جام صبوح
صلی الله علیک یا حسن بن علی ایها المجتبی ( علیه السلام) 
قالب وبلاگ

آنچه در پی می آید واکاوی روایت سلسلة الذهب توسط آیت الله مظاهری رییس حوزه علمیه اصفهان است.

 در ایام شهادت امام رضا(سلام الله علیه) مناسب است به روایتی از آن حضرت تمسّک جوییم. طبق نقل مورخان در سفری که حضرت امام رضا(سلام الله علیه) ناگزیر از مدینه به مرو نقل مکان می فرمودند، هنگامی که به نیشابور رسیدند با استقبال فوق العاده بی نظیری از مردم نیشابور و شهرهای اطراف آن متوجه شدند.امام رضا(سلام الله علیه) بر هودجی سوار بودند و چهره مبارک ایشان دیده نمی شد و بر اشتیاق مردم برای دیدار آن حضرت لحظه به لحظه افزوده می گردید.ماموران مامون مهار مرکب را در دست داشتند و به شدّت از نزدیک شدن مردم به حلقه حفاظتی ممانعت می کردند. امّا خیل جمعیت آنان را شگفت زده و مستاصل کرده بود.مردم اصرار داشتند سیمای حضرت را مشاهده کنند و کلامی از ایشان بشنوند. امّا امام تامّل فرمودند تا جمعیت مشتاقان کاملاً در گرداگرد ایشان قرار گرفتند. سپس سر مبارک خود را از هودج بیرون آوردند و جمعیت برای دیدن ایشان سر از پا نمی شناخت. مردم با تماشای چهره نورانی و ملکوتی امام شیفته سیمای معنوی آن امام رحمت شدند. امام با اشاره دست، کم کم مردم را ساکت نمودند. آن خیل جمعیت که برای تماشای بهتر حضرت بر سر انگشتان پا قد می کشیدند همه ساکت شدند و سکوت عجیبی شهر را فرا گرفت. طنین خوش آوای حضرت سکوت را شکست و فرمودند این روایت را من از پدرم موسی بن جعفر و او از پدرشان جعفر بن محمد و جعفربن محمد از پدرش محمد بن علی و او نیز از پدر بزرگوارش ... تا از جدّم رسول الله وجدّم رسول الله از جبرئیل امین و جبرئیل امین از خداوند تبارک و تعالی نقل فرمودند که:

 

«قال الله تبارک و تعالی کلمة لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی»

 

از واژه «قال الله» می توان دریافت که این حدیث از احادیث قدسی است. ویژگی حدیث قدسی در این است که از جانب پروردگار نقل شده است ولی کتاب مُنزل هم نیست. قرآن وحی است و دستورات خاصی برای نزول آن بود. ولی این کلام خداست. و سلسله  ارتباط این حدیث با خداوند به همین شکل است که بیان شد. خداوند کلام خود را به جبرئیل امین و جبرئیل به پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) و آن حضرت به امیرالومنین(سلام الله علیه) و آن حضرت به فرزندشان امام حسن مجتبی(سلام الله علیه) و امام حسن(سلام الله علیه) به برادرشان حضرت امام حسین(سلام الله علیه) فرموده و به همین ترتیب نقل شده تا به حضرت امام رضا(سلام الله علیه) رسیده است. بنابر این از نظر سند استناد محکمی دارد که می فرماید:خداوند تبارک و تعالی فرمود کلمه «لا اله الا الله» دژ محکم من است و هر که در آن وارد شود، دچار عذاب نمی شود. نه در دنیا و نه در آخرت. یعنی کسی که قائل و عامل به «لا اله الا الله» باشد، یک زندگی سالم و حیات طیّبه در دنیا و یک زندگی سالم وحیات طیبه ای در آخرت خواهد داشت.حضرت این کلام را بیان کردند و پرده هودج را انداختند تا با بیانی دیگر مردم را متوجّه نکته مهم تفسیری روایت نمایند و این حرکت و عمل حضرت از نظر فصاحت و بلاغت و تنبیه مخاطب بسیار قابل تامّل است و اهل فضیلت و ادب می دانند این پرده انداختن و بار دیگر با صلوات و درود مردم مهیا شدن برای شنیدن ادامه سخن حضرت چه مفهومی دارد. حضرت مقداری حرکت کردند و بار دیگر پرده را کنار زدند و باز مردم سیمای ایشان را مشاهده کردند و ساکت شدند و پس از آن امام رضا(سلام الله علیه) فرمودند:

 

«بشرطها و شروطها و انا من شروطها»[1]

 

یعنی ای مردم این که فقط «لااله الا الله» بگوئید موجب در امان بودن از عذاب الهی نمی شود. این سخن خداوند شرایط  و مقدّماتی دارد تا این وعده الهی محقّق شود و شرط اساسی آن من هستم. یعنی ولایت یکی از شروط تحقّق این وعده الهی است.چنانکه مرحوم صدوق رضوان الله تعالی علیه در عبون الاخبار الرضا روایت مستقلی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) دارد که آن نیز حدیث قدسی است که می فرماید:

 

«قال الله تبارک وتعالی ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی»[2]

 

یعنی خداوند می فرماید ولایت علی ابن ابیطالب(سلام الله علیه) قلعه و دژ محکم من است. هر کس در این دژ مستحکم وارد شود، از عذاب الهی در امان است و بنابراین هر دو حدیث یعنی هم حدیث منقول از پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) و هم بیان «به شرطها و شروطها» نظر به ولایت دارد. حیات طیبه و زندگی سالم و خالی از عذاب دنیا و آخرت در زیر چتر ولایت این بزرگواران محقّق می شود. بدیهی است کسی که در دژ محکم ایمان به خداوند قرار گیرد، زندگی او به استناد آیه شریفه «من عمل صالحآً من ذکرٍ او انثی و هو مؤمن فلَنُحیینّه حیاتاٌ طیبهً و لنجزینهم اجرهم بأحسن ما کانو یعملون»[3] طیّب می گردد. زیرا انسان مومن اگر مطابق ایمانش عمل کند در دنیا یک حیات طیّب دارد و درآخرت یک طیّب تر.

 

 در خصوص معنی کلمه «لا اله الا الله» سه معنی بیان کرده اند و هر سه معنی هم مراد است. این سه تعبیر و تفسیر «لا اله الا الله» تحت عناوین  توحید ذاتی (یعنی خدایی نیست جز الله) و توحید عبادی (یعنی لا نعبدالا الله) و توحید افعالی (لامؤثر فی الوجود الّا الله) ذکر شده است.

 

ما به هر سه معنی ذکر شده اعتقاد داریم و از نظر اعتقاد هیچ اشکالی به این معانی نمی گیریم . امّا اشکال کار ما در این است که آنچه می دانیم به آن عمل نمی کنیم. مصیبت ما هم در این مسئله است که ما در عمل به این علم در مانده ایم و عالم بی عمل شده ایم.

 

و اشکال اساسی ما در همین مطلب است که خداوند در سوره یوسف بدان اشاره صریح نموده است که:

 

« و ما یؤمن اکثر هم بالله الّا و هم مشرکون »[4] یعنی آنها ایمان دارند امّا ایمانشان توأم با شرک است و آن شرک شرک عملی است. کسی که از شیطان پیروی می کند مشرک است و این تعبیر کلام قرآن است.

 

هنگامی که به پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) می فرماید: یا رسول الله آیا می خواهی افراد بت پرست را به تو نشان بدهم بت پرست کسی است که هوی و هوس خود را می پرستد و در دل از هوی و هوس خویش پیروی می کند .«افرأیت من اتّخَذَ اِلهَه هواه و اضلّه الله علی علم »[5] به این تعبیر بت پرست کسی است که دانسته مشرک است. قرآن کریم از این گروه مومنان که عالم بی عمل هستند به مشرکان عالَم تعبیر می کند. در سوره یاسین نیز می فرماید:

 

 «الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان انّه لکم عدوٌ مبینٌ»[6] ای انسان ای فرزند آدم مگر ما در روز الست از تو عهد نگرفتیم که شیطان را نپرستی پس چرا اکنون از شیطان پیروی می کنی ؟! چرا تابع نفس امّاره خویش گردیده ای ؟! پیروی از نفس امّاره خودیرستی است و خودپرستی همان بت پرستی است.

 

تکبّر، مَنیّت، حسد، مجالس غنا و موسیقی های شهوت انگیز و فیلم های شهوت انگیز همه نوعی بت پرستی و پیروی از شیطان و شیطان پرستی است.

 

تمام این منکرات در روز قیامت گریبان گیر آدمی می شود و در صف محشر به او خطاب می کنند یا عابد الوثن (آی آدم بت پرست). به شرابخواری که برگردنش بطری شرابش آویزان است خطاب می شود یا عابد الوثن، به ربا خواری که از ربا خواری شکمی چنان بزرگ پیدا کرده است که به تعبیر قرآن شکم او بر زمین کشیده می شود خطاب می کنند یا عابد الوثن، به پول پرست و ریاست پرستان نیز همین خطاب می شود.

 

بنابراین شایسته است بر این مباحث توجّه ویژه ای کنیم و در صدد اصلاح خود برآئیم . آری ما از نظر اعتقاد و گفتار با مشکلی مواجه نیستیم و این جای شکر دارد و باید طلب رحمت و مغفرت برای گذشتگان خود کنیم که این اعتقاد را به ما منتقل ساختند .

 

الحمد لله ما نماز می خوانیم «لا اله الا الله» می گوییم و به محضر حضرات ائمه(علیهم السلام) اظهار و ابراز ارادت و محبت می کنیم تا سر حد عشق به آقا علی ابن موسی الرضا(سلام الله علیه) ارادت داریم. اسم مبارکشان را که می شنویم منقلب می شویم و اشکمان جاری می شود. اینها بسیار برکات و نعمات خوبی است که به ما عطا شده است. امّا متأسفانه در توحید افعالی و عمل به آن پایمان می لنگد.

 

ما باید در زندگی هیچ چیزی را جز خدا مؤثر ندانیم. امّا متأسفانه عقل و شعور و فهم خود را بر خدا مقدّم می داریم. در سخنان خود می گوییم عقل من، شعور من، من اینگونه می فهمم و کارمان به جایی می رسد که تقلّب و حقّه بازی می کنیم. تبلیغات غلط ما با توحید افعالی منافات دارد.

 

نشان پول پرستی و شرک همین گران فروشی و کم فروشی هاست. باید در اعمال و کردارمان دقّت کنیم که فردای قیامت ما را با خطاب یا عابد الوثن به محاسبه نکشانند.

 

اگر اندکی بر این حدیث گرانقدر حضرت ثامن الحجج (سلام الله علیه) تأمل کنیم و قائل و عامل به « لا اله الا الله » باشیم و چنانکه «لااله الا الله» می گوییم در دل و عمل بدان اعتقاد داشته باشیم. و شرط و شروط آن را عمل کنیم، زندگی ما رنگ عذاب را در دنیا و در آخرت نخواهد دید.

 

ان شاءالله.

 

==========================

 

1) عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج2، ص 135

 

2) همان، ص136

 

3) نحل/97

 

4) یوسف/106

 

5) جاثیه/23

 

6) یس/66

 

منبع

[ دوشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸۸ ] [ ٩:۳٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

اربعین، چهلمین روز شهادت امام حسین علیه السلام است که جان خود و یارانش را فدای دین کرد. ازآنجا که گرامیداشت ‏خاطره شهید و احیاء اربعین وی، زنده نگهداشتن‏ نام و یاد و راه اوست و زیارت، یکی از راههای یاد و احیاء خاطره است، زیارت‏ امام حسین‏«ع‏» به ویژه در روز بیستم ماه صفر که اربعین آن حضرت است، فضیلت بسیاردارد.

امام حسن عسکری‏«ع‏» در حدیثی علامتهای ‏«مؤمن‏» را پنج چیز شمرده است:پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز که هفده رکعت آن نمازهای واجب و مابقی نوافل می باشد، زیارت اربعین، انگشتر در دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن در نماز ‏و«بسم الله الرحمن الرحیم» را در نماز،آشکارا گفتن.(1)

زیارت اربعین که در این روز مستحب است، در کتب ادعیه آمده است ‏و به اینگونه شروع می‏شود: «السلام علی ولی الله و حبیبه...» که این متن،از طریق ‏صفوان جمال از امام صادق‏«ع‏» روایت‏ شده است. زیارت دیگر آن است که جابربن‏عبدالله انصاری دراین روز خوانده است و متن زیارت به عنوان زیارتنامه آن امام در نیمه ‏ماه رجب نقل شده و با جمله‏«السلام علیکم یا آل الله...» شروع می‏شود.(2) مورخان نوشته‏اند که جابربن عبدالله انصاری، همراه عطیه عوفی موفق شدند که درهمان اولین اربعین پس ازعاشورا به زیارت امام حسین‏«ع‏» نائل آیند. وی که آن هنگام ‏نابینا شده بود، در فرات غسل کرد و خود را خوشبو ساخت و گامهای کوچک برداشت تا سر قبر حسین بن علی‏«ع‏» آمد و با راهنمایی عطیه، دست روی قبر نهاد و بیهوش شد، وقتی به هوش آمد، سه بار گفت: یا حسین! سپس گفت:«حبیب لا یجیب حبیبه...» آنگاه ‏زیارتی خواند و روی به سایر شهدا کرد و آنان را هم زیارت نمود.(3)

 

زیارت پیاده

 

آنچه در راه طلب خسته نگردد هرگز

پای پر آبله و بادیه پیمای من است

 

غیر ازعشق و محبت، که پای زائر را پیاده به مرقد امام حسین‏علیه السلام می‏کشاند و رنج ‏سفر و خوف و خطر را به جان می‏خرد، پیاده روی برای زیارت سید الشهدا، ثواب بسیار دارد و مورد تاکید پیشوایان دین است. امام صادق‏«ع‏» فرموده است:«من خرج من منزله یرید زیارة قبرالحسین بن علی‏«ع‏» ان کان ماشیا کتبت له بکل خطوة حسنة و محا عنه سیئة...»(4) هر کس به قصد زیارت امام حسین‏«ع‏»، پیاده از خانه‏اش خارج شود، خداوند در مقابل هر گام، برای او حسنه‏ای می‏نویسد و گناهی از او می‏زداید.

یکی از زائران همیشگی امام حسین‏«ع‏» که هر ماه آن حضرت را زیارت می‏کرده، به خاطر پیری و ناتوانی، یک بار نتوانست برود. نوبت بعد که پیاده پس از چند روز راهپیمایی به ‏حرم می‏رسد و سلام می‏دهد و نماز زیارت می‏خواند، در خواب،آن حضرت را می‏بیند که به وی می‏گوید:چرا به من جفا کردی، تو که نیکوکار بودی... (5) این شدت عنایت ائمه ‏را به زائر پیاده می‏رساند. معاویة بن وهب- از اصحاب امام صادق علیه السلام- می‏گوید:

خدمت آن حضرت رسیدم. در مصلای خود در خانه‏اش نشسته بود و پس از نماز با خداوند راز و نیاز می‏کرد. از جمله- در دعا نسبت به زائران قبرحسین‏«ع‏»- می‏گفت:

«خدایا زائران قبرحسین را بیامرز، اینان که در این راه، پول خرج می‏کنند، بدنهای خود را دراین راه در معرض خطر قرار می‏دهند... خدایا رحم کن بر چهره‏هایی که آفتاب، رنگ آنها را تغییر داده، صورتهایی که متوجه قبراباعبدالله است، چشمهایی که در محبت ما اشک ‏می‏ریزد... خدایا این جانها و بدنها را به تو می‏سپارم، تا کنار حوض کوثر به هم برسیم...»(6) این سنت زیارت پیاده، از زمان ائمه بوده و تا کنون نیز ادامه دارد و اجر بیشماری برای ‏آن نقل شده است. فاضل دربندی می‏نویسد: این پیاده بودن، یا به جهت فقیربودن زائراست که نشان می‏دهد این زیارت، برخاسته از شوق و محبت است، یا به جهت آنست که ‏زائر، خود را در برابر سلطان اقلیم جوانمردی و خورشید سپهر عصمت و شهادت کوچک ‏می‏شمارد و در راه او، رنج ‏سفر پیاده را بر خود هموار می‏کند و هر دو ارزشمند است.(7) در عراق، از سالها پیش چنین رسم است که هیئتها، دسته‏ها و کاروانهایی کوچک یا بزرگ، درایام خاصی از بصره، بغداد وعمدتا از نجف، برای زیارت کربلا پیاده حرکت‏می‏کنند. به ویژه درایام زیارتی خاص مثل نیمه شعبان، اول رجب، ایام عاشورا و اربعین ‏بیشتر و پرشکوه تر است و اغلب، راه کنار ساحل فرات را انتخاب می‏کنند که از نجف تا کربلا 18 فرسنگ است و چند روز طول می‏کشد. دراین کاروانهای زیارتی پیاده، علمای ‏بزرگ هم شرکت می‏کردند، همچون میرزای نایینی، آیة الله کمپانی، سید محسن امین، وبسیاری ازعلمای معاصر. دراین مسیر، دیدار با عشایر و فعالیتهای تبلیغی هم انجام ‏ی‏گرفت و شعارهایی هم مطرح می‏شد و روضه‏خوانی برگزار می‏گشت.

در ایام حکومت بعثیها، این پیاده رویهای پر شکوه، آن هم از طریق جاده غیر رسمی‏ کنار فرات، رنگ مبارزه و مخالفت با رژیم عراق هم به خود می‏گرفت و یک بار هم در ایام ‏اربعین حسینی در سال 1397 ه.ق به درگیریهای سخت میان نیروهای بعثی با انقلابیون ‏شیعه و کاروانهای زیارتی در طول راه و در حرم اباعبدالله الحسین‏«ع‏» انجامید و کشته‏ها ومجروحان بسیاری داد، (8) و به‏«اربعین خونین‏» معروف شد.

 

در کویعشق، درد و بلا  کم نمی‏شود

از باغ خلد، برگ و نوا کم نمی‏شود

 

تیغ شهادتست دل گرم را علاج

این تشنگی به آب بقاء کم نمی‏شود

 

قاصد، تسلی دل عاشق نمی‏دهد

شوق حرم  به  قبله نما، کم  نمی‏شود

 

پی نوشت ها:

 

1- بحارالانوار،ج 98،(بیروت) ص 329/ المزار، شیخ مفید، ص 53.

2- مفاتیح الجنان، زیارت اربعین.

3- منتهی الآمال،ج 1، حوادث اربعین/ نفس المهموم، ص 322/ بحارالانوار،ج 98، ص 328.

4- بحارالانوار،ج 98، ص 28/ المزار، شیخ مفید، ص30.

5- همان، ص 16.

6- همان، صص 52 و 8 .

7- اسرارالشهادة، فاضل دربندی، ص136،(چاپ سنگی).

8- شرح مبسوط ماجرا در کتاب‏«انتفاضة صفرالاسلامیه‏»از رعد الموسوی آمده است.

 

منبع

[ یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ ] [ ۸:٢۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجموعه ای از پرسشهایی که همیشه در ذهنم بوده و وقت زیادی را برای پیدا کردن آنها صرف کردم و اکنون بدون اتلاف وقت در اختیار شماست .
موضوعات وب
امکانات وب
...... .....