرت حق تعالی نبوده و صحیح نمی‏باشد.

 فاطمه (ع) در آداب صائم سخن می‏گوید

حضرت فاطمه (علیها السلام) سیده نسوان عالم در آداب روزه‏دار می‏فرماید: عن جعفر بن محمد عن آبائه عن فاطمه (علیهم السلام) : «انها قالت: ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه‏» (2).

جعفر بن محمد (علیهما السلام) از آباء گرامش از فاطمه دخت گرام رسول الله (صلی الله علیهم اجمعین) روایت می‏نماید: که حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: صائم با روزه خویش کاری نکرده (یعنی حق روزه را ادا نکرده) هر گاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه که بر آنها حرام است) حفظ نکرده باشد.

یعنی روزه یک مسمای واقعی از حفظ شکم از کل خوردنیها و نوشیدنیها و مبطلات دیگر و خلاصه‏ای از اجتناب از گناهان و معصیت‏خداوند می‏باشد، زیرا روزه‏دار بدون پرهیز از تمامی محرمات روزه واقعی را در خویش تحقق نبخشیده است.
 پنج ‏خصلت موجب افطار روزه و بطلان وضوء

اگر چه امروز فقهای عالی مقام این موارد را مبطل روزه و وضوء نمی‏دانند زیرا کمتر کسی است در زمان ما و فرهنگ طاغوت زده و غرب زده ما از این اوصاف رذیله بپرهیزد، آن خصال پنج‏گانه از بیان پیامبر گرامی اسلام چنین است: «خمس خصال یفطرن الصائم، و ینقضن الوضوء الکذب، و الغیبة و النمیمة، و النظر بشهوة، و الیمین الکاذبة‏» (3)

پنج صفت است که روزه را باطل و وضوء را می‏شکند، دروغ و غیبت و سخن چینی و نظر شهوت انگیز، و قسم دروغ.

این اوصاف ذمیمه براستی اثر معنوی و روحانی روزه و وضوء که یک عبادت است در اسلام خنثی می‏کند، و اجر و ثواب روزه و وضوء را نابود می‏نماید.

کیفیت روزه داری از صحف ادریس علیه‏السلام

در صحف ادریس ( علیه‏السلام) است:

«اذا دخلتم فی الصیام فطهروا نفوسکم من کل دنس و نجس و صومو الله بقلوب خالصة صافیة منزهة عن الافکار السیئة و الهواجس المنکرة فان الله سیحبس القلوب اللطخة و النیات المدخولة و مع صیام افواهکم من الماکل، فلتصم جوارحکم من الماعم فان الله لا یرضی منکم ان تصوموا من المطاعم فقط لکن من المناکیر کلها و الفواحش باسرها» (4)

حضرت ادریس پیامبر ( علیه‏السلام) در صحف خویش فرمود: هر گاه وارد ماه صیام شدید، پس خویشتن را از هر پلیدی و ناپاکی پاک سازید، (درون خود را برای پذیرش عبادت ویژه خداوند پاکسازی نمائید) و روزه بگیرید برای خداوند با قلبی خالص و نورانی و پاک از فکرهای بد، و صداهای نامفهوم و بی‏معنی و زشت، زیرا خداوند حبس می‏نماید دلهای ناپاک و نیتهای غیر خالص شما را و دهنهای شما نباید فقط با امساک از خوردنیها صائم و روزه‏دار باشد. بلکه باید جوارح شما از گناهان نیز روزه باشد (یعنی اعضاء شما هم باید از معصیت‏خدا امساک نماید) و همانا خداوند راضی نمی‏گردد و خشنود نمی‏شود از شما به اینکه فقط از خوردنیها پرهیز کنید، بلکه از کل منکرات و زشتیها باید پرهیز نمائید تا آنجا که تغییر حالت پیدا کنید.

اثرات منفی غیبت و نمامی در روزه

امام رضا علیه‏السلام فرمود:

«اجتنبوا الغیبة غیبة المؤمن، و احذروا النمیمة، فانهما یفطران الصائم و لا غیبة الفاجر و شارب الخمر و اللاعب بالشطرنج و القمار» (5)

از غیبت مؤمن اجتناب کنید، و از نمامی بپرهیزید، براستی که غیبت و نمامی روزه صائم را باطل می‏نماید، (و اثرات و ثواب روزه را زایل می‏گرداند) ، ولی از فاجر و شارب الخمر و شطرنج‏باز و قمار باز غیبتی نیست، (یعنی آنان از خود هتک حرمت نموده‏اند، و آبرو از خویش برده‏اند) .

و اما اینکه جدا غیبت و نمامی روزه را باطل می‏نماید روزه کتیری از روزه‏داران باطل است ولی فقها فتوی به بطلان نداده‏اند.

روزه حجاب زبان و گوش و چشم از گناه است

از فقه الرضا ( علیه‏السلام) روایت‏شده که حضرت رضا ( علیه‏السلام) در رابطه با شرائط روزه و روزه‏داری چنین فرمود:

«و اعلم یرحمک الله ان الصوم حجاب ضربه الله عز و جل علی الالسن و الاسماع و الابصار و سائر الجوارح لما له فی عادة من شره و طهارة تلک الحقیقة حتی یستربه من النار، و قد جعل الله علی کل جارحة حقا للصیام فمن ادی حقها کان صائما و من ترک شیئا منها نقص من فضل صومه بحسب ما ترک منها» (6).

بدان (ای روزه‏دار) خدای رحمتت کند، که براستی روزه ستر و حجابی است، که خداوند او را بر زبانها و گوشها و چشمها و سائر جوارح زده است، هر گاه معتاد بر زشتیها و شر و فساد باشند، (چون زبان و گوش و چشم و سایر جوارح هر گاه تحت کنترل دقیق ایمان و دین شخص باشند، از شر آنان کاملا در امان می‏باشد) که طهارت (و حجاب صوم) بر اسماع و ابصار و غیره، او را از آتش جهنم می‏پوشاند و حجابی محکم از آتش برای او خواهند شد.

به تحقیق خداوند بر هر «آدم‏» خسته‏ای برای روزه گرفتن حقی مقرر فرموده است، پس اگر آن حق را اداء کند (و به خوبی حق روزه‏داری را به جای آورد) هر آینه صائم و روزه‏دار است، (یعنی به جای آورده حق روزه را) و هر کس بعضی از آن شرایط را ترک نموده، از فضیلت و ثواب روزه‏اش به قدر و بحسب آنچه ترک کرده کاسته است.

شاعر پارسی زبان چه نیکو گفت:

گوش بگشا لب فروبند از مقال

هفته هفته، ماه ماه و سال سال

صمت عادت کن که از یک گفتنک

می‏شود ذو النار این تحت الحنک

از یک سخن ناروا بر اثر پر گوئی، تحت الحنک مقدس به فضاحت ذو النار (کراوات) در می‏آید که حقا با مسما است‏یعنی صاحب آتش می‏شود.

از زنی که با زبان شوهرش را بیازارد هیچ عبادتی قبول نخواهد شد

از منهیات رسول گرامی خدا (صلی الله علیه و آله) می‏خوانیم:


«ایما امراة آذت زوجها بلسانها لم یقبل الله عز و جل منها صرفا، و لا عدلا، و لا حسنة من عملها حتی ترضیه، و ان صامت نهارها، و قامت لیلها، و اعتقت الرقاب، و حملت علی جیاد الخیل فی سبیل الله و کانت فی اول من یرد النار، و کذلک الرجل اذا کان لها ظالما» (7)

فرمود: هر زنی که شوی خویش را به زبان بیازارد، خداوند هیچ عمل و حسنه‏ای را از او قبول نکند، تا شوهر را راضی سازد، اگر چه در تمامی روزهای عمرش روزه باشد، و تمامی شبهای زندگیش را به نماز ایستاده باشد، و تمامی بندگان را آزاد سازد، و همیشه ملازم گردن اسبان (که حاکی از جهاد دائمی است) در راه خدا بوده باشد، اول کسی است که وارد آتش جهنم خواهد شد، و نیز اینچنین است اگر مرد به زوجه خویش ظلم نماید، (یعنی همه این عذابها برای آن مرد نیز جاری خواهد بود. )

از آنجائی که روزه، دانشگاه اخلاق و تزکیه نفس و وسیله خود سازیست، لذا روزه‏دار باید در این دانشگاه از کلیه آداب و برنامه‏های تربیتی برخوردار، و در قیقت‏خود باید یک معلم اخلاق بوده و بر اعضاء و جوارح خویش تسلط کامل داشته باشد.

چشم و گوش و زبان و. . . تو هم باید روزه باشند

در اینجا معلم واقعی اخلاق و پیشوای ششم حضرت جعفر بن محمد (علیهما السلام) می‏فرماید:

«اذا صمت فلیصم سمعک، و بصرک، و شعرک، و عدد اشیاء غیر هذا، و قال: لا یکونن یوم صومک کیوم فطرک‏» (8) آنگاه که روزه هستی، پس باید گوش و چشم و موی تو در حال امساک باشند (از گناهان و هر نوع معاصی که از آنها خواسته است پرهیز نمایند) امام چیزهای دیگری غیر از آنچه را نامبرده شمرد و سپس فرمود:

 البته نباید روز، روزه‏داریت همانند روز افطارت باشد. (یعنی این قدر آثار تربیتی روزه‏ات زود گذر نباشد، که هیچ گونه تفاوتی با روزهای قبل و بعد از روزه‏ات، جز امساک از خوردنیها و آشامیدنیها، نداشته باشی) .

در اینجا بی مناسبت نیست که از مفاد این شعر استفاده کنیم.

گوش تواند که همه عمر وی

نشنود آواز و دف و چنگ و نی

دیده شکیبد ز تماشای باغ

بی گل و نسرین بسر آرد دماغ

گر نبود بالش آکنده پر

خواب توان کرد حجر زیر سر

ور نبود دلبر همخوابه پیش

دست توان کرد در آغوش خویش

این شکم خیره سر پیچ پیچ

صبر ندارد که بسازد به هیچ

بنیان گزار اسلام حضرت ختمی مرتبت فرمود:

«ما من عبد صائم یشتم فیقول: انی صائم، سلام علیک لا اشتمک کما تشتمنی الا قال الرب تعالی استجار عبدی بالصوم من شر عبدی قد آجرته النار» (9)

نیست (بنده) روزه‏داری که مورد شماتت و ملامت قرار گیرد، و او به ملامت کننده بگوید: من روزه هستم سلام بر تو و من شماتت نمی‏کنم، آنچنان که تو شماتت می‏کنی، همچنان که خداوند تعالی می‏فرماید: پناهندگی جست‏بنده من به روزه از شر دیگر بنده من، به راستی پناه دادم او را از آتش جهنم و این کلاس تربیتی روزه است که آدمی را تربیت می‏نماید.

حقوقی که روزه از یک مسلمان دارد

در رساله حقوق، امام سجاد علیه‏السلام حقوق افعالی را برای انسان می‏شمرد، وقتی به روزه می‏رسد و حقی که روزه، این فریضه الهی از انسان متعهد و مسؤول دارد، اینگونه بیان می‏فرماید:

«و اما حق الصوم فان تعلم انه حجاب ضربه الله علی لسانک و سمعک و بصرک و فرجک و بطنک لیسترک به من النار. و هکذا جاء فی الحدیث: «الصوم جنة من النار» فان سکنت اطرافک فی حجبتها رجوت ان تکون محجوبا و ان انت ترکتها تضطرب فی حجابها و ترفع جنبات الحجاب فتطلع الی ما لیس لها بالنظرة الداعیة للشهوة و القوة الخارجة عن حد التقیة لله لم تامن ان تخرق الحجاب و تخرج منه، و لا قوة الا بالله‏» (10)

اما حق روزه آن است که بدانی این پرده‏ای است که خداوند در برابر زبان، گوش، چشم، فرج، و شکمت آویخته تا تو را از آتش بپوشاند، چنان که در حدیث آمده «روزه سپر آتش است‏» ، اگر اعضای خود را در پس این پرده نگاه داری (و آنها را از گناه حفظ کنی) امید است (از عذاب) محجوب و محفوظ باشی و اگر اعضاء پشت پرده آرام نگیرد، و گوشه و کنار آن بالا رود، و عضوها برای تجاوز از حدود سرکشد، چشم نگاه شهوت انگیز کند، نیروها که باید برای حفظ بدن بکار رود به راه دیگر مصرف شود، ممکن است، پرده پاره گشته بدن بیرون افتد (و طعمه آتش گردد) و لا قوة الا بالله، بلی روزه صحیح، سند شرافت، و معیار هوش، و نیروی اراده انسان است، از این جهت می‏توان کند ذهنی و ضعف اراده را متضاد با روزه دانست.

روزه‏ داران به سه درجه تقسیم می‏گردند

در آداب و شرائط روزه و صائمین و نحوه روزه‏داری مرحوم فیض کاشانی رحمة الله علیه در کتاب محجة البیضاء خویش تقسیماتی قائل است و روزه آنان را به سه درجه تقسیم نموده است.

1- صوم العموم

2- صوم الخصوص

3- صوم خصوص الخصوص


اما صوم العموم، و آن نگهداشتن شکم و فرج از حرام و شهوات نامشروع می‏باشد که آن امساک از تمامی خوردنیها و آشامیدنی‏ها و مفطرات دیگر است که از اذان صبح تا اذان مغرب کل چیزهائی که روزه را باطل می‏نماید اجتناب نموده، و روزه خویش را باطل نمی‏گرداند.

و اما صوم الخصوص، و آن نگهداشتن گوش و چشم و زبان و دست و پا و سایر جوارح از کل معاصی و گناهان است، در اینجا مرحوم فیض تکیه به روایاتی می‏فرمایند که ما در بخشهای خود آورده‏ایم و به طور اشاره متذکر می‏گردیم:
 

شرائط روزه‏دار از زبان امام صادق (ع)

اول بستن چشم و حفظ کردن آن از نگریستن طولانی به سوی هر چیزی که نهی یا مکروه شده.

امام صادق ( علیه‏السلام) فرمود: وقتی که روزه هستی باید گوش و چشم و مو و پوست و دیگر اعضای بدنت روزه باشند، یعنی از گناهانی که بر آن اعضاء حرام شده اجتناب نمایند و حتی چیزی که قلب را به خود مشغول می‏نماید و از ذکر خدا غافل می‏سازد، باید پرهیز کرد.

و یا در حدیث دیگر امام می‏فرماید: نباید روز روزه‏داریت‏با روز فطرت مساوی و برابر باشد، که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‏فرماید: نگاه تیر مسمومی از تیرهای ابلیس است، پس کسی که از لذت آن نگاه بگذرد، برای ترس از خدا، خداوند ایمانی به او مرحمت‏خواهد فرمود، که حلاوتش را در قلب خویش احساس نماید.

دوم حفظ زبان از هذیان، دروغ، و غیره است. مراء و جدال را رها کن، و خادم خویش را رنج نده و در حال روزه، با وقار و حلیم باش، که هرزگی و هرزه گوئی تو را در حال روزه به جهال و یاوه گویان ملحق نسازد، که پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنید از زنی که بجاریه خویش فحش و ناسزا می‏گفت، در حالی که روزه‏دار هم بود، حضرت برای او دستور فرمود طعامی بیاورند، فرمود به آن زن که بخور، عرض کرد یا رسول الله من روزه دارم حضرت فرمود چگونه روزه‏داری و حال آنکه به جاریه‏ات نسبت ناسزا می‏دهی و فحاشی می‏کنی، و به راستی روزه فقط امساک از طعام و شراب نیست.

داستان دو زن روزه‏دار که غیبت مردم می‏کردند

روایت‏شده دو زن در عهد پیامبر (صلی الله علیه و آله) روزه‏دار بودند، در آخر روز حالشان از شدت گرسنگی و تشنگی وخیم شد و نزدیک بود که تلف گردند، پس فرستادند کسی را پیش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که تا از آن حضرت اذن افطار بگیرند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) ظرفی را فرستاد برای آن زنان، فرمود: به ایشان بگو که در داخل این ظرف قی کنید آنچه که خوردید، پس یکی از آندو قی کرد نیمی از آن ظرف را از لخته‏های خون و گوشت‏خالص پر کرد، و آن دیگری نیز با قی و استفراق خویش بقیه ظرف را پر نمود، مردم از این ماجرا به شگفت درآمدند و تعجب کردند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: این دو زن از آنچه که بر آنها حلال بود امساک نمودند، و بر آنچه که بر آنان حرام بود روزه خویش را باطل نمودند، به این صورت که نشستند در کنار هم دیگر، از مردم غیبت کردند، و این است آنچه که پشت‏سر مردم گفتند که در این ظرف است، از گوشتهای آنان.

سوم- نگهداری گوش از شنیدن هر مکروهی، زیرا هر چیزی گفتنش حرام است، شنیدن و گوش فرا دادن به او نیز حرام است، و لذا به پیشگاه خداوند گناه شنونده دروغ و خورنده حرام یکسان است، که خداوند در قرآن می‏فرماید:

سماعون للکذب اکالون للسحت (11)

چهارم- نگهداشتن بقیه اعضاء و جوارح بدن است از قبیل دست و پا از مکاره و نگهداری شکم از شبهات و غذاهائی که مشتبه است در وقت افطار، پس معنی ندارد که صائم از غذای حلال پرهیز کند، سپس با فعل حرام افطار نماید روزه خویش را (با دروغ و نمامی و غیبت) پس مثال این صائم همانند کسی است که در یک شهر قصری بسازد و آنگاه شهر را خراب کند، که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: چه بسا روزه‏داری است که از روزه‏اش جز گرسنگی و تشنگی چیزی عایدش نمی‏گردد.

پنجم- از غذای حلال وقت افطار آن قدر نخورد که معده پر شود که هیچ ظرفی مبغوضتر به پیشگاه خداوند از شکم پری نیست که از غذای حلال پر شده باشد، که در نتیجه قدرت هیچ گونه عبادتی و بهره برداری از شبهای پر فیض ماه رمضان نداشته باشد، و ثانیا این عمل با روزه‏داری و دستورات روحانی و معنوی روزه و اثرات آن منافات دارد.

ششم- اینکه قلبش بعد از افطار مضطرب و معلق بین خوف و رجا باشد، زیرا نمی‏داند که آیا روزه‏اش مقبول حضرت حق قرار گرفته یا خیر، آیا با قبولی روزه‏اش جزء مقربین است‏یا با عدم قبولی روزه جزء آنهائی که مشمول خشم خداوند هستند می‏باشد، پس این است معنی واقعی و باطنی روزه، که این نوع روزه در رتبه انبیاء و اولیاء گرامی خدا خواهد بود. (12)

پی‏ نوشت‏ها:

1- وقایع الایام خیابانی، ص 432.

2- بحار الانوار، ج 96، ص 295.

3- نهج الفصاحه، حدیث 1459.

4- نقل از وقایع الایام خیابانی، ص 431.

5- فقه الرضا ( علیه‏السلام) .

6- مستدرک الوسائل، نقل از وقایع الایام خیابانی، ص 432.

7- مکارم الاخلاق، ج 2، ص 368.

8- وافی ج 7، ص 33.

9- ماه مبارک رمضان، ص 173.

10- تحف العقول، رساله حقوق امام سجاد ( علیه‏السلام) ص 295.

11- سوره مائده، آیه 42.

12- از کتاب شریف محجة البیضاء، ج 2، ص 130

منابع مقاله:
روزه درمان بیماری‏های روح و جسم، موسوی راد لاهیجی،سید حسین؛

 

[ پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ٧:٥٠ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجموعه ای از پرسشهایی که همیشه در ذهنم بوده و وقت زیادی را برای پیدا کردن آنها صرف کردم و اکنون بدون اتلاف وقت در اختیار شماست .
موضوعات وب
امکانات وب
...... .....