جام صبوح
صلی الله علیک یا حسن بن علی ایها المجتبی ( علیه السلام) 
قالب وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بحث درباره توحید از نظر قرآن بود. به اینجا رسیدیم که بر حسب آنچه از آیات شریفه استفاده میشود توحید یک حدّ نصابی دارد که کمتر از آن مورد قبول قرآن نیست و اگر کسی آن حدّ را نپذیرد در حکم انکار کلی توحید است و آن عبارت است از: توحید در الوهیت که لازمهاش توحید در ربوبیت است و لذا شعار اسلام «لا اله الّا اللّه» است که سفارش توحید الوهیت است، کسی که این توحید را داشته باشد از نظر اسلام مورد قبول است هر چند باید در پرتو تعالیم اسلام و عمل به دستورات شرع و تخلق به اخلاق اسلامی مراتب دیگر توحید را پیدا کند که اینها فوق این حد نصاب است.

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٦:٢۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

عالم ربانی مرحوم سید عبدالکریم کشمیری(1304ـ 1378ش) از عارفان بزرگ معاصر و دل سوخته‌ای بود که عمری را در مکتب تربیتی قرآن کریم و اهل‌بیت(ع) سپری کرد و از اساتیدی چون؛ سید علی قاضی و سید هاشم حدّاد و… بهره‌ها برد و تحت نظر این مربیان بزرگ که هریک عارفی کامل و برجسته بودند، به سیر و سلوک پرداخت. او در دریای عشق به خدا و شناخت معبود حقّ غرق شده بود و به تمام معنا روحانی و جامع علم و عمل بود. نزدیکان و خواص او از مکاشفات و کرامات و رفتار او نکته‌ها دارند که هرکدام مشعل روشن‌گر طریق هدایت و وصول به کمالات است. در شماره‌های قبلی بشارت پیرامون ذکر «یونسیه» سلسله مقالاتی داشتیم و از اهمیت و تأثیر شگرف این ذکر سخن گفتیم، آنچه در اینجا می‌آید مجموعه نظرات و دستورالعمل‌هایی است که در رابطه با این ذکر از این عارف وارسته جمع‌آوری شده است.

 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

درخواست دستورالعمل و برنامه برای خودسازی و خویشتن‏نگری در اسلام سابقه‏ای دیرینه دارد. روایات فراوانی حاکی از آن است که جویندگان کمال و سعادت، از پیامبر گرامی(ص) و ائمه هدی‏7 تقاضای برنامه برای خودسازی کرده و آن بزرگواران مناسب حال درخواست‏کننده برنامه‏ای به وی داده‏اند.

 

همین تقاضا از عالمان وارسته و سالکان و اصل، بسیار شده است و آن گرامیان به این درخواستها پاسخ داده‏اند. اکنون این دستورالعملها بسان مشعل هدایت فرا راه طالبان خودیابی و نیکبختی قرار دارد. یکی از دوستان فاضل در روزگار جوانی که شوق بیداری و تسلط بر نفس و رسیدن به سعادت به سر داشته است‏به علامه طباطبایی - که از فرهیختگان سیر و سلوک بوده - نامه‏ای می‏نگارد و ضمن بیان موقعیت‏خود برای رسیدن به مقصود دستورهای عملی طلب می‏کند.

 

آن فرزانه در پشت همان نامه، دستورالعملی می‏نگارد و برای وی می‏فرستد و می‏خواهد که پس از بیست روز از عمل به آن، حالات خود را برای ایشان بنویسد. وی پس از عمل به آن، حالات خود را برای ایشان می‏نویسد و در جواب نامه دوم بقیه دستورالعمل را برای او ارسال می‏فرماید.

 

در پاسخ به نامه سوم، علامه این برنامه سعادت‏آفرین را تکمیل می‏فرماید.

 

امید است نشر این نامه‏ها در دلهای مشتاق مشعل افروزد و ریشه‏های شرک خفی بسوزد و از آن پیر اهل دل یادی شود.

 

اینک برای آنکه این دستورالعمل بدرستی ارائه شود نامه‏ها و جوابهای علامه با توضیحاتی کوتاه از ما به ترتیب تقدیم می‏شود.

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

علامه طباطبایی: "نه تنها ضریح، بلکه خاک و تخته در حرم و هرچه را که متعلق به امام رضا علیه السلام است، می بوسم."

 

ازعلامه میپرسند شما هم ضریح را می بوسید؟!

 


ادامه مطلب
[ شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٦:٢٠ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

 

آنجا که می‌بینیم اصول اسلامی بدست همین سابقه‌دارها پایمال می‌شود دیگر احترامی ندارند. ما طرفدار اصولیم نه طرفدار شخصیت‌ها، تشیع با این روح به وجود آمده است.

 

استاد مطهری در بیان مضمون تأویلی تشیع در ساحت تاریخ می‌نویسد:


ادامه مطلب
[ شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٦:۱٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

حضرت آیت الله خوشوقت در جمع روحانیون کاروان ها هدف ازخلقت انسان و ارسال رسل را اطاعت محض از خداوند برشمرد و تاکید کرد: بایستی میان انسان وخداوند یک نسبت عبودی وجود داشته باشد تا فلسفه خلقت تحقق یابد. ...

 

حضرت آیت الله خوشوقت در جمع روحانیون کاروان ها هدف از خلقت انسان و ارسال رسل را اطاعت محض از خداوند بر شمرد و تاکید کرد: بایستی میان انسان و خداوند یک نسبت عبودی وجود داشته باشد تا فلسفه خلقت تحقق یابد.

 

به گزارش خبرنگارپایگاه اطلاع رسانی حج ایشان در تبیین مفهوم عبودیت گفت: درکلیه رکعات نمازهای یومیه قرائت سوره حمد واجب شده است حکمت آن هم محتوای توحیدی و استعانت از ذات مقدس الهی در یافتن و هدایت به صراط مستقیم است.

 

این استاد اخلاق که در آستانه بعثت رسول گرامی اسلام در بعثه مقام معظم رهبری در مدینه منوره  سخن می گفت صراط مستقیم را عمل به واجبات و دوری از محرمات اعلام و اظهار داشت: برخلاف آنچه مشهور است صراط مستقیم راه راست نیست بلکه راهی است که از میان افراط و تفریط می گذرد و آن همان اطاعت محض از تعالیم الهی و طی طریق بندگی است.

 

وی در ادامه افزود: کلیه آیات الهی و تعالیم انبیاء عظام هدایت به راه عبودیت و بندگی است و همه انبیاء و اولیا مامور به تبیین و تبلیغ آن بوده اند و آن راهی است که خیر دنیا و آخرت در آن نهفته است.

 

وی همچنین بیان داشت: کلمه تقوی که در قرآن کریم بر آن تاکید شده است اطاعت خالصانه از خداوند و پرهیز از گناه است.

 

حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت

[ دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۸:۳٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

  ابراهیم شفیعى سروستانى


عظمت وجودى و ابعاد مختلف شخصیت حضرت صاحب‏الامر، علیه‏السّلام، باعث شده است که در طول هزار و اندى سال که از غیبت کبرى مى‏گذرد، هر گروه از مردم بسته به گرایش‏هاى خاص اعتقادى، اجتماعى و فرهنگى که داشته‏اند، از دیدگاهى خاص به تحلیل شخصیت و تعیین جایگاه آن حضرت در عالم هستى بپردازند و هر گروه تنها درک و تصور خود از این موضوع را تصور درست و مطابق با واقع از شخصیت آن یگانه هستى تلقّى کنند.


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۳:٤٩ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

قرآن کریم براى اثبات الهى بودن خود به عدم اختلاف و تناقض در درون خود تصریح دارد و مى‌فرماید: اگر این کتاب از ناحیه غیر خدا مى‌بود مردم در آن ناسازگارى و ناهمگونى بسیارى مى‌یافتند: «اَفَلا یَتَدَبَّرونَ القُرءانَ ولَو کانَ مِن عِندِ غَیرِ اللّهِ لَوَجَدوا فیهِ اختِلـفـًا‌کَثیرا» (نساء/4،82) قرآن، نداشتن هرگونه کجى، انحراف و تناقض را از اوصاف خود مى‌داند[1]: «قُرءانـًا عَرَبیـًّا غَیرَ ذى عِوَج» ( زمر/39،28) و خداوند را به جهت نزول چنین کتابى ستایش مى‌کنداَلحَمدُ‌لِلّهِ الَّذى اَنزَلَ عَلى عَبدِهِ الکِتـبَ ولَم‌یَجعَل لَهُ عِوَجا». (کهف/18،1)

 


ادامه مطلب
[ جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

یا ایها الذین امنو اطیعو الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخر ذلک خیر و احسن تاویلا. (سوره نساء - آیه 59)

    در این آیه بعد از امر به اطاعت خداوند، به اطاعت رسول فرمان داده است. رسول خدا به دو جهت باید اطاعت شود: -1 حیثیت تشریع و قانونگذاری از راه آنچه به او غیر از قرآن وحی می شود، و آن همان سخنانی است که برای شرح و بیان کتاب الله است مانند اینکه تعداد رکعت های نماز را بیان می کند. -2 آنچه مربوط به حکومت و قضاوت و اجرای احکام است. لذا قرآن فرمود آنچه پیامبر به آن امر یا نهی می کند لازم الاجراء است. از این رو اطاعت رسول (ص) را به طور جداگانه ذکر نمود و در این حیثیت، اولی الامر نیز شریکند. لکن آنها در مسائل وحی و اصل رسالت و جعل قانون حق دخالت ندارند، بلکه آنها در مورد احکام خدا و رسول و حکومت و ولایت امر واجب الاطاعه می باشند. (1)

 

    در این آیه چند چیز باید روشن گردد:

 

   


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 مفسران و علمای مکتب اهل بیت “علیهم السلام“ اتفاق نظر دارند که منظور از اولی الامر در قرآن مجید امامان معصوم هستند که رهبران معنوی و مادی جامعه اسلامی در تمام شئون زندگی و حیاتند. چرا که اطاعت بی‌قید و شرط ِ اولی الامر که در آیه شریفه 59 نساء[1] آمده و همردیف اطاعت خداوند سبحان و پیامبر اکرم شمرده شده است، تنها دربارة معصومان تصور می‌شود و طبق آیه کریمة‌33 احزاب[2] فقط اهل بیت علیهم السلام معصومند و هم چنین روایات بسیاری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این باره وارد شده است.

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

[1] یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسولَ وَ أُولی الأَمْرِ مِنکمْ‏.

 

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را!

 

[2] إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِب عَنکمُ الرِّجْس أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطهِّرَکمْ تَطهِیراً.

 

خداوند فقط می‏خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.

 

 

منبع

[ یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٩:٥٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

(اولی الامر) که خداوند متعال در آیه شریفه به اطاعت از آنها امر فرموده شامل فقها و پیشوایان دینی و رهبران جامعه اسلامی نمیشود و مقصود از آن تنها ائمه معصومین«علیهما السلام» میباشد و فقط آنها هستند که بدون هیچ گونه قید و شرط اطاعتشان واجب است ولی نظر به اینکه در زمان غیبت اطاعت از فقها و عالمان دینی در محدوده ولایتی که دارند واجب میباشد لذا فقیه عادل نیز واجب الاطاعه گشته و حکمش در امور نافذ است و این مانند آن است که در زمان پیغمبر و امام«علیه السلام» افرادی والی و حاکم شهر میشدند و اطاعت از آنان لازم بود نه بدان جهت که آنها(اولی الامر) بودند بلکه به جهت اینکه از طرف(اولی الامر) تعیین و نصب شده بودند.

 

 

منبع

[ یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٩:٥٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

آیا اعتقاد به ولایت فقیه واجب است؟ آیا در این زمینه، آیاتی در قرآن وجود دارد؟

هر چند مسلّم است که خداوند تبارک و تعالی برای فقیه، ولایت قرار داده است،([1])ولی چون یک امر لازم اعتقادی نیست، لزومی ندارد مردم به عنوان جزیی از اصول مذهبی به آن اعتقاد داشته باشند.

 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٩:٥٠ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]


*
با افتخار می گوییم : شیعه هستیم


نخست باید بگوییم ارادتی به عمر بن خطاب نداریم و طرفدار حقیقت و واقعیات تاریخ هستیم. زیرا مذهبی که واقعیات تاریخ را نسبتاً منصفانه مورد توجه قرار می دهد مذهب تشیع است. و از آنجا که تشیع را با بررسی و تحقیق برگزیده ایم بنابراین طبیعی است با برخی تندروی ها نیز موافق نباشیم لذا نکاتی درباره مراسم عمرکشان و با استناد به آثار عالمان بزرگ شیعه تقدیم می شود :

 


ادامه مطلب
[ جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

هدف اصلی از مبعوث شدن پیامبران و به اصطلاح‏ منظور نهایی از ارسال رسل و انزال کتب چیست؟ آخرین سخن پیامبران کدام‏ است؟

 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٢:٢٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

 

آن چه پیش رو دارید گزیده‏اى از سخنان حضرت آیة اللّه علامه مصباح یزدى(دامت برکاته) در دفتر مقام معظم رهبرى است که در تاریخ 1/7/87 مطابق با شب بیست و دوم ماه مبارک‌ رمضان 1429 ایراد فرموده‌اند. باشد تا این رهنمودها چراغ فروزان راه هدایت و سعادت ما قرار گیرد.

 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٢:٠٩ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

پرسش:

 

فلسفه‌ی بلاها از نظر اسلام چیست؟ آیا میان بلا و گناه رابطه وجود دارد؟

 

پاسخ:

 

از نظر اسلام بلاها و سختی ها دارای علت‌ها و حکمت‌های مختلفی می‌باشند. چنانچه هیچ حادثه‌ی کوچک یا بزرگی در عالم اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه از روی حکمت و حساب دقیق خداوند می‌باشد که زلزله هم از این قاعده مستثنی نیست.

 

نظر شما را به برخی از علت‌ها و حکمت‌های وقوع بلاها جلب می‌کنیم:

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱:٥٧ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

شبهه :

 

خداوند می دانست افرادی مثل شمر به جهنم میروند و افرادی به بهشت می روند ولی باز هم آنها را آفرید و این خود نشانه جبر است.

 

پاسخ :

 

در دو آیه قرآن به هدف از خلقت انسان اشاره شده است و


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

فدک کجا است؟ چگونه به پیامبر رسید؟ به چه دلیل به حضرت فاطمه(س) به ارث رسید و سرانجام آن چه شد؟

 

فدک یکى از دهکده‏هاى آباد و حاصلخیز نزدیک خیبر است و تا مدینه 140 کیلومتر فاصله دارد. درسال هفتم هجرت، قلعه‏هاى خیبر یکى پس از دیگرى فتح شد و قدرت مرکزى یهود در هم شکست. ساکنان فدک تسلیم گردیدند و در برابر پیامبر متعهد شدند نیمى از زمین‏ها و باغ‏هاى خودرا به آن حضرت واگذار کنند و نیمى دیگر را براى خود نگهدارند. افزون بر این، آنها کشاورزى سهم پیامبر را هم به عهده گرفتند تا در برابرش مزدى دریافت کنند.

 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٤:٤۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 «و من النَّاس من یشترى لهو الحدیث لیضلَّ عن سبیل اللَّه بغیر علمٍ»(1) «و برخى از مردم سخنان بیهوده را مى‏خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند».

 

 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٤:٤٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

 1 نورانیت خانه

 

2 ایجاد خیر کثیر

 

 3 تمتّع و بهره بردن دیگران از قرائت قارى قرآن

 

4 درخشندگى و نور افشانى خانه‏اى که در آن قرآن تلاوت میشود براى اهل آسمان، همچنانکه ستارگان آسمانى براى اهل دنیا نور افشانى مى‏کنند و در واقع خانه‏هایى که در آن قرآن خوانده میشود ستارگان زمین براى اهل آسمان هستند. (قال النبى (ص) «نَوِّروا بیوتَکم بتلاوةِ القرآن فانّ البیت اذا کثُرَ فیه تلاوة القرآن کَثُرَ خَیرُه وامتَعَ اهلَه واضاءَ لاهل السماء کما تَضى‏ء نجوم السماء لاهل الدنیا»(1)

 

5 رفع عذاب قال النبى (ص) «لایعذِّب الله قلباً وعى القرآن» (امالى شیخ طوسى 6/ 1 ([عذاب نمى‏کند دا قلبى را که در آن قرآن جاى دارد.]

 

6 برکت بسیار

 

7 حضور ملائکه

 

 8 هجرت و دور شدن شیاطین «قال على (ع) البیتُ الذى یُقرأ فیهِ الْقُرآن ویُذکَر الله عزوجل فیه تکثُر برکته و تحضُرُه الملائکة و تهجره الشیاطین»(2).

 

9 عدم هلاکت مردم، على (ع) در زمره کسانى که حرمت آنها موجب عدم هلاکت مردم میشود کودکان متعلّم و فراگیرنده قرآن را شمرد «والولدان یتعلّمون القرآن»(3)

 

10 دفع بلاء

 

11 محفوظ بودن از شر دشمنان

 

 12 نزول باران «قال الباقر (ع) ورَجُلٌ قَرَأ القرآن فَبِاوُلئِکَ یَدْفَعُ اللهُ الْعَزیرُ الْجَبّارُ البَلاءَ وباولئک یُدیل اللهُ عزوجل من الْاعداءِ وَ بِاوُلئِکَ یُنزل الله عزوجل الغیث من السماء»(4) 14 اختلال قرآن باگوشت و خون 18 قرار گرفتن در زمره فرشتگان با کرامت و نیک.

 

13 قرآن مانع از عذاب قارى قرآن است «قال الصادق (ع) «مَنْ قَرَأ القرآنَ وَ هُوَ شابٌ مُؤْمِنْ اخْتِلَطَ الْقُرآنُ بِلَحْمِهِ وَدَمِهِ وَجَعَلَه اللهُ مَعَ السَفَرَة الکرامِ البَرَرة وَکانَ الْقُرآنُ حَجیزاً عَنْهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ»(5)

 

14 نزدیک بودن دعا به اجابت امام صادق (ع) از پدر بزرگوارشان این حدیث را نقل مى‏کنند «اغْتِنَمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْس عِنْدَ قَراءَةِ الْقُرْآنِ وَعِنْدَ الْاذانِ وَعِنْدَ نُزُولِ الْغَیْثِ وَعِنْدَ التقاء الصَفَینِ لِلشَّهادَةِ وَعِنْدَ دَعْوَةِ الْمَظْلُومِ، لَیْسَ لَها حِجاب دَوْنِ العرش» [دعا را در پنج وقت غنیمت شمرید که نزدیک به اجابت باشد، در وقت قرائت قرآن واذان و نازل شدن باران و در وقت برخورد دو جناح (حق و باطل) در جنگ به قصد شهادت و در وقت دعوت مظلوم، در این پنچ وقت حجابى براى استجابت دعا جز عرش الهى نیست‏](6)

 

اخلاق اسلامى ج 1، اکبر خادم الذاکرین

 

به نقل از سایت تبیان

 

پى‏نوشت‏

 

 (1)) عدة الداعى/ 268)

 (2)) الکافى 2/ 610)

 (3)) علل الشرایع/ 521)

 (4)) الکافى جلد 2/ 627)

 (5)) ثواب الاعمال/ 126)

 (6)) امالى صدوق/ 234)

 

 

[ یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٤:٤٠ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

درباره موسیقى، گذشته از آثار زیان‏بارى که موسیقى و غنا براى اعصاب و روان دارد این تأثیرات را نیز دارد:


ادامه مطلب
[ شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

در مورد شناخت عوامل دیدگاه منفى داشتن فقها و جامعه مذهبى و تریبون‏هاى مذهبى نسبت به موسیقى توجه به تأثیرات منفى و زیان بار موسیقى به ویژه موسیقى هاى مهیج در حوزه‏ها و ابعاد عقلى، احساسى، اعصاب و روان، عرفان و اخلاق لازم است.

 


ادامه مطلب
[ شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

1. معرفة وشناخت مقام امام وامامت ولایت

 

 الف : لزوم شناخت إمام :

 

عَنِ الْفُضَیْلِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ : مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ فَمَوْتُهُ مِیتَةٌ جَاهِلِیَّةٌ وَ لَا یُعْذَرُ النَّاسُ حَتَّى یَعْرِفُوا إِمَامَهُمْ وَ مَنْ مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لِإِمَامِهِ لَا یَضُرُّهُ تَقَدُّمُ هَذَا الْأَمْرِ أَوْ تَأَخُّرُهُ وَ مَنْ مَاتَ عَارِفاً لِإِمَامِهِ کَانَ کَمَنْ هُوَ مَعَ الْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِه‏ .

 

المحاسن ، 155 عنه البحار ، ج23 ، ص77 ، ح‏6.

 

فضیل گفت از حضرت ابو جعفر علیه السّلام شنیدم می‌فرمود : هر کس بدون امام بمیرد مرگ او چون مردن مردم جاهلیت است هرگز عذر مردم را در شناختن امام نمى‏پذیرند ، کسى که با شناختن امام بمیرد ، او را زیانى نخواهد رسید چه جلوتر از ظهور امام بمیرد یا بعد از آن و کسى که بمیرد ؛ در حالی که امامش را شناخته ، از دنیا برود ، مانند کسى است که با قائم عجل اللَّه فرجه در خیمه او بوده‏ است .

 

عَنْ سَلَمَةَ بْنِ عَطَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ خَرَجَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَا سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَته

 

علل الشرایع ، ص 9 عنه البحار ، ج 5 ، ص312 ، ح‏1.

 

سلمة بن عطا از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود:

 

حضرت امام حسین علیه السّلام در میان اصحاب خود فرمود : اصحاب من ! خداوند مردم را آفرید تا او را بشناسند وقتى شناختند او را مى‏پرستند وقتى او را پرستیدند از پرستش دیگران دست میکشند.

 

مردى عرضکرد یا ابن رسول اللَّه پدر و مادرم فدایت معنى معرفت خدا چیست؟

 

فرمود همان معرفت و شناخت اهل هر زمانى است امام زمان خود را .

 

مرحوم شیخ صدوق رحمت الله علیه بعد از نقل این روایت می‌گوید :

 

یعنی بذلک أن یعلم أهل کل زمان زمان أن الله هو الذی لا یخلیهم فی کل زمان من إمام معصوم فمن عبد ربا لم یقم لهم الحجة فإنما عبد غیر الله عز و جل‏ .

 

علل الشرایع ، ص 9 .

 

اهل هر زمان باید بشناسند و بدانند که خدا ایشان را وانگذاشته و زمین را خالى از امام معصوم ننموده کسى که بپرستد خدائى را که حجت براى مردم قرار نداده او خداى واقعى را نپرستیده دیگرى را پرستش نموده.

 

و مرحوم علامه مجلسی نیز می‌گوید :

 

لعله (علیه السلام) إنما فسر معرفة الله بمعرفة الإمام لبیان أن معرفة الله لا یحصل إلا من جهة الإمام أو لاشتراط الانتفاع بمعرفته تعالى بمعرفته علیه السلام و لما ذکره الصدوق رحمه الله أیضا وجه‏ .

 

شاید امام علیه السّلام که معرفت خدا را معرفت امام دانسته منظورش این است که معرفت خدا حاصل نمى‏شود مگر از طرف امام یا به جهت این که شرط انتفاع از معرفت خدا معرفت امام است که اگر خدا را بشناسد ولى امام‏شناسى نداشته باشد ، خداشناسى او برایش سودى ندارد و توضیحى که صدوق نیز داده است بى‏مناسبت نیست .

 

البحار ، ج 23 ، ص83 .

 

 ب : إمام ، مظهر اسماء حسناى خداوند :

مرحوم شیخ کلینی رحمت الله علیه در کتاب شریف کافی این روایت را نقل می کند :

 

ٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- « وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها » قَالَ نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِی لَا یَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا .

 

الکافى ، ج 1 ، ص 143.

 

و آن حضرت راجع به قول خداى عز و جل «خدا را نامهاى نیکوست او را بآنها بخوانید» فرمود : سوگند بخدا مائیم آن نامهاى نیکو که خدا عملى را از بندگان نپذیرد مگر آنکه با معرفت ما باشد .

 

 فقال علی‏علیه‏السلام: «... فَلَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَنَا وَ عَرَفْنَاه‏ ».

 

به بهشت نمی‌رود مگر کسى که ما را بشناسد و ما او را بشناسیم‏ .

 

 ج : احاطه علمى إمام بر همه امور عالم‏ :

فَإِنَّا یُحِیطُ عِلْمُنَا بِأَنْبَائِکُمْ وَ لَا یَعْزُبُ عَنَّا شَیْ‏ءٌ مِنْ أَخْبَارِکُم‏.

 

 بحار ، ج53 ، ص 175 .

 

ما از اخبار و اوضاع شما کاملا آگاهیم و چیزى از آن بر ما پوشیده نمی‌ماند .

 

مرحوم کلینی رحمت الله علیه در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام نقل می‌کند که آن حضرت فرمود :

 

إِنِّی لَأَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا فِی الْجَنَّةِ وَ أَعْلَمُ مَا فِی النَّارِ وَ أَعْلَمُ مَا کَانَ وَ مَا یَکُونُ قَالَ ثُمَّ مَکَثَ هُنَیْئَةً فَرَأَى أَنَّ ذَلِکَ کَبُرَ عَلَى مَنْ سَمِعَهُ مِنْهُ فَقَالَ عَلِمْتُ ذَلِکَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْ‏ء .

 

الکافی ، ج1 ،‌ ص 261 .

 

به راستى من مى‏دانم آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و مى‏دانم آنچه در بهشت است و آنچه در دوزخ است و میدانم آنچه بود و آنچه مى‏باشد، گوید: سپس اندکى صبر کرد و دید که این سخن بر هر که شنید گران آمد پس فرمود: من اینها را از کتاب خدا عز و جل مى‏دانم، زیرا خدا عز و جل مى‏فرماید: در آن بیان واضح هر چیزى است‏ .

 

2 - انتظار فرج‏

 

دومین وظیفه‌ای که شیعیان در عصر غیبت دارند ، انتظار فرج است : اما سجاد علیه السلام خطاب به ابو خالد کابلی می‌فرماید :

 

یَا أَبَا خَالِدٍ إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلُونَ بِإِمَامَتِهِ الْمُنْتَظِرُونَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى ذِکْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ وَ جَعَلَهُمْ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِینَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالسَّیْفِ أُولَئِکَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِیعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِینِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْراً وَ قَالَ (علیه السلام) انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنْ أَعْظَمِ الْفَرَج .

 

بحار الأنوار ، ج52 ، ص122 .

 

اى ابو خالد مردم زمان او که معتقد به امامت وى هستند و منتظر ظهور او هستند ، از مردم تمام زمانها بهترند ؛ زیرا خداوند عقل و فهمى به آنها داده که غیبت در نزد آن ها حکم مشاهده را دارد ! خداوند آن ها را در آن زمان مثل کسانى می‌داند که با شمشیر در پیش روى پیغمبر (علیه دشمنان دین ) پیکار کرده‏اند ، آن ها مخلصان حقیقى و شیعیان راستگوى ما هستند که مردم را به طور آشکار و نهان به دین خدا می‌خوانند. و هم فرمود : انتظار فرج بزرگترین فرج است .

 

   3 - دعا براى حضرت

 

خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، در توقیع معروفی می‌فرماید :

 

وَ أَکْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَج‏ .

 

بحار الأنوار ، ج52 ، ص92 ، ح‏7 .

 

برای تعجیل فرج ، بسیار دعا کنید .

 

مرحوم شیخ صدوق در کمال الدین از احمد بن اسحاق از امام عسکری علیه السلام نقل می‌کند که آن حضرت فرمود :

 

وَاللَّهِ لَیَغِیبَنَّ غَیْبَةً لَا یَنْجُو فِیهَا مِنَ التَّهْلُکَةِ إِلَّا مَنْ یُثْبِتُهُ اللَّهُ عَلَى الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ وَوَفَّقَهُ لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِیلِ فَرَجِه‏ .

 

کمال الدین ، ص 384 و بحار الأنوار ، ج52 ، ص25، ح‏16.

 

به خدا قسم ( حضرت قائم عج ) چنان غیبتى مییکند که کسى از مهلکه ( بى‏دینى و گمراهى ) نجات نمى‏یابد ؛ جز آنان که خداوند آن ها را در عقیده به امامتش ثابت قدم داشته ، و موفق نموده است که دعا کنند خداوند زودتر او را ظاهر گرداند .

 

    4 - حزن اندوه در فراق حضرت‏

 

 

عَنْ سَدِیرٍ الصَّیْرَفِیِّ قَالَ دَخَلْتُ أَنَا وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو بَصِیرٍ وَ أَبَانُ بْنُ تَغْلِبَ عَلَى مَوْلَانَا أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فَرَأَیْنَاهُ جَالِساً عَلَى التُّرَابِ وَ عَلَیْهِ مِسْحٌ خَیْبَرِیٌّ مُطَوَّقٌ بِلَا جَیْبٍ مُقَصَّرُ الْکُمَّیْنِ- وَ هُوَ یَبْکِی بُکَاءَ الْوَالِهِ الثَّکْلَى ذَاتَ الْکَبِدِ الْحَرَّى قَدْ نَالَ الْحُزْنُ مِنْ وَجْنَتَیْهِ وَ شَاعَ التَّغَیُّرُ فِی عَارِضَیْهِ وَ أَبْلَى الدُّمُوعُ مَحْجِرَیْهِ وَ هُوَ یَقُولُ سَیِّدِی غَیْبَتُکَ نَفَتْ رُقَادِی وَ ضَیَّقَتْ عَلَیَّ مِهَادِی وَ أَسَرَتْ مِنِّی رَاحَةَ فُؤَادِی سَیِّدِی غَیْبَتُکَ أَوْصَلَتْ مُصَابِی بِفَجَائِعِ الْأَبَدِ وَ فَقْدُ الْوَاحِدِ بَعْدَ الْوَاحِدِ یُفْنِی الْجَمْعَ وَ الْعَدَدَ فَمَا أُحِسُّ بِدَمْعَةٍ تَرْقَى مِنْ عَیْنِی وَ أَنِینٍ یَفْتُرُ مِنْ صَدْرِی عَنْ دَوَارِجِ الرَّزَایَا وَ سَوَالِفِ الْبَلَایَا إِلَّا مُثِّلَ لِعَیْنِی عَنْ عَوَائِرِ أَعْظَمِهَا وَ أَفْظَعِهَا وَ تَرَاقِی أَشَدِّهَا وَ أَنْکَرِهَا وَ نَوَائِبَ مَخْلُوطَةٍ بِغَضَبِکَ وَ نَوَازِلَ مَعْجُونَةٍ بِسَخَطِک .

 

کمال الدین ، ص 352 و بحار الأنوار ، ج51 ، ص219 ، ح‏9 .

 

سدیر صیرفى گفت : من و مفضّل بن عمر و ابو بصیر و ابان بن تغلب به حضور امام جعفر صادق علیه السّلام شرفیاب شدیم . دیدیم حضرت روى زمین نشسته و عبائى بى‏یقه پوشیده ، که آستین هایش کوتاه بود ، و در آن حال مانند پدر فرزند مرده جگر سوخته گریه می‌کرد و آثار حزن از رخسار مبارکش پیدا بود به طورى که رنگش تغییر کرده بود و در حالى که کاسه چشمش پر از اشک بود، می فرمود :

 

اى آقاى من ! غیبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر بر تنم تنگ نموده و آرامش جانم را سلب کرده !.

 

اى آقاى من ! غیبت تو مصائب مرا به اندوه ابدى که یکى بعد از دیگرى از ما را می‌رباید ، و جمع ما را بهم می‌زند، کشانده است . من با شک چشم و ناله‏هاى سینه‏ام که از مصائب و بلاهاى گذشته دارم نمى‏نگرم ؛ جز این که در نظرم بزرگتر و بدتر از آنها مجسم می‌گردد . ‏

 

وقتی امام صادق علیه السلام این چنین در فراق حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، این چنین ناله می‌زند و اشک می‌ریزد ، تکلیف من و شما روشن است !

 

    5 - عهد وپیمان‏ :

 

 

در دعای عهد که از امام صادق علیه السلام نقل شده است ، این گونه می‌خوانیم :

 

اللَّهُمَّ إِنِّی أُجَدِّدُ لَهُ فِی صَبِیحَةِ یَوْمِی هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ أَیَّامِی عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً لَهُ فِی عُنُقِی لَا أَحُولُ عَنْهَا وَ لَا أَزُولُ أَبَدا

 

بحار الأنوار ، ج53 ، ص 96 .

 

خداوندا ! من بامداد امروز که در آن بسر می برم و هر بامدادى تا زنده‏ام عهد و پیمان خود را با امام خویش تجدید می کنم ، و بیعت او را بگردن می گیرم و هیچ گاه آن را از نظر دور نمی دارم و از یاد نمى‏برم .

 

    6 - رعایت تقوى و مانع وصول به حضرت‏ :

 

 

مهمترین وظیفه شیعیان در عصر غیبت این است که تقوای الهی داشته باشند و اتفاقا همین کم تقوایی ما شیعیان است که این همه سال از فراق آن حضرت رنج می‌ بریم .

 

وَ لَوْ أَنَّ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَکِیل .

 

بحار الأنوار ، ج53 ، ص177 و الإحتجاج ، ج2 ،‌ ص 499 .

 

و چنانچه شیعیان ما - خدا به طاعت خود موفّقشان بدارد- قلباً در وفاى به عهدشان اجتماع مى‏شدند ، نه تنها سعادت لقاى ما از ایشان به تأخیر نمى‏افتاد ، که سعادت مشاهده ما با شتاب بدیشان مى‏رسید و این ها همه در پرتو شناخت کامل ما و صداقت محض نسبت بما مى‏باشد ، بنا بر این هیچ چیز ما را از ایشان محبوس نمى‏دارد جز اخبارى که از ایشان بما مى‏رسد و ما را مکروه و ناراحت مى‏سازد و از ایشان انتظار نداریم ، و تنها از خدا باید یارى خواست و او براى ما کافى و نیکو کارگزار و پشتیبانى است .

 

انشاء الله که خداوند به همه ما توفیق دیدن آن حضرت را مرحمت فرماید . انشاء الله .

 

منبع

[ جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٩:٠۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

 

حجت‌الإسلام رسول جعفریان

 

 

صلح امام حسن(ع)؛ پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ

 نویسنده: شیخ راضی آل یاسین (م 1372ق)

 مترجم: سیدعلی خامنه‌ای

 ناشر چاپ اول: آسیا

 تاریخ نشر: اسفند 1348ش

 تعداد صفحات: 546ص

 چاپ ششم:‌ دفتر نشر فرهنگ اسلامی (1386)

 

  باید توجه داشت که بخش مهمی از تاریخ شیعه که ارزش دینی و مذهبی و حتی فقهی بالایی دارد، تاریخ زندگی امامان است که همواره به دلایل مختلف با بی‌مهری خودی و بیگانه روبه‌رو بوده است. تحریف‌های عمدی مخالفان،‌ فشارهای سیاسی و ایجاد محدودیت‌های فراوان برای جامعه شیعه، ضعف بنیه‌ی دانش تاریخ در حوزه‌های علمی شیعه و عوامل دیگر سبب شده است تا نه تنها بخش عمده‌ای از متون اولیه از دسترس خارج شود و کمتر اثر جدی در این حوزه تألیف گردد، بلکه مشتی کتاب‌های داستانی و سُست پایه، ذهنیت تاریخی شیعیان را پر کند و جایی برای پژوهش جدی باقی نگذارد.

 

 


ادامه مطلب
[ جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱:۳٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

 

شیخ راضی آل‌یاسین

 

ترجمه‌ی حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای

 

دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1383، 474‌ صفحه

 

« صلح حسن علیه‌السلام با معاویه، از دشوارترین حوادثی بود که امامان اهل‌بیت پس از رسول اکرم(ص) از ناحیه این امت بدان دچار شدند.

 


ادامه مطلب
[ جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱:۳٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

نوروز، یعنى روز نو! در روایات ما - به خصوص همان روایت معروف معلّى‏بن‏خنیس - به این نکته توجه شده است. معلّى‏بن‏خنیس که یکى از رُوات برجسته‏ى اصحاب است و به نظر ما «ثقه» است، جزو شخصیت هاى برجسته و صاحب راز خاندان پیغمبر است. در کنار امام صادق (علیه‏الصّلاةوالسّلام) زندگى خود را گذرانده؛ بعد هم به شهادت رسیده است. این معلّى‏بن‏خنیس با این خصوصیات، خدمت حضرت مى‏رود؛ اتفاقاً روز «نوروز» بوده است، حضرت به او مى‏فرمایند: آیا مى‏دانى نوروز چیست؟

 


ادامه مطلب
[ جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱:٢۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

جمعی از اعضای شورای مرکزی اتحادیه ی جامعه ی اسلامی دانشجویان با حضرت آیت الله خوشوقت دیدار کردند .

در این دیدار ابتدا دبیر کل جامعه ی اسلامی دانشجویان با بیان اهمیت و جایگاه مجلس خبرگان و تهدیدات دشمنان برای این دوره از مجلس خبرگان گفت: دشمنانی که در طول این 28 سال و در پیچ و خمهای سخت نتوانستند ضربه ای به انقلاب بزنند امروز جایگاه ولی فقیه را نشانه گرفته اند .

مجتبی ابراهیمی در ادامه افزود : از جایگاه مجلس خبرگان این انتظار می رفت که در مواقع حساس که هجمه علیه ولی فقیه زیاد بود به دنبال دفاع از این جایگاه بر می آمدند که متاسفانه این امر در گذشته انجام نشده است و باید خبرگان بعدی در این زمینه فعال تر وارد شود .

وی در ادامه افزود : ملاک های این تشکل برای انتخابات خبرگان همان طور که قبلا در مصاحبه ها اعلام شده است ، پایبندی کاندیدا ها به « منشور روحانیت » حضرت امام (ره) و پذیرش جنبه ی قدسی و آسمانی جمهوری اسلامی است .

 

پ‍س از سخنان دانشجویان ، حضرت آیت الله خوشوقت به سخنرانی پرداخت .

 

آیت الله خوشوقت با بیان این که شرائط رهبری نظام اسلامی فراتر از شرائط مرجعیت است و رهبر نظام باید فردی مدیر ، مدبر ، با تقوا و عادل باشد ، افزودند : اسلام با توجه به اینکه آخرین دین الهی است باید تا زمان ظهور منجی آخرالزمان در بستر زمین دوام بیابد .

 

 

 مشروح سخنان آیت ا... خوشوقت ، نماینده ی حضرت امام خمینی (ره) در شورای عالی انقلاب فرهنگی  در ادامه می آید :

 


ادامه مطلب
[ جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

آیت‌الله عزیز خوشوقت در دیدار با اعضای ائتلاف رایحه خوش خدمت گفت: هم خودتان با تحقیق و مطالعه در گذشته افراد رای دهید و هم دیگران را ترغیب به این کار کنید تا افراد ناسالم به عرصه‌های مدیریتی نظام راه نیابند. به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس، آیت‌الله عزیز خوشوقت از علمای برجسته تهران بعد از ظهر امروز دوشنبه در دیدار جمعی از مسئولان ستادهای انتخاباتی مناطق تهران ائتلاف سراسری رایحه خوش خدمت گفت: شما در انتخابات دو وظیفه بر عهده دارید یکی اینکه خودتان با تحقیق به افراد مناسبی رای دهید و یکی اینکه به دیگران کمک کنید که افراد سالم را وارد عرصه مدیریتی کشور کنند و باید سعی کنید کسانی به این عرصه‌ها راه یابند که از نظر مادی و معنوی سالم باشند. خوشوقت با بیان اینکه ملاک‌های کاندیدای اصلح را مقام معظم رهبری مشخص نموده‌اند، افزود: اگر افراد ناسالم به عرصه‌های مدیریت و اداره کشور وارد شوند هر کس به اندازه قصوری که در راهیابی این افراد متوجه اوست در خیانت‌های این افراد شریک خواهد بود. در این بین مجلس خبرگان خیلی حساس و مهم است و بعضی افراد که نغمه خطرناک ایجاد شورای رهبری را مطرح می‌کنند نباید به این مجلس راه یابند و لذا شما باید تلاش کنید هم خودتان با تحقیق در گذشته افراد به آنها رای دهید و هم دیگران را راهنمایی کنید که به افراد سالم رای دهند. وی با بیان اینکه تا به حال افراد ناسالم نتوانسته‌اند به مجلس خبرگان راه یابند، اظهار داشت: شما باید تلاش کنید افرادی که به مجلس خبرگان وارد می‌شوند حتما سالم باشند و دارای هیچ انحراف و اشکالی درباره رهبری نظام نباشند. خوشوقت با اشاره به اینکه نتیجه رای مردم در همان تکه کاغذ تعرفه رای خلاصه نمی‌شود، تصریح کرد: تمام اتفاقات و تبعات ورود افراد ناسالمی که در اثر غفلت ما به عرصه‌های مدیریت کشور به خصوص مجلس خبرگان راه می‌یابند ناشی از همان رای ما خواهد بود و ما باید رایی بدهیم که در آخرت بتوانیم در قبال آن به خدا پاسخ بدهیم. وی بیان داشت: عده کمی طرفدار آمریکا در بین ما هستند که تلاش دارند به مجلس خبرگان، ریاست جمهوری و جاهای دیگر نظام راه یابند و اکنون نیز که آقای احمدی‌نژاد در مصدر کار است تمام تلاش آنها این است که ایشان را به شکست بکشانند و وظیفه شما این است که اجازه ندهید این افراد از فیلترهای تعبیه شده در مسیر ورود به عرصه مدیریتی کشور عبور کنند و این مسئولیتی بزرگ برعهده شماست. این عالم دینی با اشاره به اینکه خیلی از مردم متاسفانه عادت نکرده‌اند با تحقیق و دقیق و با مطالعه گذشته افراد به آنها رای دهند، گفت: متاسفانه برخی از مردم در روز رای دادن از روی عکس افراد رای می‌دهند و بسته به اینکه کدامیک از عکس‌ها نظر آنها را جلب کند به همان فرد رای می‌دهند. شما باید کاری کنید که در اثر رای به آدم‌های ناصالح و ناباب خون شهدا پایمال نشود و بدانید که رای دادن بدون تحقیق خیانت به بیت‌المال‌، اسلام، دین و استقلال کشور است و خطری بزرگ برای نظام خواهد بود که تحقق یا عدم تحقق آن با رای من و شما اتفاق خواهد افتاد.

 

منبع

[ جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

تاریخ دانش شرق‏شناسى عموما با تحریفها، کتمان حقایق و نوعى بى‏انصافى همراه بوده است. اما در این میان گاهى برخى چهره‏هاى شاخص شرق‏شناسى، در مواجهه با منطق مستحکم برخى اندیشه‏هاى شرقى، شیفته آنها شده، به آن گرایش و میل باطنى و ایمان قلبى یافته‏اند. مرحوم پرفسور "هانرى کربن‏"، ایران شناس مشهور فرانسوى از جمله اروپاییانى است که در دوران زندگى علمى خود، در پى گذر از اندیشه‏هاى وجود شناختى اندیشورانى همچون "هایدگر" و "ادموند هوسرل‏"، با حکمت‏شرقى شیعى آشنایى حاصل کرده و به دنبال مطالعات چندین ساله، به وجود مبارک امام‏عصر، عجل‏الله تعالى‏فرجه‏الشریف، و معنویت‏بى‏بدیل سایر ائمه شیعه، علیهم‏السلام، تمایل قلبى، و یقین عینى و عقلانى یافته است.

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٦ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

چکیده

 

در این مقاله هر دو نقل جزیره خضرا و منابع و مآخذ این داستان آمده و به دقت به بررسی سندی آن پرداخته شده است؛ هرچند محور بحث، جزیره خضرا در نقل فضل بن یحیی طیبی و علی بن فاضل است. نیز ضعف سند و عدم توثیق طیبی و علی بن فاضل به اثبات رسیده و سپس به اشکالات دلالی و محتوایی پرداخته شده است؛ از جمله اشکال تناقض بین متن‌ها، به گونه‌ای که نقل بحارالانوار با نقل مرحوم شُبّر تفاوت بسیاری دارد، و اشکال تحریف قرآن که هرگز با معتقدات و باور‌های ما مطابقت ندارد، و اشکال رؤیت اختیاری امام  عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان غیبت کبرا که از سوی بزرگانی همچون شیخ جعفر کاشف الغطاء رد شده است؛ و اشکال ادعای فرزند داشتن امام که هرگز قطعی نیست و اشکال ادعای اسرار آمیز بودن جزیره خضرا و عدم امکان دسترسی به آن؛ در حالی‌که این جزیره، منطقه‌‌ای معروف بوده که از سال 407ق تا 621ق و بعد از آن، محل رفت و آمد مسلمانان، به طور عادی، و از  قلمرو بلاد اسلامی بوده است؛ به گونه‌ای که حکومت‌‌های مرکزی، برای این جزیره به نصب و عزل حاکم می‌پرداختند.

 

علاوه بر آن، کتاب‌‌های جغرافیای شهرها نام این جزیره و حدود آن را به دقت بیان می‌کند، و این نیز افسانه بودن داستان جزیره را تأیید و ادعای اسرارآمیز بودن آن را رد می‌کند.

بحث پیش رو، از سلسله بحث‌های تخصصی دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که توسط استاد حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ نجم الدین طبسی در مرکز تخصصی مهدویّت حوزه علمیه قم، تدریس و پس از تقریر و تنظیم آن توسط حجت‌الاسلام لطفی و تأیید استاد طبسی، در اختیار فصلنامه گذاشته شده است، تا مورد استفاده دیگر دانش‌پژوهان و محققان قرار گیرد؛ ان‌شاءالله.

 

واژه‌های کلیدی: جزیره خضراء، فضل‌بن یحیی طیبی، علی‌بن فاضل، صاحب‌الزمان.

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٦ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولی عصر (عج) دست بر سر خویش میگذاریم ؟ آیا روایت و یا دستور خاصی برای این موضوع وجود دارد

 

پاسخ :

 

در این باره روایت خاصی از حضرات معصومین علیهم السلام وارد نشده است ؛ جز روایتی که علامۀ مامقانی رضوان الله تعالی علیه در تنقیح المقال ، ج1 ،‌ ص418 در ترجمۀ دعبل خزاعی از مشکواة الأنوار ، شیخ محمد بن عبد الجبار نقل می‌کند و آن روایت این است :

 

لما قرأ دعبل قصیدته المعروفة التی أولها ( مدارس آیات ) على الرضا علیه السلام وذکره عج الله تعالى فرجه وضع الرضا علیه السلام یده على رأسه وتواضع قائما ودعا له بالفرج .

 

زمانی که دعبل قصیدۀ معروفش را که اولش (مدارس آیات ) بود بر امام رضا علیه السلام خواند و در آن نامی از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برده شد ، امام رضا علیه السلام دست بر سر نهاد و متواضعانه ایستاد و برای تعجیل در فرج آن حضرت دعا کرد .

 

مرحوم محدث نوری رحمت الله علیه در باره قیام و دست گذاردن بر سر می‌نویسد :

 

هذا القیام والتعظیم خصوصا عند ذکر ذلک اللقب المخصوص سیرة تمام أبناء الشیعة فی کل البلاد من العرب والعجم والترک والهند والدیلم وغیرها ، بل وعند أبناء أهل السنة والجماعة أیضا .

 

النجم الثاقب ، ص 605 .

 

این نوع قیام تعظیم در هنگام ذکر لقب مخصوص حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف ، از قدیم الأیام در میان تمام شیعیان ؛ اعم از عرب و عجم و ترک و دیلم ، در تمام شهرها و کشورها ؛ بلکه حتی در نزد اهل سنت نیز مرسوم بوده است .

 

منبع

[ چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٧:٢٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

پاسخ :

 

خواندن نماز هم در پنج وقت جایز است و هم در سه وقت ؛ البته اگر مشکلی برای تحصیل و شغل شخص نداشته باشد ، بهتر است که در پنج وقت خوانده شود . شیعیان بر این مطلب اتفاق نظر دارند و برای اثبات این مطلب دلایل محکم و قاطعی هم از کتاب‌های شیعه و هم از صحیح‌ترین کتب اهل سنت دارند . از آن‌جایی که طرف ما در این مسأله اهل تسنن هستند ، ما فقط به دلایلی از کتاب‌های آن‌ها می‌پردازیم .

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٧:۱٩ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

با توجه به این که خداوند فرموده " فقط مرا بخوانید " گفتن «یا رسول الله، یاعلی، یا حسین و...» سبب شرک نمی‌شود؟ 

 

 پاسخ :

 

اولاً این مطلب که خداوند فرموده باشد ، «فقط» مرا بخوانید و فقط مرا صدا بزنید تهمت و افترائی بیش نیست .

 

ثانیاً : خداوند در یک آیه فرموده است :

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٧:۱٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

پاسخ :

 

دانشمندان مسلمان در باره این که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم چگونه از دنیا رفت ، دیدگاه‌های گوناگونی دارند ؛  بسیاری از علمای شیعه و سنی معتقدند که آن حضرت را مسموم  کردند و همین سم در بدن آن حضرت اثر کرده و او را به شهادت رسانده است .

 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٧:۱٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

آیا عزاداری مداوم در روحیه مردم تأثیر منفی نمی گذارد و نمی توان با شادی ، دین را بهتر گسترش داد ؟ 

 

پاسخ :

 

آن چه مسلم است، نه شادمانى افراطى و بدون دلیل پسندیده است و نه ماتم زدگى و غم و اندوه مداوم ، و پسندیده آن است که انسان راه تعادل در پیش گیرد یعنى نه اسیر سرخوشى هاى بى دلیل شده و نه آن که غم زده و گوشه گیر شود بلکه برحسب مورد و واقعیات موجود خود را تطبیق دهد.

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٧:٠٩ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

پاسخ :

 

قبل از پاسخ به این سؤال لازم است معنای تکتف یا تکفیر و یا همان دست بسته نماز خواندن در لغت دانسته شود و نظر ائمه و فقهای شیعه پیرامون آن بررسی شود .

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٦:٥۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

  

لغت

 

بقیع در لغت به زمین گسترده و بزرگى گویند که داراى درخت باشد که یکى از آنها، بقیع (غرقد) است. غرقد، نام درختى است که در آن محیط بوده است،  گرچه بعدها آن درختان را کندند، ولى اسم آن باقى ماند و این زمین، معروف به بقیع الغرقد شد.

 

مساحت

 

این قبرستان از زمان رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله تا کنون باقى است و حدود ده هزار نفر از یاران پیامبر (ص) را در خود جاى داده است.

بقیع، زمین مستطیل شکلى در شرق مدینه است که 100 در 150 متر بوده است؛ ولى بارها توسعه پیدا کرده است. برخى آن را در اصل 80 در 80 متر دانسته‏اند که بعدها با اضافه شدن حش کوکب و... به آن، به 150 در 100 متر رسید.

 

آغاز

 

ابورافع مى‏گوید: رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله در صدد تهیه مکانى براى دفن یاران خود بود و جاهاى مختلفى را در اطراف مدینه ملاحظه کرد تا آن که به بقیع الغرقد رسید و فرمود: به من دستور داده شده که این مکان را قرار دهم.

 

اولین مدفن در بقیع

 

از برخى روایات، استفاده مى‏شود که اولین کسى که در بقیع دفن شد، عثمان بن مظعون بود؛ همان گونه که از حضرت امیرمؤمنان على علیه‏السلام روایت شده که اولین کسى که در بقیع دفن شده، عثمان بن مظعون و پس از او، ابراهیم، پسر پیامبر بود. از برخى روایات نیز فهمیده مى‏شود که اولین کسى که در بقیع دفن شد، اسعد بن زرارة بود. او به هنگام ساخت مسجد النبى، از دنیا رفت. ممکن است گفته شود که اولین کسانى که در بقیع دفن شدند، از مهاجران، عثمان بن مظعون و از انصار، اسعد بن

زراره بوده‏ است ، و یا آن که گفته شود که اسعد بن زرارة، در بقیع دفن شد؛ پیش از آن که آن مکان، به عنوان قبرستان عمومى، در نظر گرفته شود.

 

وقفى نبودن بقیع

 

بقیع، یک زمین وقفى نیست؛ چون ملک کسى نبوده است و وقفیت، فرع ملکیت است؛ وپس از تصمیم براى دفن، مردم درختان آن را کندند و عده‏اى هم آمدند و براى خود در آن خانه ساختند. بنابر این چلوگیری وهابیون از بازسازی بقیع تحت عنوان وقف بودن بقیع بهانه ای بیش نیست، علاوه بر آنکه خصوص امامان بقیع در خانه شخصی عقیل بن ابی طالب دفن گردیدند.

 

فضیلت بقیع

 

بقیع به خاطر قدوم مبارک رسول خدا و ائمه معصومین علیهم‏السلام و دفن چهار تن از امامان علیهم‏السلام و سایر مؤمنان، شهیدان ونیکان، داراى شرافت زیادى است. ابوحجر اسلمى از رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله، چنین روایت کرده است: کسى که در مکه یا مدینه بمیرد، مورد حساب واقع نگردد و مهاجر به سوی خدا محسوب شود و روز قیامت، با اصحاب بدر محشور مى‏شود همچنین از رسول

خدا صلى‏ الله‏ علیه‏وآله، چنین روایت شده است که روز قیامت، هفتاد هزار نفر از بقیع، بى‏حساب راهى بهشت مى‏شوند؛ در حالى که صورت آنها چون ماه شب چهاردهم، مى‏درخشد.

 

نزول یک آیه در بقیع

 

سیوطى از انس روایت مى‏کند که دو آیه «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً. إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً» در بقیع نازل شد.

 

پیامبر و بقیع

 

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله، به قبرستان بقیع مى‏رفت و مشغول دعا مى‏شد و براى مردگان، طلب رحمت و آمرزش مى‏کرد. علاوه بر این، وى در شامِ هر پنج‏شنبه، به همراه عده‏اى از مردم، به بقیع مى‏رفت. از این رو، فقیهان ما، فتواى مستحب بودن زیارت قبور را داده‏اند. علاوه به این، گاهى پیامبر، آخر شب به تنهایى به بقیع مى‏رفت و براى اهل بقیع، دعا مى‏کرد. جالب اینجاست که جایگاه ایستادن رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله در بقیع، کنار قبور فعلى ائمه بقیع بوده است. جعفر خالد بن عوسجى، نقل مى‏کند که شبى در گوشه خانه عقیل بن ابیطالب، مشغول دعا بودم که امام صادق علیه‏السلام از کنارم عبور کرد و مى‏خواست به سمت عریض برود که فرمود: این جایى که ایستاده‏اى، جایگاه شبانه رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله در بقیع بوده است و مى‏دانیم که اهل بیت علیهم‏السلام، در خانه عقیل، به خاک سپرده شدند.

 

همچنین در برخى روایات، از حضور رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله، در شب نیمه شعبان در بقیع و نیز از سجود رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله در بقیع ، نماز رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله در بقیع،  خواندن نماز باران در بقیع  و دعاى آن حضرت در آن جا  مطالبى نقل شده است. سلمان فارسى نیز مهر نبوت رسول خدا را در قبرستان بقیع دید.  برخى روایات نیز از زبان رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله در قبرستان بقیع نقل شده است که برخى از آنها در فضیلت امیرمؤمنان على علیه‏السلام  و امام مهدى علیه‏السلام است.   که تفصیل آن را در کتاب (بقیع الغرقد فی دراسه شامله) آورده ایم.

 

بقیع و عترت پیامبر(ص)

 

امیرمؤمنان على علیه‏السلام، یک شب در بقیع، درباره اسرار حرف «با» بسم الله الرحمن الرحیم، تا طلوع فجر سخن گفت  و به پایان هم نرسید.

 

محل نماز حضرت فاطمه علیهاسلام در قبرستان بقیع، مشخص بود. شیخ صدوق سفارش مى‏کرد که پس از زیارت امامان بقیع، در مسجدى که در آن جاست و گفته مى‏شود که مکانى است که فاطمه علیهاسلام در آن نماز گزارده است، دو رکعت نماز بخوانید.  ظاهراً مقصود، همان بیت الاحزان است که در نزدیکى قبور امامان بقیع بوده است و وهابیان آن را تخریب کردند. بیت الاحزان فاطمه را باید خانه اسرار فاطمه نامید. این جا، جایى بود که على علیه‏السلام آن را براى فاطمه علیهاسلام ساخته بود آن حضرت با حسنین علیهماالسلام، در آن جا حضور مى‏یافت و تا شب، به گریه مى‏پرداخت.

 

امامان بقیع درباره بقیع، گفت‏وگوهایى دارند که تفصیل آن در جاى خود آمده است.

 

عنایت مسلمانان به زیارت بقیع

 

عالمان شیعه و سنى در کتاب‏هاى خود، مردم را به زیارت قبرستان بقیع ترغیب نموده‏اند. علاوه بر فقیهان وعالمان بزرگ شیعى، شخصیت‏هایى از اهل سنت چون عبدالکریم بن عطاء الله مالکى، محمد بن شربینی، بکری دامیاطی، فاکهى، نووى، غزالى، صالحى شامى و... به آن تصریح کرده‏اند.

 

آداب زیارت قبور ائمه بقیع

 

مستحب است که براى این زیارت، سه کار انجام شود؛ غسل، زیارت و خواندن هشت رکعت نماز (براى هر امام، دو رکعت).

 

بنا به تصریح برخى از مراجع بزرگوار، مانند حضرت آیه‏الله وحید خراسانى، ادب زیارت حکم مى‏کند که براى زیارت ائمه در قبرستان بقیع، با پاى برهنه وبدون کفش وارد شوند و زیارت کنند.

 

پیراستن حرم امامان بقیع

 

مسلمانان از دیرباز، اقدام به بازسازى و ساختن گنبد براى شخصیتهای بزرگ اسلامی کردند که گنبد سبز پیامبر و گنبدهایى که در عراق، ایران، سوریه، مصر، ترکمنستان و .. وجود دارند، شاهد این مطلب هستند و تنها وهایبان، به خاطر تحجر و کج‏فهمى‏اى که دارند، بااین کار مخالفت کرده‏اند.

 

یکى از کسانى که اقدام به ساخت گنبد بر مزار امامان بقیع نمود، ابوالفضل اسعد بن محمد بن موسى قمى اردستانى مجدالملک است. او در آخر قرن 5، کشته شد.  همچنین الناصر لِدین الله، خلیفه عباسى، در سال 560 ق. اقدام به تعمیر گنبد امامان بقیع کرد  و نیز ابوطالب عبدالله بن حسین بن میرزا رفیع‏الدین حسینى مرعشى نیز اقدام به تعمیر و بازسازى حرم امامان بقیع نمود.

 

در دوره قاجاریه، محمد بن على امین السلطنه، اقدام به نهادن ضریحى از فولاد بر روى قبور نمود. او قصد داشت ضریحى نقره‏اى نیز براى آنها قرار دهد که مانع کار او شدند.

 

سید على قطب هزار جیبى نیز آخرین ضریح فولادى را - که در اصفهان ساخته شده بود - به مدینه برد و با زحمت و سه سال معطلى در جده، بر قبور مطهر ائمه بقیع نهاد  که این ضریح نیز در سال 1343 ق. توسط وهابیان از جا کنده شد و قطعاتى از آن، تا سال ۱۳۸۵ هـ.ش بر دیوار شهداى احد وجود داشت.

 

مرحوم سید محسن امین مى‏نویسد: سلطان عبدالمجید عثمانى - که گنبد قبر پیامبر را ساخت - دستور داده بود که براى امامان بقیع نیز گنبدى همانند گنبد پیامبر (ص) بسازند؛ ولى با مخالفت برخى از اهل مدینه مواجه شد.  غیر از قبور مطهر امامان بقیع، بیت الاحزان، قبر حلیمه سعدیه، قبور دختران و همسران پیامبر، قبر مالک و قبور عمه‏هاى پیامبر نیز داراى گنید بودند که همه آنها توسط سلفیان تخریب شد.

 

فاجعه تخریب بقیع

 

همانگونه که گفته شد مسلمانان از آغاز، به قبور بزرگانشان توجه داشتند و بر فراز آنها، گنبدهایى مى‏ساختند که از جمله آنها، گنبد قبر مطهر رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله است که از اول تا کنون، بوده است. مزار بزرگان و امامان بقیع نیز از این قاعده مستثنى نیست. ابن جبیر (قرن 6) در سفرنامه خود، بقیع را به زیبایى توصیف کرده، از گنبد زیبا و بسیار بلند ائمه بقیع، یاد کرده است.  پس از او، ابن بطوطه نیز همان توصیف را دارد.

 

سمهودى نیز از گنبد ائمه اهل بیت، به عنوان گنبد باعظمت و بلند یاد کرده است؛ اما جریان واپس‏گرا و متحجر وهابى، در 8 شوال سال 1344ق. اقدام به تخریب آن نمود و به احساسات میلیون‏ها نفر از مسلمانان، توجهى نکرد. جالب این جاست که آنها اقدام به نگهدارى از لباس‏ها و اسباب منزل، خانه، شمشیر و تخت‏خواب آل‏سعود نموده‏اند و از آثار یهودیان مدینه نیز تا کنون محافظت کرده‏اند؛ ولى آثار رسول خدا و اهل بیت او علیهم‏السلام را خراب کردند.

 

عکس‏العمل مسلمانان در تخریب بقیع

 

تخریب بقیع، با عکس‏العمل شدید مسلمانان و به ویژه، شیعیان جهان، مواجه گردید. مسلمانان ایران، عراق، قفقاز، آذربایجان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان، تاتارستان، یاشقیرستان، ترکیه، افغانستان، چین، مغولستان و هندوستان، در برابر این مسئله، موضع‏گیرى کردند  دولت و مجلس آن روز ایران نیز در این زمینه، موضع‏گیرى رسمى کرد.  همچنین فقیهان وبزرگانى چون سید ابوالحسن اصفهانى، شیخ محمد خالصى و شهید سید حسن مدرس، این اقدام را محکوم کردند.

 

در کنفرانس کشورهاى اسلامى، مرحوم شیخ محمدحسین کاشف الغطاء، سید امین حسینى مفتی فلسطین، و سید محمدتقى طالقانى (آل احمد) نماینده آیه‏الله بروجردى در مدینه، شرکت کردند. همچنین مراجع وبزرگانى دیگرى مانند حاج شیخ عبدالکرى حائرى، حاج آقا حسین قمى، سید محسن حکیم، سید هبه‏الدین شهرستانى و امام خمینى، در این مورد، موضع‏گیرى کردند وحضرت امام خمینى در این زمینه، نامه‏اى خطاب به شاه عربستان نگاشت.

 

اجساد جاویدان

 

بدن سالم ۲ تن از فرزندان امام جعفر صادق علیه‏السلام -پس از گذشت بیش از ۱۰۰۰ سال از فوتشان- در بقیع دفن شده است.

 

یکى از آنان، اسماعیل بن جعفر است که قبر وى پیش از درب اصلی فعلىِ قبرستان بقیع بوده است. به هنگام ایجاد خیابان ابوذر - که امتداد آن به بقیع رسید - مجبور به نقل جسد على و جعفر شدند که به هنگام خاک‏بردارى، قبر وى ویران شد و جسد سالم وى یافت شد که به درون قبرستان بقیع منتقل و در ضلع شرقى شهداى حره، دفن شد. علامت قبر وى، پس از مدتى توسط وهابیان برداشته شد.

 

على بن جعفر عریضی، فرزند دیگر امام صادق علیه‏السلام است که تا دوره امام جواد علیه‏السلام زنده بود. قبر وى در عریض - یکى از روستاهاى اطراف مدینه منوره و نزدیک به منطقه احد - قرار داشت که اینجانب به زیارت آن رفته بودم، وچند سال پیش، عوامل مزدور وهابیت، اقدام به تخریب قبر وى نمودند؛ ولى -بنا به شهادت برخی از موثقین مثل حجت الاسلام والمسلمین شیخ حسن راضی از علمای احساء وحجت الاسلام والمسلمین شیخ حسین رضوانی مسئول وقت دفتر نماینگی بعثه مقام معظم رهبری در مدینه- با جسد سالم وى مواجه شدند که با انتقال جسد مطهر وی  به قبرستان بقیع، نزدیک قبور اهل بیت دفن گردید.

 

محمدامین پورامینى

 

 

منبع

[ چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٦:٥٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

  

 اگر چه انشقاق شیعه و سنی به تاریخ صدر اسلام و مسئله جانشینی پیامبر (ص) باز می گردد، ولی ابن تیمیه نیز در این جریان نقش مهمی ایفا کرد (1328 و 1263. ت). وی پیشگام جدلیون سنی بود و اعتقادات شیعی را به شیوه ای نظام مند و با شدت تمام مورد انتقاد قرار داد.

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٦:٤٩ ‎ق.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

برای این پرسش یک جواب اجمالی و یک جواب تفصیلی ارائه میگردد لطفا ادامه مطلب را مطالعه کنید

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۸:۱۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 پاسخ :

 

در نگاه اول چنین به نظر می رسد که اگر برنامه غیبت صغرا ادامه پیدا می کرد و امام زمان (عج) با توجّه به غیبت آن حضرت در تمام اعصار غیبت نائب خاصی داشت که راتق و فاتق امور و راهنمای عموم باشد و به عبارت دیگر شرایط غیبت صغرا امتداد پیدا می کرد، به نفع مردم بود، امّا


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۸:۱۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

پرسش:

 

 امیر مؤمنان دختر خود ام کلثوم را به عقد عمر بن الخطاب درآورده این نشانه حسن روابط است؟

 

پاسخ:

 

تزویج ام کلثوم به عمر بن خطاب یک مسأله تاریخی اختلافی است که


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٤:٤۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

سوال :

 

پس از قتل عثمان، مسلمانان در خانه علی ریختند که با او بیعت کنند، شیعیان می گویند: علی فرمود: «دعونی والتمسوا غیری» ؛«مرا رها کنید و دیگری را بجویید». اگر علی خلیفه بود، چرا می گوید: دیگری را بجویید.

 

پاسخ:

 

خلافت به دو صورت متصور است و تفاوت روشنی با هم دارند:

 

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٤:۳٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

سوال:

 

 خواهشمند است با توجه به نزدیک شدن پایان سال و فرارسیدن عید باستانی ایرانیان به سوالات ذیل پاسخ فرمائید

 

1- برخی عید نوروز را قبول نداشته و گرامی داشتن آن را منافات با اسلام می دانند. لطفاً بفرمائید گرامی داشن این عید از نظر شرعی چه جایگاهی دارد؟

 

 2- بهترین اعمال در این روز به خصوص و لحظۀ سال تحویل چیست؟

 

 3- با توجه به پایان سال بهترین کاری که انسان می تواند انجام دهد چیست؟ و حسابرسی اعمال که برآن تاکید شده را باید چگونه انجام داد؟

 

 4- لطفاً یک نکتۀ اخلاقی در این پایان سال ذکر کنید تا ان شاءالله در سال آینده آن را سر لوحۀ کارهایمان قرار دهیم.

 

 

پاسخ

 

1- اسلام عزیز آن را امضاء کرده است. لذا مرحوم محدث قمی در مفاتیح، در آخر دستورات ماهها، نمازی در آن روز نقل می کند و بعد از نماز دعائی و در آن دعا شرافت و کرامت آن عید را نقل می کند.

 

2- خواندن دعای: «یا مقلّب القلوب و الابصار یا مدبّراللیل و النّهار یا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال، بسیار خوب است.

 

3- جداً حساب سال را و گذشته را بکند و اگر گناهکار است، جداً توبه کند و با حالت توبه وارد سال شود.

 

4- از خداوند متعال با توسل به اهل بیت«علیهم السلام» بخواهید در این سال، تقوا و رابطه با خودش و سلامتی و امنیت، مقدّر شما بکند و فرج حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» انشاءالله حاصل شود

 

 

منبع

[ دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۳:٢۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

از ولادت تا هجرت به قم

 

 

آیت الله عزیز خوشوقت در سال 1305 هجری شمسی متولد و پس از تحصیلات روز به فراگیری علوم حوزوی پرداختند. شور و شوق آموختن معارف دینی و استفاده از عنایات خاصه کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س) ایشان را پس از پنج سال تحصیل در تهران به آشیان اهل بیت عصمت و طهارت فراخواند.

 

 

تحصیل در شهر علم و اجتهاد در قم

 

 

از برکات سفره کریمه بی بی دو عالم هفت سال تلمذ و شاگردی حضرت امام (قدس سره) در مباحث خارج فقه و اصول و استفاده از درس خارج فقه  مرجع عالیقدر آیت الله العظمی بروجردی و هم نشینی با شهید محراب آیت الله صدوقی بود.

 

 

ایشان حکمت و فلسفه را نیز در محضر مفسر کبیر قرآن، عالم ربانی علامه طباطبایی آموخت، از آنجا که زینت علم با عمل صالح است و اخلاق و تهذیب نفس زیور مردان پاک آن روزگار، ایشان نیز با مدد از توفیق الهی پای همت در مسیر خود سازی و سیر و سلوک نهاد. انفاس ملکوتی مرد فرزانه، معلم اخلاق مرحوم آیت الله علامه طباطبایی ایشان را بیش از دیگران همچون شهید علامه مرتضی مطهری با دقایق و رموز اخلاق  و درجات عرفان آشنا ساخته و همین امر، ایشان را مورد توجه و محبت ویژه علامه قرار داد.

 

عزیمت به تهران

 

ایشان پس از فراگیری علوم معقول و منقول و آشنایی با لطایف حکمت و اخلاق و عرفان و پس از نایل شدن به مقام معنوی اجتهاد به تهران بازگشت. اقامت در تهران، برپایی نماز جماعت در مسجد امام حسن مجتبی (ع)، تربیت طلاب و فضلای حوزه حوزه علمیه، درس اخلاق و توجه به خواسته ها و حاجات مردم، انس با جوانان، بسیجیان و رزمندگان، خانواده های شهدا در طول بیش از چهل سال از ایشان چهره ای دوست داشتنی و مردمی ساخت.

 

 

آنها که ایشان را از نزدیک می شناسند و یا وصف حال ایشان را شنیده اند صبر و حوصله و سعه صدر کم نظیرشان را در برخورد با مردم می ستایند.

 

 

اصرار فراوان شهید بزرگوار آیت الله قدوسی جهت بازگرداندن ایشان به قم و برپایی کرسی درس اخلاق و تربیت طلاب فاضل حاکی از مراتب معنوی ایشان بود.

 

 

دوران شکوهمند انقلاب اسلامی

 

 

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی طی حکمی از طرف حضرت امام خمینی (قدس سره) به عنوان نماینده ویژه ایشان در ستاد انقلاب فرهنگی منصوب شدند و از آن پس نیز بیشتر در زمینه های فرهنگی و ارشاد و هدایت جوانان و تربیت فضلای حوزه علمیه و دانشجویان مستعد ایفای وظیفه نمودند و تا حال مسجد ایشان کانون آمد و شد جان های ارادتمند و جوانان انقلابی و پر شوری است که از زلال صحیفه  سجادیه، خطبه های نهج البلاغه، روایات و آیات و توضیح و تفسیر آیات نورانی قرآن سیراب می شوند.

 

 

تاکید نسبت به آراء و اندیشه های امام راحل (ره)، حمایت و پشتیبانی از مواضع و دیدگاههای مقام معظم رهبری، از وی چهره ای محکم و انقلابی ساخته است. بصیرت ایشان نسبت به جریانات سیاسی و ترفندهای دشمنان موجب گردید تا معظم له مورد مشورت بسیاری از شخصیت های سیاسی و نخبگان حوزه و دانشگاه گردیده است. دوری از ظواهر مادی و دنیایی و تاکید بر ساده زیستی و مردمداری و ارتباطات بی تکلف مردم با ایشان از جمله ویژگیهایی است که موجب توجه قلوب ارادتمندان و جوانان به این شخصیت اخلاقی است.

 

 

منبع

[ یکشنبه ٢ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

 

 چند هفته گذشته محمد مجتهد شبستری سخنران ثابت جلسات مناسبتی اصلاح‌طلبان، به‌بهانه سالروز رحلت پیامبر اسلام(ص)، عصمتانبیا، پیامبر اسلام و اهلبیت علیهم‌السلام را زیر سؤال برد. اگرچه شبهات کم‌عمقی مانند استناد به طلب مغفرت اهلبیت در مناجات‌های خود و یا آیه دوم سوره فتح برای نفی عصمت حضرات معصومین، بارها در مباحث کلامی شیعه پاسخ داده شده و طرح این شبهات در یک محفل دانشجویی و سخنرانی یکسویه (نه مناظره) اعتبار چندانی از حیث علمی ندارد اما به‌منظور شبهه‌زدایی، بخش‌هایی از پاسخ‌های قبلی آیت‌الله سبحانی درخصوص عصمت پیامبر(ص) را که خبرگزاری فارس آن را بازنشر داده است، منتشر می‌کنیم:

 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٢ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]


چکیده: داستان فرشته اى به نام فطرس و کوتاهى او در انجام فرمانى از فرمان هاى الهى و افتادن بال هایش و سپس توسّل وى به امام حسین(ع) در روزهاى آغازین ولادت آن حضرت(ع) و بخشودگى و بهبودى او از قضایاى معروفى است که با شبهاتى عقلى و کلامى مورد نقد و انکار قرار گرفته است، این نوشتار، در پژوهشى کلامى ـ حدیثى، به این نتیجه مى رسد که نصوص مشتمل بر این قضیّه با عصمت فرشتگان و تجرّد نسبى آنان منافاتى نداشته، از اعتبار سندى لازم نیز برخوردار هستند. کلید واژه: امام حسین(ع)، فطرس ملک، توسّل، عصمت فرشتگان، عصمت معصومان(ع)، گناهان منزلتى. در باره فطرس ملک و داستان بخشودگى و بهبودى وى به برکت وجود حضرت سیّد الشهداء(ع) و توسّل به آن حضرت، روایات مستفیضى نقل شده است، اما گاهى در صحّت و معقول بودن آنها مناقشاتى مطرح مى گردد که این مقاله در دو بخش به تحقیق در این باره مى پردازد.


 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٢ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٢:٢٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

  

الف) خط قرآن

 

شاید مناسب بود در فصل اول این بخش، که از نگارش، کتابت و کاتبان قرآن بحث مى‏کردیم، راجع به خط <قرآن» نیز سخن مى‏گفتیم؛ اما به جهت پیوستگى این بحث و ارتباطى که با رسم الخط عثمانى دارد و آن‏چه پس از توحید مصاحف به‏صورت تحوّل و تطوّرى در خط قرآن پدیدار گشت، و به اعراب و اعجام در خط قرآن انجامید، بحث از خط قرآن را در این فصل قرار دادیم. پیدایش خط و سیر تحول آن خود تاریخ مفصّلى دارد.

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱:٤٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

  

الف) انگیزه یکى کردن مصاحف

 

دانستیم که پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، جمع‏آورى قرآن به صورت رسمى به دستور خلیفه اول و به همت زیدبن ثابت صورت گرفت. پیش از آن، على(ع) نیز که از همه به قرآن آشناتر بود، مصحفى را تدوین نمود. بزرگانى از صحابه نیز به جمع <مصحف» همت گماردند و آنان که از موقعیت ممتازى برخوردار بودند، مصاحفشان به سرعت مورد توجه مسلمانان قرارگرفت. بدین ترتیب، مردم هر منطقه، مصحفى را که یکى از صحابه سامان داده‏بود، قراءت مى‏کردند. گسترش فتوحات اسلامى در دهه‏دوم و سوم هجرى و گرایش روز افزون به اسلام و علاقه زایدالوصفى که به کتاب دینشان (قرآن) داشتند، سبب شد تا آنها که سواد کتابت و نگارش داشتند، به اندازه توان و امکانات خویش، به کتابت قرآن همت کرده از مصحف‏هاى معروف و موجود در هر منطقه، استنساخ نمایند. گرچه مردم شهرهایى مثل کوفه، شام و بصره به ترتیب از مصاحف عبدالله بن مسعود و ابىّ بن کعب و ابو موسى اشعرى پیروى مى‏نمودند، اما در همین شهرها نیز در اثر مرور زمان و نیاز به حفظ و قراءت قرآن، مصاحف فراوانى استنساخ گردید.

 


ادامه مطلب
[ شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

آنچه در این نوشتار می آید نگاه علمی و بدون تعصب درباره تبیین مطلب فوق می باشد. از خداوند بزرگ توفیق می خواهم تا بتوانم در این مقال، واقعیت ها را بیان کنم بدون آنکه به مقدسات و یا شخصیت های مورد قبول فرق و مذاهب اهانتی بشود.زیرا نویسنده بر این باور است ، که اهانت به مقدسات دیگران نه تنها راه گشا نیست بلکه موجب مشکلات و دشواری فراوانی می شود ، از این رو با استفاده از قرآن و سنت ، روش تحقیق و تبلیغ خویش را دو آیه ازقرآن قرارمی دهیم:


ادامه مطلب
[ شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

انتقاد از ابوبکر در خطبه‌ی شقشقیه در دو جمله خلاصه شده است. اول حضرت می فرمایند که پسر ابو قحاقه به خوبی می‌دانست که لباس خلافت فقط شایسته‌ی من است. من در دوران خلافت مانند کسی بودم که خار در چشم و استخوان در گلویش بماند.

اما والله لقد تقمصها ابن ابی قحافه و انّه لیعلم انّ محلّی منها محلّ القطب من الرهی

به خدا قسم پسر ابی قحاقه لباسی را پوشید که می دانست که نسبت من با آن مانند نسبت محور سنگ آسیا با آن است.

دوم اینکه حضرت از مساله‌ی تعیین خلیفه توسط ابوبکر به شدت انتقاد کردند و فرمودند.

فیا عجبا بیناهو یستقبلها فی حیا که اذ عقدها لا خد بعد وفاته

شگفتا که ابوبکر از مردم می‌خواهد که در زمان حیاتش او را از تصدی خلافت معاف بدارند. و در همان حال زمینه را برای دیگری بعد از وفات خویش آماده می‌سازد.

پس از بیان این جملات علی علیه‌السلام از تعبیری بسیار شدید نسبت به خلیفه‌ی اول و دوم استفاده می‌نمایند و می‌فرمایند:

«با هم به قوت و شدت پستان خلافت را دوشیدند».

ابوبکر در جمله‌ای در هنگام خلافت خود گفته بود که «اقلیونی فلست بخیرکم» مرا معاف بدارید که بهترین شما نیستم و سخن امیر‌المؤمنین علی علیه‌السلام مؤید این مطلب است.

 

منابع:

سیری در نهج البلاغه ، مرتضی مطهری

 

منبع

[ شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

مورخین می نویسند وقتی ابوبکر به خلافت مستقر گردید نامه ای به پدرش ابی قحافه نوشت بدین مضمون :

(( این مکتوبی است از خلیفه رسول خدا ، ابی قحافه بدان که مردم به خلافت من راضی شدند و مرا خلیفه کردند و من خلیفه خدایم )) .

وقتی نامه به ابی قحافه ( پدر ابوبکر ) رسید ، به نامه رسان گفت : چه شد مردم علی ابن ابیطالب ( ع ) را از خلافت منع کردند ؟

نامه رسان جواب داد : چون سن علی ( ع ) کم بود !

ابی قحافه گفت : اگر خلافت به سن است من از ابوبکر مسن تر و پدر او هستم . ظلم بر علی ( ع ) کرده اند و حق او را غصب کرده اند زیرا پیغمبر ( ص ) علی ( ع ) را بر همه ترجیح میداد و بیعت او را از همه ما گرفت .

ابی قحافه برای پسرش که خلیفه شده بود ، جواب نامه را نوشت :

(( نامه احمقانه تو رسید زیرا مشتمل بر تناقض بود : یک دفعه خود را خلیفه خدا خواندی ، دیگر بار خلیفه رسول خدا نامیدی ، و مرتبه سوم نوشتی که مردم بخلافت من راضی شدند و مرا خلیفه کردند !!! )) .

 

منتقم حقیقی ص 79 - تاریخ مفصل اسلام ص 114

 

 

منبع

[ شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱:٠٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

شاید از مهم‌ترین ادله‌ی بی‌اساس بودن داوری خلیفه اول این باشد که در طول تاریخ هیچگاه این قضاوت او پذیرفته نشد و بارها فدک به اهل بیت (ع) بازگردانده شده است.

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱:٠٤ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]

 

شک نیست که سازمان دین اسلام - که به جرأت میتوان آن را وسیع‏ترین سازمان‏های جهانی نامید - در بقا و جریان خود، به نگهبان و گرداننده نیازمند است و پیوسته افراد شایسته‏ای را میطلبد که معارف و قوانین آن را به مردم برسانند و مقرّرات دقیق آن را در جامعه اسلامی اجرا کنند و کمترین غفلت و مسامحه در رعایت و نگه‏داری آن روا ندارند.

از سوی دیگر از آن جا که یکی از مقاصد آفرینش؛ هدایت مردم به راه راست است؛ خدای مهربان پس از رحلت پیغمبر(ص)، برای نگهبانی دین و هدایت مردم، باید امام و پیشوایی تعیین کند و مردم را به عقل خودشان - که بیشتر اوقات مغلوب هوا و هوس میشود - وانگذارد و همان‏طور که پیغمبر را به همه نیازمندیها و درمان تمام دردهای فردی و اجتماعی بشر، آگاه نموده، او را از هرگونه اشتباه و خطا، مصون و محفوظ داشته است؛ باید به امام و پیشوای دینی نیز علم و عصمت مرحمت فرماید.

با این دلیل عقلی، روشن میشود که برای هدایت مردم و حفظ و حراست دین و اجرای مقررات آن پس از رحلت پیغمبر(ص)، باید امامی از جانب خدای متعال تعیین شود.

این دلیل عقلی با دلیل نقلی نیز همراه گشته است؛ چرا که پیامبر اکرم(ص) از همان ابتدای رسالت، نسبت به مسأله خلافت و جانشینی خود حساس بود و در همان سال‏های آغازین رسالت، حضرت علی(ع) را به عنوان وزیر و وصی خود برگزید و در طول عمر مبارک خود، بارها به این مسأله تصریح فرمود. گوشه‏ای از آیات و روایاتی که شیعه به وسیله‏ی آنها، وصایت و جانشینی حضرت علی(ع) را اثبات میکند و بسیاری از علمای اهل سنت هم به آنها معترف‏اند، بدین‏گونه است:


ادامه مطلب
[ شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی حسینعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجموعه ای از پرسشهایی که همیشه در ذهنم بوده و وقت زیادی را برای پیدا کردن آنها صرف کردم و اکنون بدون اتلاف وقت در اختیار شماست .
موضوعات وب
امکانات وب
...... .....