جام صبوح
صلی الله علیک یا حسن بن علی ایها المجتبی ( علیه السلام) 
قالب وبلاگ

حضرت زهرا ـ‌سلام الله علیها‌ـ چون مى‏دید نهالی که پیغمبر(ص) غرس کرده بود، در معرض خطر است، وارد عمل شد و درصدد برآمد تا براى مردم اثبات کند، کسى را که به عنوان جانشین پیامبر انتخاب کرده‌اند صلاحیت این کار را ندارد و با این هدف، مسأله فدک را مطرح کرد تا به مردم نشان دهد کسی که توانایی حل این مسأله ساده را ندارد، صلاحیت پاسداری از دین و هدایت جامعه اسلامی را نیز ندارد.

 

منبع

[ شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

در مورد رجعت ٢ آیه صریح وجود دارد . در این نوشتار به دو آیه فوق اشاره شده و در ضمن تعدادی از کتب هم ذکر شده که علاقه مندان می توانند با مطالعه آن در این مورد بیشتر تحقیق کنند.

 

 

 


ادامه مطلب
[ جمعه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

·         گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین حسن طارمی

اشاره:


حجّت‌الاسلام و المسلمین طارمی معاون علمی بنیاد دایر
ه المعارف اسلامی(دانشنامه جهان اسلام) و از پژوهشگران فعال حوزه دین است. نگارش و انتشار کتاب درباره رجعت به قلم ایشان، که تا کنون بارها نیز تجدید چاپ گردیده بهانه‌ای شد تا گفت‌وگویی با این محقق ارجمند در همین موضوع ترتیب دهیم. امید که مقبول طبع شما قرار بگیرد.

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ جمعه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 انسان موجودی است که جز با زندگی اجتماعی نمی تواند دوران عمر را سپری کند و طبیعی است که در زندگی اجتماعی، نسبت به دیگران تکالیفی داشته باشد و دیگران نیز حقوقی بر او داشته باشند. به مجموع این ارتباط و حقوق و تکالیف متقابل، آداب معاشرت اجتماعی می گویند.

اسلام در بعد زندگی اجتماعی تاکید زیادی بر رعایت آداب معاشرت اجتماعی دارد و جامعه انسانی را موظف می کند که حقوق یکدیگر را رعایت کنن.

یکی از آداب معاشرت اجتماعی عیادت کردن از بیمار است. این موضوع از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است تا آنجا که در روایتی چنین آمده است که:

خداوند در روز قیامت به بنده اش می گوید:«چرا هنگامی که بیمار شدم به عیادت نیامدی؟!» آن بنده اظهار می کند و می‌گوید« خداوندا تو منزهی از اینکه بیمار شوی»، و خداوند می فرماید «بنده مؤمنم بیمار شد و تو از او عیادت نکردی. اگر به دیدار او می رفتی مرا آنجا می‌یافتی.»

 

پس می توان ادعا کرد که عیادت مؤمن مریض، زیارت خداوند است. عیادت کننده هم حقی بر عهده بیمار پیدا می کند و بیمار باید از او تشکر و سپاس گزاری کند.

به طور کلی ضابطه و معیار برخورد انسان با دیگران همان است که امیرالمؤمنین علیه السلام به فرزندش امام مجتبی علیه السلام می‌فرماید: ای پسرم، خودت را میزان قرار بده. یعنی آنچه را برای دیگران می‌پسندی برای خودت بپسند و آنچه را برای دیگران ناخوش می داری برای خودت نیز ناروا و ناشایسته بدار.»

 

    * حضرت علی ـ علیه السّلام ـ از قول رسول خدا ـ صل الله علیه و آله و سلم ـ نقل می کند که آن حضرت فرمود: «للمسلم علی اخیه ثلاثون حقّاً لا برائة له منها الّا بالاداء اَوِ العفو یغفر زلّتَهُ و یرحم عبرته... و یعود مرضته... .» هر مسلمانی نسبت به مسلمان دیگر سی حق دارد که باید آنها را انجام دهد و از این حقوق رهایی نخواهد یافت جز اینکه آنها را ادا کند و یا آنکه برادر مسلمانش از او درگذرد... و از جمله آنها این است که هنگام بیماری از او دیدن کند... .

 

 

    * در حدیث دیگری می خوانیم که معلّی بن خنیس می گوید: به امام صادق ـ علیه السّلام ـ عرض کردم: حق مسلمان بر مسلمان چیست؟ فرمود: برای او هفت حق است که همه آنها بر عهده برادرش واجب است و اگر چیزی از آن حقوق را ضایع کند و وظیفهاش را انجام ندهد از ولایت و اطاعت خدا بیرون رفته و از بندگی خدا بهره ای نبرده است. عرض کردم: قربانت گردم، آن حقوق کدام است؟ فرمود: ای معلّی! من بر تو نگرانم؛ می ترسم این حقوق را ضایع کنی و مراعات ننمایی، بدانی و عمل نکنی. عرض کردم: نیرویی جز از خدا نیست (امید آن دارم که با کمک خداوند بتوانم به وظیفه ام عمل کنم. امام صادق ـ علیه السّلام ـ در این روایت هفت حق را برای او برشمرد و) فرمود: آسانترین آن حقوق این است که آنچه برای خود دوست داری برای او هم دوست داشته باشی و آنچه برای خود نمی پسندی برای او نیز نپسندی... و حق هفتم آن است که قَسمش را ادا کنی (یعنی حقّی (کفّاره) که به وسیله قسم بر عهده او قرار گرفته است ادا نمایی) و دعوتش را بپذیری و در هنگام بیماری از او عیادت کنی.

 

 

    * همچنین در حدیث دیگری آمده است که امام صادق ـ علیه السّلام ـ از پدران بزرگوار خود نقل کرده است که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود:«للمؤمن علی المؤمن سبعة حقوق واجبة من الله عزَّوجلّ... و ان یعوده فی مرضه.» مؤمن نسبت به مؤمن هفت حق دارد که باید ادا کند... و یکی از آنها دیدار او در حال بیماری است.

 

 

    * از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ نقل شده است که فرمود:

 

«من حقّ المسلم علی المسلم اذا لقیه ان یسلم علیه و اذا مرض ان یعوده و اذا مات ان یشیّع جنازته.» حق مسلمان بر مسلمان آن است که وقتی او را ببیند سلام کند و چون بیمار شود از او عیادت نماید و هنگامی که بمیرد جنازه اش را تشییع کند.

 

ثواب عیادت بیمار

 

درباره ثواب عیادت بیمار نیز روایاتی رسیده است که به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می کنیم. *امام هشتم ـ علیه السّلام ـ فرمود: «ایّما مؤمن عاد اخاه فی مرضه فان کان حین یصبح شیَّعه سبعون الف ملک فاذا قعد عنده غَمَرَتْه الرّحمة و استغفروا له حتّی یمسی و ان کان مساء کان له مثل ذلک حتّی یصبح.» هر مؤمنی که مؤمنی را در بیماری اش عیادت کند، اگر صبح باشد هفتاد هزار ملک او را تشییع (بدرقه و همراهی) کنند و چون نزد او بنشیند رحمت (خدا) او را فرا گیرد و تا شب برای او استغفار کنند، و اگر شب باشد همین اجر تا صبح برای او خواهد بود.

 

    * در حدیث دیگری می خوانیم که رسول گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود:«ایّما مؤمن عاد مریضاً خاض فی الرّحمة فاذا قعد عنده استنقع فیها فإذا عاده غدوة صلّی علیه سبعون الف ملک الی ان یمسی و ان عاده عشیّة صلّی علیه سبعون الف ملک حتّی یصبح.» هر مؤمنی که به دیدار بیماری برود در رحمت خدا وارد می شود و زمانی که نزد آن بیمار بنشیند در رحمت خدا فرو می رود. اگر صبحگاهان به عیادت او برود هفتاد هزار فرشته تا شام او را دعا می کنند و اگر شامگاهان از وی عیادت کند تا صبح هفتاد هزار فرشته به او دعا می کنند.

 

    * در روایت دیگری از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ آمده است که فرمود: «اذا عاد الرّجل اخاه المسلم مشی فی خرافة الجنّة حتّی یجلس فاذا جلس غمرته الرّحمة فان کان غدوة صلّی علیه سبعون الف ملک حتّی یصبح.» شخصی که به عیادت برادر مسلمان خود می رود در میان میوه های چیده شده بهشتی راه می رود و هنگامی که نزد بیمار بنشیند رحمت خدا او را فرا می گیرد. اگر صبح به دیدن او برود تا روز دیگر هفتاد هزار فرشته بر او دعا می کنند.

 

    * مرحوم سیّد رضی نیز در این باره روایتی از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ نقل می کند که فرمود:«من عاد مریضاً لم یزل یخوض الرّحمة حتّی یجلس فاذا جلس اغتمس فیها.» کسی که به عیادت بیمار می رود همیشه در میان رحمت الهی راه می رود تا بنشیند، آنگاه که نزد بیمار نشست غرق در رحمت خدا می گردد.

 

عیادت بیمار وسیله روا شدن حاجت

 

از برخی روایات استفاده می شود که دعا بر بالین بیمار به اجابت نزدیکتر است زیرا لطف و عنایت خاص خداوند به همراه دلهای شکسته است و مؤمن بیمار از این فضیلت برخوردار می باشد:

 

    * پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: روز قیامت خدای عزّوجلّ بنده ای از بندگان خود را ملامت میکند و می فرماید: ای بنده من! چه چیز تو را بازداشت از عیادت من آن هنگام که بیمار شدم (: چرا به عیادت من نیامدی)؟ عرض می کند: خدایا! تو خالق جهانی، درد و ناراحتی و مرض درباره تو معنا ندارد، تو منزّهی از اینکه مریض شوی. می فرماید: برادر مؤمن تو بیمار شد و به عیادتش نرفتی. به عزّت و جلالم سوگند، اگر به دیدنش می رفتی مرا نزد او می یافتی و هر حاجتی داشتی برمی آوردم و این به خاطر احترامی است که بنده مؤمن نزد من دارد و من خدای رحمان و رحیمم.

 

 

دعایی از صحیفه سجادیه

 

و به خاطر اهمیت این وظیفه سنگین و حق واجب است که حضرت سجّاد ـ علیه السّلام ـ آنگاه که همسایگان و دوستان خود را یاد می کند از خدای متعال به استغاثه می خواهد که به آنان توفیق دهد تا از بیماران خود عیادت کنند، آنجا که می گوید:

«اللهمَّ صلّ علی محمّد و اله و تولّنی فی جیرانی و موالیَّ العارفین بحقّنا و المنابذین لاعدائنا بافضل ولایتک و وفّقهم لاقامة سنّتک و الاخذ بمحاسن ادبک فی ارفاق ضعیفهم و سدّ خلّتهم و عیادة مریضهم....»

خداوندا! به روان مقدس محمد و آل محمد رحمت فرست و مرا در ادای حقوق همسایگان و دوستانم که شناسای حق مایند و با دشمنان ما در ستیز هستند به برترین وجه یاری ده و توفیقشان عطا کن تا سنّتهای مقدس تو را بر پای دارند و به آداب پسندیده تربیت شوند و به آنان توفیق ده تا دست حمایت به سوی مستمندان پیش آورند و قوّت خویش را در راه کمک ضعفا به کار برند، به دوستی تیره بختان برخیزند و از بیمارانشان عیادت کنند.

 

آداب عیادت بیمار

 

دیدار بیمار آدابی دارد که هنگام عیادت باید آنها را رعایت کرد و از جمله آن آداب، هدیه است که در این مورد به بیان یک روایت اکتفا می شود:

 

    * بعضی از دوستان امام صادق ـ علیه السّلام ـ به دیدن بیماری می رفتند. در بین راه به امام صادق ـ علیه السّلام ـ برخوردند، فرمود: کجا می روید؟

 

ـ عیادت مریض.

 

ـ آیا برای مریض هدیه ای از قبیل سیب، به، اترج یا مقدار کمی عطریا قطعه ای از عود با خود می برید؟

ـ نه.

ـ مگر نمی دانید هدیه بردن مایه آرامش خاطر بیمار می شود؟

 

    * همچنین رسول گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ درباره بردن هدیه برای بیمار فرمود: «من اطعم مریضاً شهوته اطعمه الله من ثمار الجنّة.» هر کس بیماری را به آنچه که دوست دارد اطعام کند خداوند متعال از میوه های بهشت به او خواهد داد.

 

 

دعا برای بیمار:

 

اینگونه نباید فکر کنیم که دعای ما برای دیگران تاثیری ندارد. از روایات ائمه معصومین بر می آید که دعای انسان در حق دیگری خیلی زود به اجابت می رسد. بنابراین یکی از آداب عیادت بیمار دعا برای اوست.

 

    * رسول گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: «عودوا المرضی و اتّبعوا الجنائز یذکّرکم الاخرة و تدعوا للمریض، فتقول اللّهمّ اشفه بشفائک و داوه بدوائک و عافه من بلائک.» بیماران را عیادت کنید و در تشییع جنازه ها شرکت نمایید که این کار آخرت را به یاد شما می آورد و برای بیمار دعا کنید و بگویید: خدایا! او را به شفای خود شفا مرحمت کن و به دوای خویش مداوا فرما و از بلای خود او را در امان بدار.

 

 

 

منابع:

 

    * بحارالانوار، ج 71

    * مکارم الاخلاق

    * اصول کافی

    * نهج البلاغه

[ جمعه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 درباره‏ى شخصیت ممتاز زهراى اطهر (س)، گفتارها و نوشتارها و اظهارنظرها، چه از دوست و چه از دشمن- به ویژه دشمن دانا و با انصاف- بسیار فراوان است. در جهان اندیشه و علم و پژوهش، وجود ذیجود فاطمه (ع)، محور برخورد آراء و افکار گوناگون گردیده و میدان‏هاى گسترده‏اى را براى قلم‏فرسایى‏هاى پرشور ایجاد کرده است.

نویسنده و شاعر و ادیب مسیحى به نام «سلیمان کتانى» که داراى تألیفات مشهور و موفقى در چهره‏نگارى شخصیتهاى اسلامى است.

براى آشنایى با وى لازم به تذکر است که: چند سال قبل، کتابخانه‏ى عربى اسلامى در نجف اشرف، مسابقه‏اى در میان عموم نویسندگان عرب ترتیب داد، تا درباره‏ى شخصیت والا و ممتاز مولاى متقیان على بن ابیطالب (ع) قلمفرسایى کنند. در آن مسابقه، نویسنده‏ى چیره‏دست لبنانى، و ادیب و شاعر صاحب انصاف نصرانى، آقاى سلیمان کتانى، با نوشتن کتابى تحت عنوان «الإمام على نبراس و متراس» شرکت جست. پس از بررسى تمام کتب و آثار شرکت داده شده در مسابقه، کتاب سلیمان کتانى مقام نخست را به دست آورد و نویسنده مزبور برنده‏ى جایزه‏ى اول شد.

بار دوم، همان کتابخانه، نگارش کتابى را در مورد شخصیت درخشان بانوى بزرگ اسلام، فاطمه زهرا (ع) به مسابقه گذاشت و نویسندگان و محققان و شخصیت‏هاى علمى و ادبى متعددى در این مسابقه شرکت جستند. این بار نیز نویسنده‏ى مسیحى نامبرده با نوشتن کتابى تحت عنوان «فاطمه الزهرا، وترٌ فى غمدٍ» (فاطمه زهرا، زهى در نیام) مقام نخست را به خود اختصاص داد و برنده‏ى جایزه شد.

گرچه در این گزینش‏ها، در مرحله‏ى اول احتمال تشویق کردن یک فرد مسیحى که در عالم مسایل اسلامى به تحقیق و نگارش پرداخته است بى‏وجه نیست. و باز گرچه همین امر، در صورتى که نوشته‏هاى شرکت‏کنندگان در مسابقه در سطح مساوى و برابر قرار داشته باشند، خود مى‏تواند مجوز برنده شدن یک فرد مسیحى در مسابقه باشد، ولى با مطالعه‏ى کتاب مزبور روشن مى‏شود که این حد اطلاعات و آگاهى و این شور و حماسه قابل تحسین است که یک فرد بیگانه و خارج از اسلام، آنچنان از غناى فرهنگى و ادبى و احساسى و عاطفى سرشار باشد که در مورد یک شخصیت اسلامى کتاب بنویسد، و در جمع نویسندگان مسلمان شرکت جوید و عرض وجود کند و تا حدود زیادى هم به حقیقت مطلب برسد. لذا اگر کتاب او حائز مقام اول و برنده‏ى جایزه مى‏گردد، جاى حرفى و بحثى نیست، چرا که شخصیت زهرا اطهر (ع) یک شخصیت جهانى و الهى است که عموم مردم در مورد او حق اظهار نظر و قلمفرسایى دارند، و سخن دوست را، از هر زبان و قلمى که انسان بشنود و بخواند، زیبا و پسندیده است و مصداق «الفضل ما شهدت به الأعداء» خواهد بود. امروزه که شخصیت جمیله بوپاشاها، ایندیرا گاندى‏ها، فلورانس‏ها، الیزابت‏ها و بنت‏الهدى‏ها و نظایر آن در سطح وسیعى از جهان مورد تجزیه و تحلیل قرار مى‏گیرد، آیا جا ندارد که شخصیت فوق‏العاده والاى این بانوى بزرگ اسلامى در عرصه‏ى جهانى مورد معرفى و شناسایى قرار گیرد؟

نویسنده‏ى مورد بحث، درباره‏ى شخصیت زهرا، شعر و حماس به کار مى‏برد، سمفونى احساساتش اوج مى‏گیرد و بهترین شورها و عواطف شاعرانه را نثار او مى‏کند...

او در آغاز کتابش مى‏نویسد: «فاطمه‏ى زهرا (ع) مقامى والاتر از آن دارد که سندهاى تاریخى و روایتى به سوى او اشاره کنند، و گرامى‏تر از آن است که شرح حال گونه‏ها به جانب وى راهنما باشند. فاطمه (علیهاالسلام) را همین چهارچوب کافى است که: وى دختر محمد (ص) و همسر على (ع) و مادر حسن و حسین (ع) و بزرگ بانوى جهان است». (۱) و در پایان کتابش مى‏گوید: «فاطمه، اى دخت مصطفى! اى روشن‏ترین چهره‏اى که زمین را بر روى دو کتف خود بلند کرد، تو جز دو نوبت براى زمین لبخند نزدى: یک بار در سیماى پدر، آن دم که در بستر آرمیده بود و تو را مژده‏ى قرب وصل مى‏داد لبخند زدى. و لبخندى دیگر، بدان هنگام گرداگرد لبان تو مى‏گردید که جان بر لب داشتى و واپسین دم خویش را فروفرستادى... تو همیشه با محبت زیست کردى، تو با پاکى و پاکدامنى زیستى، براى پاکیزه‏ترین مادرى که دو ریحانه زادى و پروردى و بر قامت آن دو جامه‏اى از خز بخشندگى پوشاندى... تو زمین را همراه با لبخندى استهزاآمیز رها کردى و به ابدیت پیوستى، اى دختر پیامبر! اى همسر على! اى مادر حسن و حسین، و اى بزرگ بانوى بانوان همه جهانها و اعصار» (۲)و باز در جاى دیگر مى‏نویسد: «قهرمانى نیرویى نیست که مستند به تن و بازو باشد، یا مستند به تاج و تخت، بلکه قهرمانى چیزى است که منطق عقل، رشد و فهم را به کار گیرد، آنگاه هدف‏ها را تعیین کند و برنامه را ترسیم نماید. و قهرمانى زهرا، چیزى جز این معنى بزرگ نبود. از این رو از هر چه عامل روشنایى دیگران مى‏شد بهره گرفت، بى آنکه بازوان ناتوان و نزار، و پهلوهاى لاغر و نحیف وى در این خواست از مؤثر باشد». (۳)

۱ـ کتاب «فاطمه الزهراء وترٌ فى غمد»، پیشگفتار، ص ۳.

۲ـ ص ۲۰۵ ترجمه‏ى همان کتاب.

۳ـ ص ۲۱۱ همان ترجمه.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی سبطین

 

 

 

[ یکشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجموعه ای از پرسشهایی که همیشه در ذهنم بوده و وقت زیادی را برای پیدا کردن آنها صرف کردم و اکنون بدون اتلاف وقت در اختیار شماست .
موضوعات وب
امکانات وب
...... .....